امروز: 1405/06/12 - 2026/09/03 ساعت : 16:44
  • در مکتب امام و رهبری
  • خاطراتی از امام خمینی (ره)

    زود تسلیم گفته‏ های استاد نشوید

    حجت‏الاسلام و المسلمین سید مجتبی رودباری
    یک روز امام در مسجد اعظم قم ضمن درس به ما نصیحت می‏کردند و‏ می‏فرمودند: «همیشه گفتار استاد را با سوء ظن تلقّی کنید و زود تسلیم گفته‏های او‏ نشوید چون در غیر این صورت ملاّ بار نخواهید آمد.» امام می‏گفتند: «سعی کنید بعد‏ از گفتۀ او یک «نه» بگویید و یک «ان قلت» بزنید.» امام برای تأیید گفتارشان فرمودند:‏ «آقای شیخ محمد علی اراکی وقتی تقریرات درس مرحوم حاج شیخ (عبدالکریم‏ حائری) را نوشتند و به ایشان ارائه نمودند، مرحوم حاج شیخ بعد از مطالعه به او‏ فرمودند: خوب نوشتی، آنچه را که من گفتم به آن رسیدی و فهمیدی. ولی نوشتۀ شما‏ یک بدی دارد، لااقل می‏خواستی یک اشکال به گفتارم بنمایی. حرفهای من وحی مُنزل‏ نبود که قابل رد کردن نباشد».
    منبع: 15 خرداد؛ ش 5 ـ 6، ص 58

    ***

    هر طور بود از بستر بیماری بلند می‏شدند

    حجت‏الاسلام والمسلمین محی الدین فرقانی
    وقتی امام مریض می‏شدند، طبیعی بود که همۀ علما به عیادت ایشان‏ می‏آمدند.
    وقتی امام مریض می‏شدند، طبیعی بود که همۀ علما به عیادت ایشان‏ می‏آمدند. خدا شاهد است یک وقت کمر امام درد می‏کرد و ایشان از فرط بیماری‏ نمی‏توانستند تکان بخورند ولی تا می‏شنیدند آیت‏الله شاهرودی ـ که از مراجع‏ بزرگ نجف بود ـ به عیادتشان می‏آید، هر طور بود از جا بلند می‏شدند و قبا‏ می‏پوشیدند و عمامه به سر می‏گذاشتند، بعد مثل حالت عادی تکیه می‏کردند و‏ می‏نشستند و می‏فرمودند: بیایند. امام در سکنات و حرکاتشان خیلی مؤدب‏ بودند.
    منبع: برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)، جلد پنجم،به کوشش غلامعلی رجایی، ص41

    ***

    سراغ آنها را می‏گرفتند
    حجةالاسلام و المسلمین رحیمیان
    چه بسا افراد بی‏هویت و مغرض و جاهلی که در قم و نجف امام را مورد بدترین آزارهای روحی، تهمتها، افتراها و توهینها قرار دادند، که نمونه آن را امام در پیام به حوزه‏ها و روحانیت در مورد آب کشیدن ظرف آب فرزندشان در مدرسۀ فیضیه به این جرم که فلسفه می‏گفتند اشاره کردند. ولی امام چه قبل از انقلاب که به مرجعیت اعلا و مطلق در حوزه‏ها دست یافتند و چه بعد از انقلاب که به اوج عظمت و قدرت همه جانبه نایل شدند گویی حتی در یک مورد به ذهنشان خطور نکرد که درصدد تلافی و انتقام برآیند، بلکه برعکس، افراد متعددی از این طایفه را که علاقه‏مندان امام به خاطر سوابق سیاه و آزارهایشان به امام حاضر نبودند آنها را زنده ببینند، امام ابتدا به ساکن سراغ آنها را می‏گرفتند و به آنها کمک می‏کردند و اگر مریض بودند کسی را از طرف خود به عیادتشان می‏فرستادند و گرفتاریهای شخصی آنان را در حد توان برطرف می‏کردند.
    منبع: در سایه آفتاب – ص 95

    ***

    دوست دارم با من اینطور باشید

    آیت‏الله ابوالقاسم خزعلی
    اوایل که امام از زندان اول تشریف آورده بودند، در مورد مدرسین حوزه با ایشان‏ صحبت کردیم که چه کسانی باشند. من به ایشان گفتم: اگر شما خواستید به این عده‏ کسی را بیفزایید اجازه بفرمایید که اگر ما صلاح ندیدیم بگوییم نه. یعنی با شما‏ رودربایستی نداشته باشیم. ایشان هم فرمودند:
    «من هم همین‏طور می‏خواهم، دوست دارم با من اینطور باشید. مطلب را صریح‏ در میان بگذارید».
    یکی از ویژگیهای امام صراحت لهجۀ ایشان بود و به ما هم همین اجازه را‏ می‏دادند. همان‏طور که در بحث علمی می‏فرمودند: مطلب را دربست نپذیرید، بلکه با‏ تحلیل و فکر قبول کنید. در مطالب سیاسی هم اینطور بودند.
    منبع: پا به پای آفتاب؛ ج 3، ص 44

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *