امروز: 1405/06/12 - 2026/09/03 ساعت : 15:54

ادای حقوق پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) -2

قبران

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاريخ پخش   ::  1381/9/4

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
يکی از جملاتی که به اميرالمؤمنين (عليه السلام) می‏گويند اول مظلوم، بحث ما در رمضان امسال سيره اهل بيت بود بعد گفتيم که وارد بشويم که رابطه ما با اهل بيت چی است و در روز نوزدهم ماه رمضان که عزيزان بحث را گوش می‏دهند، يک مقداری رابطه ما با اهل بيت روشن بشود، سيره پيامبر اسلام و اهل بيت (عليهم السلام)، موضوع: اهل بيت را بشناسيم، فضائلشان را، کمالاتشان را، سيره شان را، تاريخشان را، بشناسيم، رابطه اطاعت و حمايت، «سلمٌ لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»، با هر کس که آنها خوب بودند ما خوب باشيم، با هرکس آنها بد بودند، ما بد باشيم، رابطه عاطفی، در شاديشان شاد باشيم، در شهادتشان عزادار باشيم، که عرض شد جشن و جشنها و سوگواري‌ها.
خمس، وظیفه مالی در برابر اهل بیت (علیهم السلام)
رابطه حمايت‌های مالی که اين حمايت مالی مسأله خمس مطرح است، قرآن می‏فرمايد: «واعلموا» يعنی جدی بگيريد، بدانيد «انما غنمتم» هرچه که درآمد و غنيمت داريد، «من شی‏ءٍ» هر چه می‏خواهد باشد «واعلموا انما غنمتم من شی‏ءٍ» هر چيزی که غنيمت و درآمد داری، «فان للّه» بدرستی که برای خداست «خمسه» خمسش، بيست درصدش مال خداست، «فان للّه خمسه و» بعد غير از خدا «و لرسول» برای رسول است «و لذی‏القربی»، برای اهل بيت پيغمبر است، «و اليتامی» يتيمها، برای يتيمهاست «و المساکين» برای فقراست «و ابن السبيل» برای در راه مانده هاست، جالب پشت می‏گويد: «ان کنتم آمنتم» اگر شما ايمان داريد، اگر ايمان به خدا و رسول داريد، «ان کنتم آمنتم باللّه» اگر ايمان داريد بايد هر درآمدی حمسش را هم بدهيد، راجع به معرفت جلساتی صحبت شد، چند جلسه راجع به معرفت صحبت شد، تقريبا حدود هفده جلسه، راجع به اطاعت و حمايت هم و راجع به عاطفه و سوگواری هم خوب شب نوزدهم اين همه مساجد، اين همه عزاداری‏ها، تقريباً همه امت اسلامی لباس سياه می‏پوشند، روز عاشورا، شهادتها، عزاداريها، نيمه شعبانها، اين جشن و عزاها هم، ما در معرفت کمی کار کرده‏ايم، در عاطفه هم مردم ماشاءاللّه قوی هستند، بعضی‏ها توی اين حمايت مالی می‏لنگند، يعنی لباس مشکی می‏پوشد، روزه هم می‏گيرد، گريه هم می‏کند، عشق هم دارد به امام حسين (عليه السلام) ولی خمس نمی‏دهد، نه که قبول نداشته باشد، حالا می‏گويد باشد برای بعد، من راجع به اهميت خمس چند جمله بگويم، يک؛ برکات خمس از روايات، برکات و آثار خمس، يک؛ نسل پاک، حديث داريم که پرداخت خمس مال را پاک و مال پاک مقدمه نسل پاک است و برعکس کسی که خمس ندهد، در مالش حق ديگران است و اينکه مالش مخلوط مال ديگران است در نسل اش هم اثر می‏گذارد.
نقش لقمه حلال در تربیت فرزند
روايتش هم می‏فرمايد: «لِتطيبَ ولادتهم، لِتُطيبَ ولادتهم» يعنی برای اينکه بچه هايشان نسلشان پاک بشود، با مال خمس نداده، بچه تربيت نکنيد، بالاخره که اين لقمه که بچه می‏خورد حق فقرا هم هست، ببينيد قرآن را «لليتمی‏» مال يتيمها هم است مساکين، مال مسکين هم است، ابن سبيل، از خمس هم نترسيد، اينها که می‏گويند خمس بدهنيد نه يعنی بيست درصد مالت را بده، بيست درصد سودت را بده، يعنی مالت برای خودت، خانه ات مال خودت، يخچال فريزر مال خودت، تلفن، تلويزيون مال خودت، فرش و رختخواب برای خودت، اينها که وسيله زندگی است، آن سرمايه‏ای که داری‏ها، علاوه بر زندگی، سرمايه‏ای که داری، هرچه هم سود کردی هشتاد درصدش مال خودت، آن بيست درصداش مال فقراست، مال خمس نداده به بچه‏ات نده بخورند برای فردا در تربيتش می‏مانيد، «لتطيب ولادتهم» برای اينکه ولادتها، بچه‏هايت طيب بشوند، وسايل جلد نه صفحه پانصد و چهل و هفت.
خمس، پشتوانه اقتصادی مراجع در رسیدگی به محرومان
دو: پشتوانه دين است، امام رضا (عليه السلام) فرمود: «عوننا علی ديننا» خمس پشتوانه مکتب است، «عوننا»، عون يعنی کمک، «علی ديننا، ديننا» حوزه‏های علميه با خمس می‏چرخد، طلبه هايی که اخيراً بعضی جاها می‏گويند که اول برويد دانشگاه قبول بشويد بعد بيائيد طلبه بشويد، تا فردا فکر نکنند اينها که طلبه شده‏اند، اينها هستند که در کنکور رد شده‏اند می‏گويند نه ما در کنکور قبول شديم، طلبگی را انتخاب کرديم، الان افراد زيادی بعد از گرفتن ليسانس و مهندسی می‏آيند طلبه می‏شوند، ما افرادی داريم که بعد از اينکه پزشک شده‏اند آمده‏اند معلم شده‏اند و طلبه شده‏اند نگاه حالا اينطور نباشد که حالا اينها، ما بالاخره، قرآن می‏فرمايد: «ليظهره علی الدين کله»، ما دينمان را يک گروه متخصص بروند، دين شناس باشند و مسائل دينی امت را جواب بدهند، و اين کمک به دين است. سه، می‏گويد که علامت وفاداری است، «المسلم»، مسلمان «من يف اللّه بما عهد اليه و ليس المسلم من اجاب بالسان و خالق بالقلب» مسلمان اين است که غير از اين که می‏گويد من مسلمان هستم پول هم بدهد، اما يک کسی می‏گويد من مسلمان هستم اما پولت نمی‏دهم، مثل يک آدم که بگويد که زن و شوهريم ولی خرجی نمی‏دهم، خوب اگر زن و شوهرند، اگر پدر و پسرند، اگر پدر و دخترند، اگر يک کسی می‏گويد من تو را دوستت دارم، خوب علامت دوست اين است که هر کجا هم پول شد کمک کند، امام رضا (عليه السلام) حديثی ديگر فرمود که: «ان الخمس عوننا الی ايالاتنا»، ما يک مشت وابسته به خودمان داريم، ايتام وابسته هستند، فقرا وابسته هستند، بالاخره فقير اگر يک جايی مجبور شد در خانه آقا را می‏زند، يعنی پشت در خانه مراجع، رجوع فقرا به مراجع بيشتر است، بنده که حالا مرجع تقليد هم نيستم طلبه عادی هستم توی اين چند روزی که خرم‏آباد بودم، صدها نامه به من دادند، و اکثرش هم نامه‏ای که چند تا دختر دارم يک چادر دارند نوبتی سر می‏کنند می‏روند مدرسه کفش ندارند، می‏گويم وللّه من توی خرم‏آباد چند روز ميهمان بودم، نه وکيلم، نه وزيرم، نه پول دولت دستم هست، البته پول دولت مال نهضت سوادآموزی دستم است ولی آن را نمی‏توانم ببرم بدهم به فقرا، من هيچ نقشی ندارم، اما بالاخره فقرا به علما بيشتر مراجعه می‏کنند، و امام رضا (عليه السلام) فرمود کمک کنيد تا آبروی علما حفظ بشود و اين فقرا اگر از علما رابطه شان گرم باشد، فردا اگر علما گفتند جبهه همين آقايان، می‏روند جبهه اينها بعد بازتاب‏های مکتبی قوی دارد. امام صادق (عليه السلام) فرمود من از گرفتن پول از شما که خمستان را می‏گيرم هدفی جز پاک کردن شما ندارم، چون زندگی شخصی من و وضع مالی من از خيلی از شما کمرنگ‏تر نيست، شايد هم بهتر باشد، من که می‏گويم خمس بده برای شماست بنده محسن قرائتی هم اگر می‏گويم خمس بده، بينی و بين اللّه، احدی به من نگفته راجع به خمس صحبت کن هيچ کس به من نگفته، خود بنده هم بعضی سالها، چون کتابهايم بعضی سالها زياد چاپ می‏شود بعضی سالها خمس، من خودم هم خمس می‏دهم، يعنی اضافه بر زندگيم دارم، شيخ هم هستم نيازی به خمس ندارم، اما بهر حال وقتی خدا به شما صد هزار تومان داد، بيست هزار تومانش را بده، صد ميليون داده، بيست ميليونش را بده، فردا ممکن است ازت بگيرد خدا فکر نکن مال عقلت است، فکر نکن مال زرنگيت است، از شما عاقلتر و زرنگتر هم هستند که اين پولها گيرشان نيامده، فردا ازت می‏گيرند، امتحان است، توی اين امتحان رو سفيد بيائيد بيرون. شما که معرفت داری الحمدللّه، اشک و عاطفه هم که داری، الحمدللّه حمايت‌های خودت را هم توی جبهه و انقلاب نشان دادی، توی اين قدم چهارم چرا می‏مانی؟ ببين چقدر داری بيا خمسش را بده، حالا اگر هم يکبار نداده‏ای دستی از دور کن، ما را هم نمی‏گوييم به کی بده، برو به مرجع تقليدی بده که خودت قبولش داری، برو بده به آن کسی که زاهدتر است، در دادن خمس شما اجبار نداری به کی بدهی، چون مرجع تقليد را قبلاً بدون اجبار، هيچکس در جمهوری اسلامی نگفته تو بايد از کی تقليد کنی، در طول تاريخ مرجعيت آزادی بوده و لذا افراد مقلد مراجع مختلفی بوده‏اند، شما مرجع تقليدت را با انتخاب خودت انتخاب کن وقتی انتخاب کردی حمايتهای مالی ات را دريغ نکن، گوارا بودن، فرمود «يعدی خمسنا» اگر خمس ما را بدهيد «يُطيب له»، اگر کسی خمس بدهد باقی زندگيش گوارا می‏شود. حفظ آبرو در مقابل مخالفان، امام فرمود ما يک مشت مخالف داريم، آنها دوست دارند که ما فقير زنذگی کنيم، به وسيله خمس آبروی ما پهلوی طرفدارانمان، حضرت امام خمينی (ره) وقتی قيام کرد سال 42 هر کسی که انقلابی بود، زندانش می‏کردند، در همين شهر شما آيةاللّه مدنی، بسياری از طرفداران امام زندان بودند و حضرت امام به زن و بچه اينها کمک می‏کرد، امام رضا (عليه السلام) فرمود خمس بدهيد تا ما طرفدارانمان را که در فشار و مضيقه قرار می‏گيرند، زندگيشان را تامين کنيم آبرويشان را حفظ کنيم «نشتری من اعراضنا مِن مَن نخاف سترة» از کسانی که از قدرتشان می‏ترسيم، «نشتری اعراضنا» عِرض و آبروی خودمان را حفظ کنيم، فقرزدايی از خاندان رسالت، کردن، چون سيد است نمی‏شود بهش زکات داد، زکات عنوان صدقه دارد به سيد حرام است، آن وقت بچه‏های پيغمبر هر کدام فقيرند، از زکات محرومند، يک، از طرفی هم فقيرند، دو، جدشان هم شما را هدايت کرده، و فرموده من که می‏روم نسل ما «مودة ذی‏القربی» يکيش، يک نمونه‏اش، يک مصداقش اين است که بچه‏های پيغمبر گرسنه نمانند، البته معنايش سيدهايی که می‏توانند کار بکنند نيست‏ها، تا کسی می‏تواند کار بکند، بايد کار بکند، خمس مال کسی است که واقعاً کار می‏کند، منتهی نمی‏تواند زندگی خودش را اداره کند، آن کسی که نمی‏تواند زندگی خودش را، وگرنه بگويد آقا من سيد هستم به من بدهيد بخورم، سيدی که قوی هست بايد برود کاسبی کند، بايد برود کار کند.
خمس، زمینه برخوردار شدن از دعای اهل بیت (ع)
مشمول دعا شدن، فرمود: «لا تحرموا انفسکم دعائنا ما قدرتم» کسی که اگر خمس بدهد ما بهش دعا می‏کنيم، کسانی که خمس نمی‏دهند مشمول دعای امام قرار نمی‏گيرند، حديث داريم «لا تحرموا» محروم نکنيد «انفسکم»، خودتان را، «دعائنا ما قدرتم» تا می‏توانيد خودتان را از دعای ما محروم نکنيد، شما که سهم امام زمان را به جانشين امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشريف) می‏دهيد، سهم امام (عليه السلام) را به جانشينش می‏دهيد، امام زمان دعا می‏کند به شما.
بشارت بهشت برای دوری از لقمه حرام
ضمانت امام برای قيمات، شخصی نزد امام باقر (عليه السلام) آمد و خمس مالش را داد به امام باقر (عليه السلام)، امام فرمود بر من و بر پدرم لازم است که بهشت را برای شما ضمانت کنيم، خلاصه مال پاک اين کليد پاک شدن است
توبه یعنی جبران گناه، نه ترک دنیا
من دلم می‏خواهد يک خاطره جالبی برايتان بگويم صلوات بفرستيد (اللهم صل علی محمد و آل محمد) يک شيعه بود ولی کارمند بنی‏اميه بود، پولهای خوبی هم زمانی که حکومت دستش بود پولهای حق و حسابهايی رشوه هايی، خيلی پولها برايش آورده بودند، سرمايه دار بود و يک شيعه ديگر که می‏خواست برود خانه امام صادق (عليه السلام) به امام صادق گفت که به اين پولداره، اين که توی دربار بود، دربار بنی‏اميه، گفت به امام صادق (عليه السلام) بگو ما هم شيعه هستيم، مخلص شما هستيم، به امام صادق رفت سلام رساند و امام صادق فرمود سلام مرا بهش برسان و بهش بگو اگر از مال حرام جدا شوی من امام صادق ضمانت می‏کنم بروی توی بهشت تو، اين جا خورد، گفت بهشت را امام صادق (عليه السلام) برای من قول بهشت داده من فقط گيرم يک خورده پول حرام توی زندگيم است، يک ملاقاتی شد و امام صادق فرمود بله، شما برو اجناسی که چون وکيل بود، وزير بودی، قاضی بودی، نمی‏دانم پست مملکتی داشتی، خيلی به اسم چشم روشنی چيزی بهت داده‏اند، برو هر کی را می‏دانی رشوه بوده بر گردان، هرکس هم که نمی‏دانی من امام صادقم به تو اجازه می‏دهم بده به فقرا، خودت را از مال حرام نجات بده، من ضامنم، گفت باشد، ايشان هم رفت آقا تمام اموالش را، اين قاليها را فلانی داده بدهيد، اين ساعتها را فلانی فلانی داده، بدهيد، تمام اموالی که می‏دانست از کی است رد کرد اموالی هم که نمی‏دانست همه را به اجازه امام داد به فقرا، شد يک زندگی، يعنی شد بی پول بی پول، اين آقا گفت عجب، چه انقلابی، چه همتی، چه غيرتی، به رفقايش توی بازار گفت آقا ايشان توبه کرده.
بياييد سيمای توبه را ببينيد، آخه بعضی‏ها فکر می‏کنند توبه اين است که بروند مسجد دو روز گريه کنند ولی خمس نمی‏دهند، مال مردم را هم نمی‏دهم، کتک هم زدم عذرخواهی نمی‏کنم، ظلم هم کردم عذرخواهی نمی‏کنم، اما هرچی بخواهی گريه می‏کنم، معنای توبه اين است، يک فيلم توبه‏ای هم درست کرده بودند يک وقتی فيلم غلطی بود من به فيلمسازش هم گفتم، گفتم اصلاً فيلمت غلط است، يک کسی درست کرده بود که مرض روانی پيدا کرده بود، لجن به خودش می‏ماليد می‏رفت مثل ديوانه‏ها، قبرستان‌هايی، توبه اين نيست، توبه اين است که مثل سوپردولوکس صاف راه برود اما اگر به يک کسی زدی بگو آقا بنده يک سيلی زدم يا بزن يا حلال کن. توبه معنايش اينه که مال مردم را بده، نماز نخواندی، بخوانی، روزه نگرفته‏ای بگيری، مال مردم را بدهی، لباس کهنه پوشيدن و رفتن توی قبرستان و ژوليده زندگی کردن و از مردم جدا شدن اين معنای توبه نيست. معنای توبه را اشتباه نکنيم، بعد هم نگوييد، توبه، پير می‏شويم توبه می‏کنيم، من اين را شايد خيلی گفته باشم، ولی اجازه بدهيد باز هم تکرار کنم. بعضی‏ها می‏گويند خط مستقيم اين است، حالا ما جوانيم بگذار دنبال کيفهايمان باشيم، بگذار کج شويم، وقتی پير شويم بر می‏گرديم اين دو، سه سال آخر را آدم خوبی می‏شويم. يک مثلی توی ذهن بعضی‏ها است که خط مستقيم را می‏دانيم چی است بگذار ما منحرف شويم، پيری بر می‏گرديم. جوابش هم در نيم دقيقه، شما وقتی کج شدی بالا نمی‏روی سقوط می‏کنی، می‏آيی اين ور، دوم آخه خط معلوم است که برگردی ولی آخه عمر شما معلوم نيست، شما بنويس که شصت سال زنده‏ای، من هم زيرش می‏نويسم پس پنجاه و هشت سال آزاد، اون دو سال آخر را برگرد، آدم نمی‏داند که مثلاً تا فردا هست يا نه، روز ديگر، ماه ديگر، سال ديگر، ماه رمضان ما هستيم يا نيستيم، پس خط آخرش معلوم است، نزديک آخر برمی‏گرديم عمر ما آخرش معلوم نيست، يک، توبه به سمتِ بالا نيست سقوط است، از همه گذشته مگر می‏شود يک کسی که عمری خلاف کرده يک مرتبه برگردد انسان وقتی با گناه خو گرفت، برگشتن آسان نيست، خلاصه معطلتان نکنم، آن دوست می‏گفت يکبار آمدم ديدم آقايی که توبه کرده دارد می‏ميرد در حال احتضار است. چشمهايش را باز کرد به من نگاه کرد گفت که دارم می‏روم، و بشارت، امام صادق به وعده خودش وفا کرد، چون امام صادق فرموده بود اگر مال مردم را دادی من قول می‏دهم برای تو بهشت را، قبل از آنی که اين بميرد، قبل از آنی که نفسهای آخر را بکشد، امام صادق (عليه السلام) به وعده خودش وفا کرد و ايشان هم به رفيق خودش گفت، خدا جزای خيرت بدهد که بين من و امام صادق دلالی کردی. برادرها و خواهرها گاهی بايد دلالی کنيد، افرادی هستند جنسشان خوب است، فطرتشان خوب است منتهی رابطه‏شان کم است، ما بايد دلالی کنيم که اينها را با امام صادق (عليه السلام) محشور کنيم، خدا رحمت کند آيةاللّه شهيد مدنی را، من سراغ دارم يک کسی از کس و کارهايش که بهائی بودند، نفس آيةاللّه شهيد محراب، آيةاللّه مدنی بهش خورد، ايشان را نجات داد، بعد که نجات داد طلبه شد طلبه شد، فاضلی شد آمد نجف، برگشت ايران توی جبهه شهيد شد. يعنی از نسل، از فاميل بهائيت نفس آيةاللّه مدنی که بهش می‏خورد گرايش اسلامی‏اش پررنگ می‏شود. طلبه می‏شود، دانشمند می‏شود اين رقم مثلاً اوج می‏گيرند. امام صادق (عليه السلام) فرمود مالتان را پاک کنيد ما برای شما شفاعت قول می‏دهيم. حالا بيا اين حديث را داريم: شخصی، آن مال امام صادق (عليه السلام) بود. اين مال امام باقر (عليه السلام) است. شخصی آمد خدمت امام باقر (عليه السلام) آدرس هم وسائل، جلد 9 صفحه 525، آمد خمس را داد. امام باقر (عليه السلام) فرمود: بر من و پدرم لازم است که بهشت را برای شما ضمانت کنيم.
خمس، کلید رزق و بیمه اموال
امام رضا (عليه السلام) فرمود فکر نکنيد اگر خمس بدهيد پولتان کم می‏شود پولتان زياد می‏شود. حديثش اين است، «فان اخراجوا مفتاح رزقکم» خمستان را خارج کنيد از مال يعنی خمس بدهيد کليد رزقتان است. اگر بنا باشد رزق شما کليد داشته باشد يکی از کليدها، خيلی‏ها می‏گويند، آقای قرائتی چه کنيم روزيمان خوب بشود؟ و از پيرمردهای متدين بازار من شنيده‏ام، کسانی که ورشکست می‏شوند، معمولاً کسانی هستند که وقتی وضعشان خوب بود خمس نمی‏دادند. خمس باعث می‏شود که در سرمايه نظم پيدا شود، کسی که حساب سال را دارد، يکی شخصی منظم، حسابگر، دقيق، ميزان درآمدش را، ميزان مصرفش را مهار می‏کند، اين خودش از برکات خمس است. عنايت ويژه، توی قرآن چند تا آيه داريم، آيات قرآن می‏فرمايد که «اذکرونی اذکرکم»، شما ياد من باشيد من هم ياد شما هستم، آدمی که خمس می‏دهد ياد خداست، چون بخاطر آيه قرآن بخاطر فرمان خدا خمس می‏دهد، کسی که بخاطر فرمان خدا از پول می‏گذرد خدا هم او را ياد می‏کند، جای ديگر جبران می‏کند. اسم خدا جبار است، جبار يعنی جبران می‏کند. «ان احسنتم، احسنتم لانفسکم» اگر خوبی کنيد «ان احسنتم، احسنتم» اگر خوبی کنيد به خودتان خوبی خواهيد کرد. شما گاهی وقتها يک ميليون خمس می‏دهی، يک بلای يک ميليونی ازت دور می‏شود، خمس نمی‏دهی، امام کاظم (عليه السلام) فرمود: هرکس پولی را لازم است بجا خرج کند خرج نکند، خمسی، زکاتی، بايد بدهد، نمی‏دهد، خداوند يک طرحی، نقشه‏ای برايش پيش می‏آورد که دو برابر آن پول را، دو برابر آن مبلغ را در راه باطل خرج کند تکرار می‏کنم، امام کاظم (عليه السلام) فرمود: هرکس که يک پولی را واجب است که بدهد، ندهد، خداوند نقشه‏ای را برايش طراحی می‏کند که دو برابر آن مبلغ را در راه باطل خرج کند «ان احسنتم، احسنتم لانفسکم»، قرآن می‏فرمايد «و اذا حييتُم بتَحيِّةٍ» اگر شماها به تحية، به هديه‏ای، اگر کسی به شما هديه داد، «فحيّوا باحسن»، جواب گرمتر، شما که به امام زمان سهم امام می‏دهی امام زمان هم جبران ميکند، «فحيّوا باحسن»، يادمان نرود اين خانمی که در نيشابور قبرش است به نام شطيط مقدار دو سه درهم خمس داد امام کاظم (عليه السلام) بهش گفت تو را دعايت می‏کنم، در تشييع جنازه‏ات می‏آيم، اين پارچه هم را که پنبه‏اش از چی است و کی بافته، و کی تهيه کرده، اين را کفنی داشته باش و من هم توی تشييع جنازه‏ات می‏آيم، يعنی اينقدر ائمه ما به کسانی که حامی مالی هستند عنايت دارند، پس حمايت، پيراهن سياه خوب است، يک يااللّه، قرآن سرگرفتن خوب است، اشکها و جشنها خوب است اما اين خوبها مهرش به اين است که ما کمک مالی هم بکنيم، مثل همين آيه، می‏دانيد آيه کی و کجا نازل شد؟ افرادی رفتند در بدر، در جنگ بدر بودند، خدا می‏فرمايد: شما که در جنگ بدريد، اصحاب پيغمبر هستيد، خوب، جانفشانی می‏کنيد خوب، در جبهه بدر پيروز شديد خوب، يعنی شرکت در جبهه، اصحاب پيغمبر بودند، جانفشانی کردند، پيروز شدند همه خوب، آخرش می‏گويد: «ان کنتم آمنتم»، اگر ايمان داريد بايد خمس هم بدهيد، يعنی همه اينها مهرش به اين است که از نظر مالی شما چه کرده‏ايد. جمع هم همينطور، من شنيدم بعضی‏ها مکه نمی‏روند، می‏گويند اگر برويم مکه بايد برگرديم سوغاتی بياوريم، چون سوغاتی و نشستنش گران می‏شود پس ماها مکه را هم انجام نمی‏دهيم، اين قيامت، جواب قيامت نيست، کسی که می‏تواند برود مکه واجب‏الحج است، نشستن بعدش را آدم می‏گويد بسمه تعالی، آقا از نشستن معذورم، نشستن بعدش مستحب است.
آداب و رسوم غلط، در شادی و غم
ما نبايد بخاطر مستحب، دست از واجب برداريم، اين حج واجبش را نمی‏رود بخاطر اينکه بعداً نشسته، ما هم يک خورده اين آداب و رسوم را بايد حذف کنيم. ما اينجا چند روزی که در خرم‏آباد بوديم، يک جاست ديديم هرشب ماشين است گفتيم چه خبر است توی اين خانه، ما يک هفته خرم‏آباديم، هر شب چراغانی است، گفتند بيچاره از کربلا آمده، گفتم اين که پنج برابر پول کربلا را بايد بدهد به مردم بخورند، گفت رسم اينجاست، گفتم «بسم اللّه الرحمن الرحيم» اين رسم غلط است، حالا چه خرم آباد باشد چه تهران، بعضی از استانها يک کسی مرد تا چهل روز می‏آيند می‏گويند تسليت عرض می‏کنم، بابا من دو تا داغ ديدم، يک داغ پدرم را ديدم، يک داغ طلبکارها را، اصلاً حديث داريم کسی مرد نرويد خانه‏اش غذا بخوريد اين داغ ديده است، غذا پخته برايش بياوريد، ما هر کس که مرد تا چهل روز رويش می‏افتيم، اگر هم ارث گيرش نيايد بايد قرض کند شام بدهد، اين کارها غلط است آقا، اينها حرام است، اذيت کردن و در محاصره گذاشتن و «المأخوذ حيائهم» توی رودرباستی گير کردن مشکل است، شهادت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است يک جمله از آقا برايتان بگويم، چه کسی را از دست داديم، يک صلوات بفرستيد (اللهم صل علی محمد و آل محمد) آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) در جنگ احد دهها جای بدنش جراحت داشت، پيغمبر آمد ديدنش، ديد عجب، اميرالمؤمنين (عليه السلام) «مثل المغضه» مثل يک تيکه گوشت افتاده، پيغمبر تا ديدش گريه کرد، گفت خدايا کسی که اين رقم بدنش سوراخ سوراخ بشود، سزاوار است که خدا همه لطفها را در حقش انجام بدهد، اميرالمؤمنين هم گريه کرد، «فبکاء و بکاء» علی گريه کرد و رسول اللّه گريه کرد، گفتم پدرم و مادرم قربانت بشوند، «کيف حرمت‏الشهادة» چرا من در احد شهيد نشدم، اين همه بدنم، شصت، هفتاد جای بدنم سوراخ است، چرا من شهيد نشدم، پيغمبر فرمود «انما من ورائک انشاءاللّه»، خدا برای تو شهادت را نوشته عجله نکن، بدنش سوراخ سوراخ بود، گريه می‏کرد که چرا شهيد نشدم، کی بود اميرالمؤمنين (عليه السلام). اميرالمؤمنين اگر به يکی از اين نامه هايش که من فتوکپی کرده‏ام آورده‏ام، به يکی از اين نامه هايش اگر عمل می‏شد تمام اين موجهايی که الان هست، موج‌ها از بين می‏رفت، ما الان يک موج‌هايی داريم توی مملکتمان، حالا می‏خواستم نامه را بگويم اشاره می‏کنند وقت تمام شد، خوب اميرالمؤمنين ضربت خورد «فزت وربّ الکعبة» بخدای کعبه رستگار شدم، در بستر افتاد. دسته دسته، مردم می‏آيند عيادت، خيلی اميرالمؤمنين سوخت، سخت‏ترين حالات اميرالمؤمنين (عليه السلام) ضربت خوردنش نبود، سخت‏ترين حالات اميرالمؤمنين اين بود که توی خانه يک مرد شجاع و قوی بنشيند، زنش کتک بخورد، سخت‏ترين حالات اميرالمؤمنين اين بود، سخت‏ترين حالات اميرالمؤمنين اين بود که فرمود بيست و پنج سال نشستم مثل آدمی که تيغ توی چشمم است، استخوان توی گلويم است، اميرالمؤمنين سرش را توی چاه می‏کرد، حرف می‏زد، اميرالمؤمنين گاهی توی سخنرانی‏ها به خودش سيلی می‏زد، «فضرب علی خده»، می‏زد توی گوشش می‏گفت خدا مرا از دست شما بگيرد، يک کسی که لياقت داريد بهتان بدهد، شما لايق من نبوديد، حق شما معاويه بود، حق شما افراد ديگر بود. سوخت اميرالمؤمنين و لذا وقتی ضربت خورد فرمود راحت شدم، وصيتش: به ايتام برسيد، حقوق زنها را ناديده نگيريد، حق زنها محفوظ بماند، کشاورزها در محضر شما اذيت نشوند، حق کشاورزها را بدهيد، حق خانمها را بدهيد، حق يتيمها رابدهيد، شما را بخدا، شما را بخدا به قرآن توجه کنيد، نگذاريد قرآن متروک و مهجور بماند.
حضور امیرالمؤمنین در مسجد تا آخرین لحظات عمر
اميرالمؤمنين می‏توانست مسجد نرود، رفت مسجد تا يک پيام بدهد، پيامش اين بود حتی اگر سرم برود دست از مسجد نمی‏کشم، مساجد ما خلوت است، يک خورده هوا داغ بشود، خنک بشود، باران بيايد ديگر مسجد نمی‏رويم، يکخورده راه دور باشد مسجد نمی‏رويم، فرمود سرم برود دست از مسجد نمی‏کشم، امام حسين (عليه السلام) سر نيزه قرآن خواند پيام دارد يعنی اگر سرم از تنم جدا بشود، سرم از قرآن جدا نمی‏شود، زيارت اميرالمؤمنين (عليه السلام) شفاعت اميرالمؤمنين، نامگذاری بچه‏ها بنام علی بن ابيطالب و از همه مهمتر همان جمله‏ای که گفتم، حق اهل بيت را دادن، خدايا! آن به آن، بر عذاب کسی که علی را شهيد کرد بيافزای (الهی آمين).
آن به آن، بر گروهی که علی بن ابيطالب را سوزاندند با علم و عمد و آگاهی، حالا بعضی‏ها ناآگاهانه‏اند طوری نيست، اما اونی که با علم و عمد پيغمير و اهل بيتش را سوزاند، آن به آن بر عذابشان بيافزای (الهی آمين)
کسانی که در طول تاريخ برای پيغمبر و اهل بيتش اطاعت و حمايت داشته، جشنها و عزاداريها به پا کرده‏اند و الان نيستند، از دنيا رفته‏اند، همه را با اميرالمؤمنين محشور بفرما (الهی آمين)
آنچه شب قدر برای بندگان خوبت مقدر می‏کنی همه آنها را به آبروی اميرالمؤمنين برای همه ما مقدر بفرما (الهی آمين)
در سايه فرزندش مهدی، کشور و دولت و امت و ناموس و نسل و عقايد و افکار و انقلاب و مرز ما را حفظ بفرما (الهی آمين)
دعاهای ما را مستجاب بفرما (الهی آمين)
نسل ما را علوی قرار بده (الهی آمين)
کسانی که با تفکر علوی مخالفند و کسانی که با خط اهل بيت مخالفند با اسلام مخالفند، با جمهوری اسلامی مخالفند، اگر قابل هدايتند، هدايت و اگر طراحی می‏کنند برای هر رقم ضربه زدند به جمهوری اسلامی طرح‌هايشان را نقش بر آب، طراحان نااهلشان را نابود بفرما (الهی آمين).
«والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *