امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۳ ساعت : ۰۵:۴۷
  • در مکتب امام و رهبری
  • درس‌گفتار قرآن کریم روز بیست و هشتم | تعلیم و تزکیه؛ وظیفه اصلی پیغمبر

    سوره مبارکه جمعه آیه ۲
    هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأُمِّیّینَ رَسولًا مِنهُم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَهَ وَإِن کانوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ﴿۲﴾
    و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!

    تعلیم و تربیت؛ زمینه‌ساز بهره‌مندی از خیرات عالم
    پیغمبر براى این مبعوث شده بود که مردم را تعلیم دهد و تزکیه کند؛ «یعلّمهم الکتاب و الحکمه و یزکّیهم»؛(۱) یا در جاى دیگر «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه».(۲) باید انسان‌ها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و اینجامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود.(۳)
    «هو الّذى بعث فى الامیّیّن رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه». «یزکّیهم»؛ یک یک دل‌ها در زیر تربیت پیغمبر قرار مى‌گرفت. پیغمبر به یکایک ذهن‌ها و خرد‌ها، دانش و علم را تلقین مى‌کرد. «و یعلّمهم الکتاب و الحکمه». حکمت یک مرتبه‌ى بالا‌تر است. فقط این نبود که قوانین و مقررات و احکام را به آن‌ها بیاموزد، بلکه حکمت به آن‌ها مى‌آموخت. چشمهاى آن‌ها را بر روى حقایق عالم باز مى‌کرد. ده سال هم پیغمبر این‌گونه و با این روش حرکت کرد. از طرفى سیاست، اداره‌ى حکومت، دفاع از کیان جامعه‌ى اسلامى، گسترش دامنه‌ى اسلام، باز کردنِ راه براى این‌که گروههاى خارج از مدینه بتدریج و یک به یک وارد عرصه‌ى نورانى اسلام و معارف اسلامى شوند، از طرف دیگر هم تربیت یکایک افراد.(۴)
    هدف همه‌ى نبوّت‌ها و بعثت‌ها این است. هرکدام از انبیا به نبوّت مبعوث شدند، این اقدام بزرگِ تعلیم و تربیت را تا آن حدّى که امکانات زمان اجازه مى‌داد، پیش بردند؛ اما دین خاتم و نبىّ خاتم باید این حرکت عظیم الهى را ابدیّت بخشد؛ چون پیغمبرِ دیگرى مبعوث نخواهد شد تا بشر به آن سر منزل نهایى خود در این عالم – که زندگى در کره‌ى خاکى و در خانواده‌ى بشرى، باید همراه با صلح و صفا و عدالت و با بهره‌مندى از خیرات عالم باشد – نزدیک شود و بالاخره به آن برسد. چگونه مى‌شود بشریت را به آن سرمنزل نهایى نزدیک کرد؟ آن وقتى که این تربیت مستمر باشد. باید تعلیم و تربیت مستمرّى از موضع حکومت و قدرت سیاسى – آن هم قدرت سیاسىِ کسى مثل پیغمبر؛ یعنى معصوم – اینجامعه‌ى بشرى را بتدریج پیش ببرد و تربیت کند و ناهنجاری‌ها را در میان آن‌ها کاهش دهد تا بشریت بتواند به آن نقطه‌اى که شروع زندگى سعادتمندانه‌ى همه‌ى انسانهاست – که ما آن دوره را، دوره‌ى حضرت ولىّ‌عصر ارواحنافداه مى‌دانیم – برسد.(۵)

    تفاوت راه انبیاء با سایر مکاتب
    در بعثت پیغمبر، آنچه به مردم هدیه شد، فقط تعدادى مفاهیم خشک و ارائه طریقى که رهروى در آن نیست و کسى زمام امور مردم را در آن راه در دست ندارد، نبود. از لحظه اوّل، این بعثت در وجود خودِ آن بزرگوار و سپس در روح و جان و در عمل مؤمنین به این پیام، تحقّق یافت و جاهلیّت، از لحظه اوّل، از این پیام ضربه خورد و با آن مقابله کرد. این، خصوصیت بعثت انبیاست. این، مخصوص نبوّت خاتم هم نیست. انبیا حرکت مى‌کنند و آنچه را که در مقام تعلیم به انسان‌ها هدیه مى‌کنند، در عمل هم نشان مى‌دهند. خودشان اوّلین کسانى هستند که این راه را طى مى‌کنند. «یعلمهّم الکتاب و الحکمه» فرعِ این است که علم کتاب و حکمت در وجود مقدّس نبى اکرم، در حدّ اعلى وجود دارد. «یزکیّهم» فرع بر این است که آن وجود مطهّر در حدّ اعلاى ممکنه براى طبیعتِ بشرى، تزکیه شده است. با این نیروست که مى‌تواند دنیایى را به سمت تزکیه پیش ببرد. این، آن چیزى است که رهبران مکاتب مختلف و سررشته‌داران مفاهیم گوناگون فلسفى، اجتماعى، سیاسى و غیره، از آن بیگانه‌اند. آنان چیزهایى به ذهنشان مى‌رسد؛ در عالم تصوّرْ چیزهایى را مى‌فه‌مند و آن‌ها را به مردم هم تحویل مى‌دهند. کسانى هم از آن‌ها یاد مى‌گیرند، یا نمى‌گیرند. این، غیر از ممشاى انبیاست که از اوّلْ حرکت است، از اوّلْ اقدام است، از اوّلْ تحقّق آن شعارهایى است که در زبان آن‌ها وجود دارد و در عمل آنهاست. این، درست، در زندگى نبىّ اکرم پیش آمد. از لحظه‌ى اوّل، آن تعلیم و تزکیه و آن حرکتِ در راه اقامه‌ى قسط، آغاز شد. لذا از لحظه‌ى اوّل هم، مصادمه و معارضه شروع شد؛ از‌‌ همان وقتى که پیغمبر اکرم دعوت خود را در پاسخِ «و انذر عشیرتک الأقربین»،(۶) در یک سطح گسترش دادند، تا زمانى که در سطح عمومِ مردم آن را منتشر و علنى کردند و تا وقتى که در جهت نظام اجتماعى – که‌‌ همان نظام عدل بود – حرکت نمودند و آن را اقامه کردند.(۷) تزکیه و تعلیم، جزو وظایف اصلى پیغمبر است. در جوامع اسلامى، مسؤولان باید‌‌ همان راه را بروند؛ باید تعلیم دهند و تربیت کنند؛ باید ایمان دینى را در ذهن‌ها تقویت و راسخ کنند.(۸)

    منحرف شدن علم درصورت همراه نبودن با تزکیه
    بعضی‌ها از جلو قرار گرفتن «یزکّیهم» در دو آیه‌ى قرآن بر «یعلّمهم»، استفاده کرده‌اند که تزکیه از تعلیم هم بالا‌تر است. مى‌تواند این طور باشد. حدّاقل این است که تزکیه در کنار تعلیم است؛ «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه»؛ آن هم تعلیم کتاب و حکمت، نه تعلیم چیزهاى پیش پا افتاده. این در کنار تزکیه است. بنابراین تزکیه خیلى والاست.(۹)
    به قدر تعلیم، یا شاید بیش از تعلیم، به تربیت بیندیشید. بجز در یک جا در قرآن، که «یعلّمهم» جلو‌تر از «یزکّیهم» است،(۱۰) همه جا «یزکّیهم» – تزکیه – بر تعلیم مقدم است؛ «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه».(۱۱) این شاید نشان دهنده‌ى این است که تزکیه جایگاه برترى دارد. مخاطبان خودتان را تزکیه کنید، تربیت کنید. این تربیت هم همین طور که عرض کردیم، «من نصب نفسه للنّاس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره»،(۱۲) سخت است. این کار سخت را هم باید انجام داد.(۱۳) آن علمى که ما می‌خواهیم، همراه با تزکیه است. اول، تزکیه است. تربیت دین، تربیت قرآن، تربیت اسلام این است. چرا اول تزکیه؟ براى اینکه اگر تزکیه نبود، علم منحرف می‌شود.(۱۴) بدون تزکیه، علم هم ابزارى براى فساد و انحطاط و گمراهى و سقوط بشر خواهد شد؛ همچنان‌که مى‌بینید امروز در دنیا علم وسیله‌ى سقوط بشر است و از علم براى به زنجیر کشیدن ملت‌ها و دگرگون جلوه دادن حقایق و گرسنگى دادن به انسان‌ها استفاده کرده‌اند. چقدر انسان‌ها در اطراف عالم به‌خاطر سلطه‌ى استعمارگرانى که با ابزار علم بر آن‌ها تاختند و سلطه پیدا کردند، امروز از منابع حیاتىِ متعلّق به خود محرومند و در فقر و مسکنت و محرومیت و بیچارگى زندگى مى‌کنند! امروز هم همین‌طور است. امروز استکبار جهانى – استعمار به شکل نوین در دنیا – با تکیه به علم و با ابزار علم انسان‌ها را بیچاره مى‌کند؛ آن‌ها را به زنجیر مى‌کشد و دچار مرگ و نیستى و نابودى مى‌کند. نتیجه‌ى علمِ بدون تزکیه، اینهاست.(۱۵) علم یک ابزار است، یک سلاح است؛ این سلاح اگر در دست یک انسان بدطینت، بددل، خبیث و آدمکش قرار بگیرد، جز فاجعه چیز دیگرى نمى‌آفریند؛ اما همین سلاح می‌تواند در دست انسان صالح، وسیله‌ى دفاع از انسان‌ها، دفاع از حقوق مردم، دفاع از خانواده باشد. این علم را بایستى آن وقتى در دست گرفت که با تزکیه همراه باشد.(۱۶)

    پی‌نوشت:
    ۱) بقره: ۱۲۹
    ۲) جمعه: ۲ و آل عمران: ۱۶۴
    ۳) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز عید سعید غدیر خم‌ ۱۳۷۹/۱۲/۲۴
    ۴) ‌بیانات‌ در دیدار کارگزاران نظام و سفراى کشورهاى اسلامى در سالروز عید مبعث ۱۳۸۵/۰۵/۳۱
    ۵) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز عید سعید غدیر خم‌ ۱۳۷۹/۱۲/۲۴
    ۶) شعراء: ۲۱۴
    ۷) بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۷۴/۰۹/۲۹
    ۸) بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۸۰/۰۳/۲۰
    ۹) بیانات در دیدار جمعی از مسئولان وزارت آموزش و پرورش‌ ۱۳۸۱/۰۴/۲۶
    ۱۰) بقره: ۱۲۹
    ۱۱) جمعه: ۲ و آل عمران: ۱۶۴
    ۱۲) نهج‌البلاغه قصار شماره ۷۳. «وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ». حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: آنکه خود را در مرتبه پیشوایى قرار مى‌دهد باید پیش از مؤدب نمودن مردم به مؤدب نمودن خود اقدام کند، و پیش از آنکه دیگران را به گفتار ادب نماید، باید به کردارش مؤدب به آداب کند، و آنکه خود را بیاموزد و ادب نماید به تعظیم سزاوار‌تر است از کسى که فقط دیگران را بیاموزد و تأدیب کند.
    ۱۳) بیانات در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه‌ ۱۳۹۰/۰۷/۲۰
    ۱۴) بیانات در دیدار نخبگان جوان‌ ۱۳۸۹/۰۷/۱۴
    ۱۵) بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۸۲/۰۷/۰۲
    ۱۶) بیانات در دیدار نخبگان جوان‌ ۱۳۸۹/۰۷/۱۴

    پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) – مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *