امروز: 1405/06/12 - 2026/09/03 ساعت : 16:07

انتخابات معيارهاي انتخاب

قران

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاريخ پخش   ::      1386/12/23

بسم الله الرحمن الرحيم

«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
شب جمعه‌اي كه عزيزان پاي تلويزيون بحث را مي‌بينند، شب جمعه‌اي است كه فرداي آن بناست رأي بدهند. اين رأي همان است كه در قرآن مي‌فرمايد: «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْر» (آل‌عمران/159) «وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُمْ» (شوري/38) مشورت كنيد. و اين مشورت كتبي است. به نظر شما چه كسي به مجلس برود؟ يا به نظر شما چه كسي به شوراي شهر برود و يا رئيس جمهور و يا حتي هر انتخابي! اين يك مشورت است. و مشورت خيلي مبارك است. مشورت و انتخابات بركاتي دارد. بنابراين موضوع بحثمان، انتخابات!
1- بركات انتخابات در جامعه
بركات انتخابات:
1- احترام به افكار عمومي: كسي كه با مردم مشورت نمي‌كند، اين استبداد است. و روايت داريم كه هلاك مي‌شود كسي كه خود رأي و بدون توجه به افكار عمومي باشد.
2- حضور در صحنه
3- ارتباط مسئولين با مردم
4- كار را از دست نور چشمي‌ها خارج كردن: اين هم يكي از بركاتش است. كشورهايي كه در آن انتخابات نيست، شاه به شاهزاده مي‌دهد، آن شاهزاده به آن شاهزاده مي‌دهد، اصلش بين خودشان كار را تقسيم مي‌كنند، كار در خود سران كشور و نورچشمي‌ها تاب مي‌خورد. خوب و قهراً …
5- طرد رياست طلبان: آن‌هايي كه فكر مي‌كنند هميشه بايد رئيس باشند، نه خير! مردم مي‌گويند ما اين دوره مي‌خواهيم كس ديگري رئيس باشد. در قرآن داريم كه بني اسرائيل مي‌گفتند پيغمبر بايد نژادش اسرائيلي باشد. چرا از عرب‌ها پيغمبر شد؟ قرآن مي‌گويد: به تو چه!!! «أَ هُمْ يَقْسِمُون» مگر مسئول تقسيم شما هستيد؟ «نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ» (زخرف/32) «وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ» (بقره/247) لطف خدا وسعت دارد. «تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاس‏» (آل‌عمران/140) هر دو سه روزي يك كسي رئيس باشد، ببينيم چه مي‌كند.
خوب! انتخابات، آقاياني كه خودشان را كانديدا كردند، يا طرفدارانشان، بايد مواظب باشند، خيلي هم حلواي گلوسوزي نيست. يعني واقعاً اگر كسي نتواند كار كند …
اگر واقعاً كسي خودش را اهل نداند و دلش مي‌خواهد كه برود و رئيس شود، روايت داريم كه: «ملعون من ترأس»  خدا لعنت كند كسي را كه لايق نيست ولي دوست دارد كه رئيس باشد. «ملعون من هم بها» خدا لعنت كند كسي را كه همت مي‌گذارد به اينكه رئيس شود، ولي اهلش نيست.
2- دوري از برتري طلبي و بلندپروازي
قرآن يك آيه دارد كه امام … ما كه نبوديم. ولي آن‌هايي كه بودند، گفتند. گفتند امام كه در قديم درس اخلاق مي‌گفته است، آخر درسش اين آيه را مي‌خوانده، مي‌فرمايد: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ» اين قيامت «نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً» (قصص/83) آخرت براي كسي است كه بلند پروازي و فسادگر نباشد. خوب عرض كنم به حضور شما راجع به انتخابات چندحرف دارم كه بزنم.
يك اينكه معيار انتخابات چيست؟ در قرآن چند آيه داريم براي معيار عزل و نصب. يك اينكه مي‌گويد روي اينها تكيه كنيد. ملاك‌هايي كه مربوط به گرفتن پست است:
3- حفظ بيت المال و كاردان بودن، شرط مسئوليت پذيري
1- «إِنِّي حَفيظٌ عَليمٌ» (يوسف/55) يوسف گفت: مسئوليت گندم كشور را به من بده! گندم منطقه را … «إِنِّي حَفيظٌ عَليمٌ» من هم مي‌توانم حفظ كنم، هم آگاه هستم. هم علمش را دارم و هم قدرتش را دارم. جيره بندي مي‌كنم كه در اين هفت سال قحطي كه در مصر است، به كسي بد نگذرد. پس يك «حَفيظٌ عَليمٌ»
ملاك‌هاي عزل و نصب. يك: «حَفيظٌ عَليمٌ»
2- دختر شعيب به حضرت شعيب گفت كه اين جواني كه هست – يعني حضرت موسي – اين را اجيرش كن! «إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمينُ» (قصص/26) «الْقَوِيُّ الْأَمينُ» بايد توان داشته باشد. ما الان مساجدي داريم كه پيشنمازش قوي نيست. 70 – 80 – 90 سالش است، واقعاً بسيار آدم خوبي است، اما ديگر از نظر سن و حوصله، قدرت ارتباط با نسل نو و منطقه را ندارد. همين عالمي هم كه اينجا پيشنماز ايستاده و پير است كه ديگر قوي نيست، قوي نيست، عالم هست ولي قوي نيست، يعني عليم هست، ولي قوي نيست. پير شده است ديگر. همين آقا يا پسرش طلبه است، يا دامادش طلبه است، يا برادر زنش طلبه است، يا شاگردش طلبه است، بالاخره يك طلبه جوان را بياورد و بگويد آقا جان من پير شده‌ام، نماز را من مي‌خوانم، ارتباط با نسل نو منطقه با تو. نماز را مي‌خوانم، تقسيم كار كنيم. از موسي ياد بگيريد. موسي گفت ببين! خدايا! درست است كه من موسي و پيامبر اولوالعزم هستم، اما هارون از من بيانش بهتر است. «هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي‏» (قصص/34) «أَفْصَحُ مِنِّي» او بيانش از من فصيح‌تر است. چه اشكالي دارد؟  مگر امام نمي‌نشست و آقاي كوثري روضه مي‌خواند؟ از اين چه ياد مي‌گيريد؟ يعني كسي ممكن است براي رهبري درجه يك باشد، اما روز عاشورا در عزاداري، يك نفر ديگر را صدا بزند و بگويد تو بيا و روضه بخوان! تو دهانت، صوتت، سابقت، تسلطت بر روضه خواني از من بيش‌تر است. «هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي‏» از امام ياد بگيريم. اگر پيشنمازهاي پيرمرد ما مسجدشان را به طلبه جوان بدهند، بسيار جوان‌ها به مسجد راغب مي‌شوند، ببينيد يك لوله‌ي 6 كه مي‌خواهد وصل به يك لوله‌ي 2 شود، زانويي مي‌خواهد. ما يك زانويي مي‌خواهيم يك جاهايي…
«وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْم‏» (بقره/247) «زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْم‏» خداوند فرمود طالوت به درد رهبري مي‌خورد. گفتند طالوت جيبش خالي است. فرمود چه كار به جيبش داريد؟ رهبر نظامي بايد بازويش قوي باشد، اطلاعات رزمي هم داشته باشد. «وَ زادَهُ بَسْطَةً …» «أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقا» (سجده/18) مؤمن با فاسق يك جور است؟ يعني ايمان شرط است. «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» (واقعه/10) «أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه/11) سابقه شرط است.
4- آمادگي براي هجرت به مناطق محروم
«وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا» كساني كه ايمان دارند ولي هجرت نمي‌كنند. قرآن مي‌گويد اينها را نه دوستشان داشته باشيد، نه پست به آن‌ها بدهيد و نه به آن‌ها رأي بدهيد. «آمَنُوا» ايمان دارد ولي «وَ لَمْ يُهاجِرُوا» تكان نمي‌خورد. تكان نمي‌خورد. مي‌گويد همين‌جا خوب است، چسبيده. «أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْض‏» (اعراف/176) كساني كه «آمنوا» ايمان دارند «وَ لَمْ يُهاجِرُوا» هجرت نمي‌كنند، «ما لَكُم‏» حق نداريد شما «مِنْ وَلايَتِهِم‏» (انفال/72) از محبتشان و يا از حكومتي كه به ايشان مي‌دهيد، حق نداريد هيچ به آن‌ها بدهيد. نه پست دهيد به اينها و نه رأي دهيد به اين‌ها، و نه دوستشان داشته باشيد. چون «آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا» اميرالمؤمنين مي فرمايد: ببينيد اي مردم! من كسي را براي شما فرستادم كه «لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْف‏» وقت خوف نمي‌خوابد. يعني يك چنين عنصري بدرد مي‌خورد. كه آن وقتي كه ناامني است، خوابش نبرد. و دلش براي مردم بسوزد. «وَ لَا يَنْكُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْع‏» ساعات ترس غافل نشود. «أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّار» نسبت به دشمن آتش است، «فَاسْتَمِعُوا لَه‏» اين را گوش به حرفش بدهيد. «وَ أَطِيعُوا أَمْرَه‏» و اطاعت از فرمانش كنيد. البته باز هم «فِيمَا طَابَقَ الْحَق‏» (بحارالانوار/ ج33/ ص595) تا آنجايي كه حق هست.
قرآن تعريف مي‌كند، مي‌گويد: «لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم‏» (مائده/54) از نيش‌ها نترسد. گاهي وقت‌ها مي‌گويند آقا! راديو بي‌بي‌سي‌ چنين گفت، عقب مي‌زند. اول انقلاب يك عده‌اي بودند كه مثلاً وقتي مي‌گفتند دست دزد را قطع كن، گفتند: آخر قانون قصاص نه با مدنيت مي‌سازد و نه با تمدن بشري مي‌سازد و نه با حقوق بشر مي‌سازد، بمباران فلسطين به همه مي‌سازد، حالا قطع دزد، اين را هم اسلام نگفته كه هر كس دزدي كرد.
5- ايستادگي در برابر نيش‌ها و نوش‌هاي دشمن
نترسيم. اگر همه‌ي راديوها هم عليه ما چيزي گفتند، مي‌گوييم: آقا! همين است كه مي‌گوييم. نه روي يكدندگي، خدا همين را گفته است انجام بدهيم. پيش پدرشان !!! هر كه مي‌خواهد خوشش بيايد، هر كس مي‌خواهد بدش بيايد.
نزد امام آمدند، گفتند آقا اين دستوري كه شما داديد براي اعدام سلمان رشدي، اين چيز نيست‌ها، با قوانين بين‌الملل سازگار نيست. اين با قوانين بين‌الملل سازگار نيست. فرمود: به درك!!! آبروي رسول الله را برد. كاش خودم قدرت داشتم و مي‌رفتم و مي‌كشتم و به شما نمي‌گفتم. به درك!!! آبروي رسول الله را برد. اين غيرت ديني است. ما تا مثلاً مي‌گوييم فلان مجله و فلان روزنامه يك كاريكاتور، عقب مي‌نشينيم. هر چه مي‌خواهند بگويند، بگويند. اميرالمؤمنين مي‌فرمايند اگر در دستت طلاست، همه بگويند: سفاله! سفاله!  … سفاله! سفاله! خودت كه مي‌داني طلاست، آرام باش. اگر هم در دستت سفال است، همه گفتند: طلاست! طلاست! طلاست! خودم كه مي‌دانم سفال است. يعني ما سوار موج نشويم. سوار موج نشويم. گاهي وقت‌ها خشونت و بداخلاقي ارزش است. بعضي‌ها مي‌گويند من از فلاني خوشم نمي‌آيد، آدم تندي است. ببينم تندي‌اش كجاست؟ آمدند و گفتند يا رسول الله! علي بن ابيطالب همه چيزش خوب است، يك كمي خشك است. خشن است. فرمود اين خشني خوب است. «إِنَّهُ لَخَشِنٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ» (بحارالانوار/ج 41/ص 116) چون در جنگ مثلاً غنائم را برمي‌داشتند و فرار مي‌كردند. مي‌فرمود: بيا و پس بده! بگذار سر جايش. مي‌گفت: اَي … ديگر حالگيري مي‌كني! يك خورده مي‌گفتند حالمان را مي‌گيرد. حالا پيروز شديم، نمي‌دانم دشمن را كشتيم، حالا بگذار لباسش را برداريم و ساعتش را برداريم، مي فرمود: نه! برگردانيد اينجا! بعد از جنگ تقسيم عادلانه. يك خورده از عدالت علي بن ابيطالب … خيلي‌ها كه از حضرت علي فرار كردند، عدالت را تحمل نمي‌كردند.  به علي‌ابن ابيطالب گفتند كه ببين فلاني آمد بايد به او يك چيزي بدهي. سبيلش را بايد چرب كني. پولش ندادي، رفت. به فلاني ملحق شد. حضرت علي فرمود: «وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ» (بقره/45) اين آيه براي نماز است. يعني نماز سنگين است. مگر براي افراد خاشع. من هم براي بعضي‌ها سنگين هستم، نمي‌توانند مرا تحمل كنند، آن وقت نتيجه كسي كه حسين را تحمل نكرد، اين است كه در طول تاريخ چوب بخورد. يا صدام بيايد و يا بدتر از صدام بيايد. و آب خوش از گلوي اين‌ها پايين نرود. چه كساني بر عراق حاكم شدند. از صدر اسلام تا الان؟ آب خوش از گلويشان پايين نرفت. چرا؟ براي اينكه نگذاشتند يك ليوان آب خوش از گلوي امام حسين پايين برود. چه چوبي خوردند. بايد مواظب باشيم كه خوشم مي‌آيد، خوشم نمي‌آيد … اينرا دوستش ندارم.
6- انتخاب افراد باتجربه و اصيل
«تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَيَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَة» اميرالمؤمنين مي‌فرمايد انتخاب كن اهل تجربه را … اين تجربه داشته باشد. «الْحَيَاءِ» عفت داشته باشد. «الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَة» از خانواده شريف و اصيلي باشد. در خطبه‌ي 172 مي‌فرمايد «إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ» كسي مي‌تواند امور مملكت را به دست بگيرد كه «أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ» قوي‌ترين فرد باشد. «وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّه‏» رضاي خدا و فرمان خدا را بهتر بشناسد. هم راه خدا را بهتر بشناسد و هم قوي ترين فرد باشد نسبت به رقبايش. قوي‌ترين! باتقواترين! اين جمهوري اسلامي امانت است. اگر كسي در انتخابات جز حق به كس ديگري رأي بدهد، به امانت خيانت كرده است. به خون شهداء خيانت كرده است. هنوز هستند افرادي كه 25 سال است كه فقط گردنشان حركت مي‌كند. بدنشان يعني از گردن به پايين … نخاعي هستند. اين روي تخت خواب نشسته است و آن وقت شما مي‌گويي: اين همزباني ما است. اين هم لهجه‌ي ما است. به لهجه رأي مي‌دهيم. به لباس رأي مي‌دهيم، چون اين آخوند، يا چون اين كت و شلواري است. چون اين مهندس است. چون اين دكتر است. چون اين وكيل است. چون اين نمي‌دانم چه است و چه است … لهجه، لباس، وطن، اينها هيچ كدام در انتخابات نبايد سهم اصلي داشته باشد. سهم اصلي با تقواترين، باحياترين، چه بود يكبار ديگر بگويم. حفاظت، علم، قدرت بدني، امانت، ايمان، سابقه، نترسيدن از نيش و نوش‌ها، وگرنه ممكن است يك موجي راه بيفتد و طرف تو بزند. با موج تو بزند. تعصب نبايد داشته باشيم. تعصب نبايد داشته باشيم. اين خيلي مهم است كه تعصب نبايد داشته باشيم.
خوب حالا چند مسئله‌ي ديگر هم هست كه خدمتتان بگويم. آقايان نامزدها اگر رأي آورديد، مغرور نشويد. ممكن است دوره‌ي بعدي به شما رأي ندهند. ممكن است اين زنده بادها تبديل به چيز ديگري بشود. مغرور نشويم. محبت دست خداست. اينطور نيست كه اگر مردم به شما رأي دادند، حتماً هم هميشه وفادار باشند. ممكن است شما امروز و فردا جور ديگري بشويد. ممكن است مردم جور ديگري بشوند. انسان خبر ندارد.
به اميرالمؤمنين گفتند: چقدر مي‌گويي« اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيم»؟ تو كه راهت مستقيم است. گفت من تا الان راهم مستقيم است. فردا چه مي‌شود؟ فردا چه مي‌شود. من كه خبر از … ما كه خبر از آينده نداريم. فردا ممكن است يك جا بلند شوي و بنشيني يك چيزي را امضاء كني، يك موضع گيري بكني، همه چيز بهم بريزد. مغرور نشويم.
7- دوري از نفاق و دورويي با مردم
اگر رأي نياورد آراء را مخدوش نكند. البته حالا فرار كردند. سال‌هاي اول منافقين هم خودشان را كانديدا كرده بودند، براي اينكه رأي جمع كنند، اين شهر و آن شهر حرف مي‌زدند. ملت قهرمان! ملت قهرمان! ملت قهرمان! هي ملت قهرمان! رأي‌ها را شمردند و گفتند فلاني و فلاني رأي نياورند. گفت: اين توده‌ي نا‌آگاه! يعني پيش از ظهر همه ملت قهرمان بودند، عصري شدند توده‌ي ناآگاه! اين نامردي است كه اگر به من رأي دادند، مردم حزب اللهي هستند، اگر به من رأي ندادند، توده‌ي ناآگاه هستند. قرآن مي‌فرمايد كه يك مشت آدم داريم، «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقات‏» مي‌گويند: پيغمبر! زكات ها را معلوم نيست چه مي‌كني! ما كه نفهميديم پول‌ها كجا رفت. قرآن مي‌گويد مي‌داني! اينها عقده‌اي هستند. «فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا»  اگر يك خورده و يك سكه در كف مشتش بگذاري راضي مي‌شود و مي‌گويد نه واقعاً پيغمبر … خيلي تو خوب هستي. و اگر عطا نشود «إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ» (توبه/58) سخط و ناراحتي‌شان براي اين است كه به آن‌ها ندادي. به آن‌ها بدهي خوب هستي و اگر ندهي بد مي‌شوي. قرآن مي‌گويد كه اين علامت منافقين است. منافق را اگر به او بدهي راضي شد، اگر خداي نكرده رأي آورديم، امت فهميده و رشيد هستند، اگر رأي نياوريم توده‌ي نا آگاه هستند. اين خصلت را قرآن نقل مي‌كند و مي‌گويد اين خصلت براي منافقين است. «فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا»  اگر چيزي به آن‌ها عطا شد، راضي هستند «وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا» اگر رأي نياوردي … اصلاً اگر دنيا به شما پشت كرد، چرا مي‌گويي مردم؟ بگو خودم! بگو خودم! ما زود توپ را خانه‌ي همسايه مي‌اندازيم. گاهي هم گردن خدا مي‌گذاريم. مي‌گوييم: «رَبِّي أَكْرَمَنِ» (فجر/15) « رَبِّي أَهانَنِ» (فجر/16) خدا به من اكرام كرد. خدا به من اهانت كرد. نه خير خدا نه … خدا مي‌گويد براي خودت است. «كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ» (فجر/17) پارسال به تو داديم، ندادي به يتيم، امسال سوزانديم. پارسال به تو داديم، به يتيم ندادي، امسال سوزانديم، چرا هي مي‌گويي امسال چند ميليمتر باران آمده است، پارسال چند ميليمتر باران آمده است. فلانجا آتش سوزي شد، فلانجا سيل شد، فلانجا نمي‌دانم چه شد، چه شد، چه شد، چه شد، چرا تقصير خودت را حساب نمي‌كني؟ يك گناهاني كرده‌ايم كه بايد چوب بخوريم. «اللهم اغفر لي الذنوب التي تغير النعم» در دعاي كميل است. خدايا گناهان نعمت‌ها را واژگون مي‌كند. گناه مي‌كنيم، واژگون مي‌كند. هيچ كس هم از اين حرف‌ها نمي‌زند. كه بگويد آقا به خاطر اينكه گناه كرديم، سيلي خورديم. اين سرما، اين گرما، اين قحطي، اين خشكسالي، اين نمي‌دانم آفت، اين سيل، اين زلزله … يكي نمي‌نشيند و بگويد كه آقا خودم بودم. هي مي‌گوييم: «رَبِّي أَكْرَمَنِ»، « رَبِّي أَهانَنِ» خدا چنين كرد، خدا چنان كرد. نه «كَلاَّ»! «كَلاَّ» يعني اين تحليل‌ها را كنار بگذار. «بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ» پارسال به تو داديم و به يتيم ندادي، امسال گرفتيم. امام كاظم(ع) فرمود: اگر پول حقي را بايد بدهيد و ندهيد. يك جايي، يك خمسي و يك زكاتي، انفاقي، يك جايي بايد به يك كسي رحم كني، نكردي، مثلاً يك ميليون بايد كمك كني، نكردي! بيست هزار تومان بايد كمك كني، نكردي! امام كاظم(ع) فرمود: هر كس پول حقي را ندهد، خدا جوري زندگي‌اش را تاب مي‌دهد، كه دو برابرش را در راه باطل بدهد. يعني يك بيست توماني به حق نمي‌دهي، يك خرج چهل توماني خدا روي دستت مي‌گذارد. يك خرج چهل توماني روي دستت مي‌گذارد، اين حديث است. «تغير النعم»
8- طرد افراد متملق و چاپلوس
جلوي ستايش‌ها را بگيريم. اسوه‌ي تقوا! اسوه‌ي تقوا! نمي‌دانم فلان. تبليغات، ستايش‌ها، «احْثُوا فِي وُجُوهِ الْمَدَّاحِينَ التُّرَاب‏» (فقيه/ج4/ص11) مي‌گويد اگر كسي مدح بيجا مي‌كند، و اگر كسي خوشش بيايد، قطعاً جهنمي است. اُخ اُخ اُخ اُخ … اُخ اُخ اُخ اُخ … يك كسي كتاب مي‌نويسد، رويش مي‌نويسد كه مولف من و حال اينكه براي خودش نيست. يك شعري مي‌گويد و مي‌گويد كه اين شعر براي من است. ستايش مي‌كند كه ايشان سابقه‌ي انقلابي، سابقه‌ي چه و سابقه‌ي چه دارد. يعني مردم براي او ستايشي مي‌كنند كه اهلش نيست. اگر سكوت كند و راضي باشد و خوشش بيايد از اين ستايش نابجا قرآن مي‌گويد قطعاً جهنمي است. آيه‌اش را بخوانم و بحثم تمام. كساني كه «يُحِبُّونَ» آيه قرآن است كه مي‌خوانم. «يُحِبُّونَ» يعني محب دارد و دوست دارد. چه دوست دارد؟ «أَنْ يُحْمَدُوا» دوست دارد كه حمد و ستايش شود «بِما لَمْ يَفْعَلُوا» خوشش مي‌آيد كه وقتي دكتر نيست، به او دكتر بگويند. مهندس نيست، به او مهندس بگويند. آيت الله نيست و به او آيت الله بگويند. اين هم زيرسبيلي رد مي‌كند. خوب بلند شو و بگو آقا من آيت الله نيستم. من مجتهد نيستم. نعره بكش. آقا من دكتر نيستم. من مهندس نيستم. بابا اين كتاب براي من نيست. شاعر فرزانه … فيلسوف فرزانه … نمي‌دانم عارف فرزانه … بابا چه عارفي، چه فيلسوفي، اگر كسي نيست، به او لقبي را بند مي‌كنند، و اگر نعره نكشد و خوشش بيايد، از اين ستايش‌ها، «فَلا» اين كه مي‌گويم متن وحي است. متن قرآن است. «فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَة» «مَفازَة»، «فوز» فوز يعني رستگاري، «لا تَحْسَبَنَّهُمْ» يعني احتمال نده كه يك روز اهل رستگاري باشد. يعني قطعاً جهنمي است. قطعاً جهنمي هستند كساني كه ستايش‌هاي الكي به خودشان بند مي‌كنند. مواظب باشيم.
حضرت فرمود: تو ولي ما نيستي مگر اينكه اگر همه‌ي اهل شهر گفتند بدي باكي نداشته باشي، اگر همه مردم هم گفتند خوب هستي، باكي نداشته باشي. يعني دنبال موج و دهن مردم نباشي. و اين پستي هم كه گرفتي، «وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَة» (بحارالانوار/ج32/ص361) طعمه نيست و به گردنت امانت است. « ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ» (يونس/14) سوره‌ي يونس مي‌گويد ما شما را دو سه روز پستتان داديم «لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ» ببينيم كه شما چه مي‌كنيد. شركت در انتخابات لازم است. هر چه آمار شركت كنندگان بيش‌تر شود، دشمن ما تحقير مي‌شود. عزت ما بيش‌تر مي‌شود. در انتخابات شركت كنيم، يك وقت هم نگوييد آقا چه فايده‌اي؟ ما هر چه جان مي‌كنيم، خانه گران شد، تخم مرغ گران شد، نمي‌دانم لپه گران شد، نظام را با لپه و نخود و تخم مرغ مقايسه نكنيد. نظام را اينگونه حساب كنيد كه الان دنيا روي ما حساب مي‌كند. همينكه به شما مي‌گويند نظر شما چيست، خودش ارزش است. عمري شاه و شاهنشاهي بود، كسي به ما نگفت كه نظر شما چيست؟ الان جمهوري اسلامي تا به حال حدود سي بار از ما پرسيده كه نظر شما چيست؟ همينكه به من اختيار دادند كه من نظر بدهم، ارزش است. البته نمي‌گويم، گراني‌ها را بايد توجيه كرد. گراني‌ها را هر چه مي‌شود بايد جلويش را گرفت. ولي ما يك مرتبه گراني را پاي حساب اصل انقلاب نگذاريم. مثلاً يك استاد است، حالا مريض شده است و موهاي سر و صورتش ريخته است، نبايد بگوييم بابا اين ديگر مو به كله‌اش نيست. بابا چه كار داري؟ اين كله‌اش كار مي‌كند. خيلي از كشورها، زلفي هستند، اما خل هستند. ما اگر هم موهاي سرمان ريخته است، از تو عاقل هستيم.  ممكن است بعضي از كشورها خيلي سوپردولوكس باشند، اما يا خفقان است، يا توحش است، يا فساد و فحشاست، يا … و يا … و يا … قدر اين نظام را داشته باشيم. با همه‌ي ضعف‌هايي كه من بيش‌ از شما سراغ دارم، در عين حال راننده‌مان امام است، مقام معظم رهبري است. ماشينمان اسلام است. حالا مسافرها آن شهردار، آن وكيل، آن امام جمعه، آن سفير، آن بازاري، آن تاجر، آن كارمند، آن شهردار، يكي رشوه مي‌گيرد، يكي پارتي بازي مي‌كند، خلافكاري در مملكت هست، اما خلافكاري‌ها مثل مسافرهايي است كه يكي سيگار مي‌كشد، يكي سير خورده است، يكي پياز خورده است، يكي پوست تخمه مي‌ريزد، يكي پرتقال مي‌ريزد، بله مسافر‌ها هر كدام يك دسته گلي آب مي‌دهند، اما از اين ماشين نبايد پياده شد، چرا؟ چون ماشينمان اسلام است و راننده‌مان امام است. اگر از اين ماشين پياده شوي، باقي مسافرها ممكن است كه سوپردولوكس بنشينند، اما يا ماشينشان موتور ندارد، يا راننده‌شان مست است. ما ماشين و راننده‌مان درست است، اما حالا مسافرها دسته گل به آب مي‌دهند. باقي مسافرها  … باقي ماشين‌ها يا گير راننده دارند و يا گير ماشين. ماشين ما اسلام است، راننده‌مان امام است، نقاط ضعفي هم داريم كه بايد حل شود. خدايا مشكلات مملكت ما را حل كن. (الهي آمين) آن‌هايي كه ناآگانه ضرر مي‌زنند، به آن‌ها هوشياري و دين بده. (الهي آمين) آن‌هايي كه آگاهانه ضربه مي‌زنند، دستشان را قطع كن. (الهي آمين) روز به روز بر عزت نظام ما بيفزا. (الهي آمين)
شركت در انتخابات لازم، سبب عزت و وفاداري به خون شهداست. حتماً شركت كنيد، به هر كه خواستيم رأي بدهيم، رأي بدهيم، منتها در رأي مواظب دينمان باشيم. دينتان را به بچه محل و به لباس و شكل و نمي‌دانم لهجه و … دين خودتان را به اينها نفروشيد. دين از همه‌ي اينها ارزشش بيش‌تر است.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *