جزایر مجنون، از دو قسمت شمالی و جنوبی تشکیل شده که مجموعاً ۲۰۰ کیلومترمربع وسعت دارد. فاصله آن از شهرک القرنه عراق پانزده کیلومتر است و بزرگراه بصره ـ العماره، یکی از گلوگاههای عراق، از غرب آن میگذرد. شهر هویزه، در شمال شرقی واقع است و مرز ایران از آبهای هور میگذرد.
در غرب منطقه، رودخانه دجله در جریان است و در جنوب آن شهرک القرنه و در شمال آن شهرک العزیز واقع است. همچنین در حوالی منطقه حدود ۵۰ روستا وجود دارد که همه آنها دارای ساکنین بومی و غیرنظامی هستند. قسمت اعظم سطح هور پوشیده از گیاهان مردابی، بویژه نیزار است که عبور از آن، جز از مسیرهای محدود و باریک مشکل است. عمق هور به نیم متر تا سه متر می رسد. پنج سال قبل از جنگ، عراق به خاطر وجود ذخایر فراوان نفت، اقدام به خشک کردن این منطقه و ایجاد تأسیسات نفتی کرد که با آغاز جنگ از سوی عراق، این پروژهها متوقف شد.
نیروهای شناسایی ایران بارها به مناطق عمقی هور نفوذ کرده و اطلاعات خود را نسبت به نحوه آرایش و سنگرهای کمین دشمن تکمیل میکنند و نیروهای شناسایی برای اینکه دشمن به منطقه حساس نشود، تلاش میکنند از برخورد با گشتیهای دشمن اجتناب کنند. کم کم دامنه شناسایی به جزایر مجنون کشیده میشود، اما وجود سگهای ولگرد در جزیره شناسایی رزمندگان را با مشکل جدی مواجه میکند که بنا به اظهار نیروهای شناسایی، با قرائت آیه ۱۷ سوره کهف از سوی این نیروها، مشکل وجود سگها معجزهآسا رفع میشود و سگها دیگر پارس نمیکنند. کار شناسایی به بهترین نحو پیش میرود و مشخص میشود که امکان مانور زرهی برای دشمن غیرممکن و یا حداقل است و تعداد نیروهای دشمن در جزیره از چند گردان تجاوز نمیکند. عملیات والفجر ۵ و ۶ برای فریب و گمراه کردن دشمن، انجام میشود. نیروهای مانور آزادسازی قدس هم پس از عملیات در داخل کشور، به سرعت به سوی مناطق جنگی اعزام میشوند. در منطقه عملیاتی خیبر، شور و التهاب ویژه حکمفرماست. صدها قایق استتار شده در نیزارها و باتلاقها آمادهاند تا رزمندگان را به قلب دشمنان برسانند. غروب روز سوم اسفند فرا میرسد. با فرا رسیدن شب، رزمندگان اسلام با شوری خاص، خود را برای نبرد دیگر مهیا میکنند. نیروهای اسلام سوار بر قایق و بلم حرکت خود را به سوی دشمن آغاز میکنند و به تمام نیروها سفارش میشود که از هرگونه درگیری با گشتیهای دشمن پرهیز و در صورت لزوم فقط از اسلحه سرد استفاده کنند؛ زیرا در طول ۳۰ کیلومتر مسیر آبی و آن هم بدون عقبه و خاکریز، اگر دشمن موفق به کشف عملیات بشود، عملیات با خطر شکست مواجه خواهد شد.
در قرارگاه خاتم الانبیا(ص) فرماندهاین نظامی دست نیاز و نیایش به سوی خالق یکتا بلند میکنند و با خواندن دعای توسل از خدا یاری میخواهند.
در حالی که رزمندگان اسلام لحظه به لحظه خود را به خطوط مقدم دشمن نزدیک میکنند، ناگهان بادی موافق حرکت رزمندگان وزیدن میگیرد و حرکت قایقها و بلمها را آسان میسازد. با وزش باد، نیها نیز به جنبش درمیآیند و با یک حرکت هارمونیک دید دشمن را کور میکنند. صدای حرکت رزمندگان در میان صدای برخورد نیها گم میشود و کمترین شک را در دشمن برنمیانگیزد. در پی وزش باد، غبار متراکمی منطقه عملیاتی را فرا میگیرد و هرگونه تحرکی از دیدبانان بعثی و دستگاههای ردیابی آنها پنهان میماند. ناگهان رمز مقدس «یارسول الله(ص)» در ساعت ۳۰/۲۰ تاریخ ۳/۱۲/۶۲ در منطقه عملیاتی هورالهویزه و جزایر مجنون برای اجرای عملیات خیبر طنین میافکند. اهداف عملیات تصرف و تأمین جزایر مجنون و بخشی از هورالهویزه میباشد.
رزمندگان اسلام متشکل از سپاه و ارتش با شنیدن رمز مبارک عملیات، به مواضع دشمن بعثی یورش برده و از چند محور با عبور از میان تله انفجاری و بشکههای آتشزا و نیز سنگرهای کمین و دیگر مواضع ایذایی، در حالی که بعثیان در خواب غفلت هستند، بر سر آنها فرود میآیند و پس از قتلعام یگانهای مقدماتی دشمن به عمق مواضع آنها نفوذ میکنند.
رزمندگان محور شمالی منطقه عملیاتی، در یک هجمه بیامان موفق میشوند چند روستای عراقی را آزاد کنند و زمینه را برای خارج ساختن جزایر مجنون از چنگال نیروهای عراقی فراهم آورند. رزمندگان اسلام، در مرحله مقدماتی ورود به جزایر مجنون از اصل غافلگیری و سرعت عمل بهره گرفته و تعدادی از یگانهای مستقر در جزیره را به هلاکت میرسانند. این مأموریت مهم، یعنی تصرف جزایر به عهده لشکر حماسهآفرین علیبن ابیطالب(ع) گذاشته میشود. نخستین نیروهای تحت امر این لشکر در جزایر مجنون شمالی پیاده میشوند. تعداد دیگری از یگانهای شرکت کننده در عملیات هم پس از چند ساعت تأخیر، محورهای حمله را پیدا کرده و نیروهای دشمن ناگهان خود را در دامی مهلک گرفتار میبینند و تلاش میکنند از فرمانده خود تقاضای حمایت کنند. رزمندگان اسلام با سرع ت و قدرت فراوان، دشمن را محاصره و پس از نبردی جانانه، جزیره مجنون شمالی را آزاد میکنند و آنگاه به سمت جزیره مجنون جنوبی یورش میبرند و تلاش میکنند به هر قیمت، جزایر مجنون را در همان شب کاملاً تصرف کرده و امکان هرگونه عکسالعمل را از دشمن سلب نمایند؛ زیرا با روشن شدن هوا و با وجود عقبه آبی ۳۰ کیلومتری، مشکلات زیادی از جمله تدارک نیروهای عمل کننده ایجاد میشود. بنابراین، پس از نبردی سنگین، دشمن بعثی به منتهی الیه جزیرره جنوبی رانده میشود و بدین ترتیب، این هدف مهم نیز تحت کنترل قوای اسلام درمیآید.
با فشار بیامان رزمندگان اسلام، دشمن بعثی کیلومترها به عقب رانده میشود و رودخانه دجله و فرات در مقا بل پیروان حسین(ع) قرار میگیرد و ارتش اسلام موفق میشود از آب آن وضو سازد. با یک حرکت حماسی و باور نکردنی برای دشمن، رزمندگان رودخانه دجله را پشت سر میگذارند و بزرگراه بصره ـ بغداد که از شهر العماره میگذرد، در چند نقطه قطع میشود که با این عمل، ارتباط سپاه سوم و چهارم عراق قطع میگردد.
برای حمایت و پشتیبانی از قوای اسلام، هلیکوپترهای هوانیروز با تمام امکانات به پرواز درمیآیند و با پروازهای پیاپی، رزمندگان را هلی برد و تدارک مینمایند. نیروی هوایی عراق با تعداد بیشماری هواپیما، هلیکوپترهای ترابری رزمندگان را مورد حمله قرار میدهد تا عقبه قوای اسلام را عقیم کند و از فشار نیروها به مواضع دشمن بکاهد. نیروی هوایی ایران نیز وارد عمل شده به مقابله با هواپیماهای دشمن میپردازد که حمایت و تدارکات رزمندگان از هوا و هور ادامه مییابد.
همزمان با اجرای عملیات، یگانهای مهندسی ـ رزمی اقدام به نصب پل فلزی شناور میکنند و در میان حیرت دشمنان، پل فلزی به طول دوازده کیلومتر، زیر بمباران شدید و حجم آتش شدید توپخانه دشمن با سرعت روی هور نصب و عقبه رزمندگان تدمین میشود. سپاه چهارم عراق برای جلوگیری از تهاجم بیامان قوای اسلام، اقدام به پاتک میکند که بلافاصله توسط جنگندههای نیروی هوایی ارتش مورد حمله قرار میگیرد و منطقه قلعه صالح مملو از ادوات سوخته و ادوات زرهی بعثیان میشود.
در حالی که قوای عراق تلاش میکنند با گلوله باران بیوقفه و حملات هوایی سنگین خود قوای اسلام را وادار به عقبنشینی کنند، نیروهای اسلام با هجومی تحسینبرانگیز، پل شهرک القرنه را که جاده بصره ـ بغداد از روی آن میگذرد، آزاد میکنند و پس از آزادسازی چند روستای دیگر، در محل تلاقی رودخانه دجله و فرات استقرار مییابند.
در شمال غرب منطقه عملیاتی چند روستای دیگر از جمله پل العزیزه و شهرک الصخره به تصرف رزمندگان اسلام درمیآید و مجموعاً تعداد ۲۶ روستا در استانهای العماره و بصره عراق آزاد میشوند. تا این مرحله از عملیات، نزدیک به ۲۵۰۰ تن از بعثیان کشته و زخمی شده و عدهای نیز به اسارت درمیآیند.
نیروهای عراقی با به جا گذاشتن کشته و زخمی بسیار و غنایم فراوان از جمله تانک و ادوات مهندسی، از جزایر مهم و حساس مجنون ـ که میلیاردها بشکه نفت در خود ذخیره دارد ـ وادار به عقبنشیی میشوند که پس از آن رزمندگان اسلام به تحکیم و تثبیت موقعیت خود در این جزایر میپردازند.
رزمندگان، در دومین شب حمله، در منطقه طلایه قدیم، با حماسهآفرینی پل بسیار مهم طلایه را به همراه چند روستای دیگر از چنگ دشمن درمیآورند. با کشته و زخمی شدن ۱۵۰۰ نفر دیگر از نیروهای عراقی، تعداد تلفات دشمن به ۵۰۰۰ تن و تعداد روستاهای آزاد شده به ۳۷ روستا میرسد.
با روشن شدن هوا، بار دیگر یگانهایی از سپاه چهارم عراق اقدام به پاتک میکنند که با عکسالعمل نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مواجه میشوند. محور العماره به بصره انباشته از تانک و نفربر منهدم شده میشود. با اقدام هشیارانه هوانیروز و آرپیجیزنهای چیره دست، پاتکهای بعدی دشمن نیز عقیم میماند.
دشمن برای تصرف پل طلایه، مذبوحانه تلاش میکند و پس از تحمل خسارات سنگین از جمله ۱۲۰ دستگاه تانک و نفربر سقوط دو فروند هلیکوپتر، شکست سختی را متحمل میشود. در این نبرد، پل طلایه به طور کامل در اختیار رزمندگان قرار میگیرد. دشمن بعثی در اطراف رودخانه دجله، با جمعآوری نیروهای پراکنده خود و وارد کردن یگانهای جدید، اقدام به پاتک میکند که با رشادت و پایمردی جان بر کفان اسلام پاتکها دفع میشود و با کشته و زخمی شدن ۱۵۰۰ تن دیگر از دشمن، تعداد تلفا ت عراق به ۶۵۰۰ تن و تعداد اسرای تخلیه شده به پشت جبهه به ۵۰۰ تن میرسد.
در سومین روز عملیات، نبرد شدید در اطراف رودخانه دجله در میگیرد و رزمندگان اسلام با حمایت هلیکوپترهای موشکانداز کبرای هوانیروز موفق میشوند ۴ فروند هلیکوپتر را ساقط و ۱۷ دستگاه تانک و نفربر را منهدم کنند. در این نبرد تعداد ۱۰ دستگاه از اداوات زرهی و مقادیر زیادی مهمات نیز به غنیمت رزمندگان درمیآید. در این حمله بیش از ۵۰۰ نفر دیگر از بعثیان کشته و زخمی میشوند و تلفات دشمن به بیش از ۷۰۰۰ نفر میرسد. همچنین با به اسارت درآمدن تعداد دیگری از نیروهای عراقی، اسرای تخلیه شده به پشت جبهه به ۸۱۲ تن میرسد.
دشمن شکست خورده، در همین روز در منطقه العزیزه و جنوب منطقه عملیات، اقدام به ۳ پاتک میکند که با عکسالعمل به موقع شکارچیان تانک، دشمن در هر پاتک، با از دست دادن تعدادی ادوات زرهی، به عقب رانده میشود.
رژیم بعث بر اثر شکستهای پی در پی، با به راه انداختن تبلیغات و جنگ روانی، از قول مقامات ایرانی اعلام میکند که شهر القرنه عراق به تصرف ایران درآمده است و به دنبال آن خبرنگاران را دعوت میکند به این شهرها بیایند و ببینند که این شهر در اختیار عراق است. رسانههای غربی نیز در ادامه سیاستهای کینهتوزانه خود نسبت به ایران اسلامی ادعاهای عراق را در بوق و کرنا می کنند.
با فرا رسیدن شب ششم اسفند، بار دیگر منطقه العزیزه در شمال و القرنه در جنوب، شاهد حماسهآفرینیهای سپاه اسلام میشود. در این تهاجم، مواضع جدیدی از دشمن به تصرف رزمندگان درمیآید و تعداد زیادی ادوات زرهی آنها به آتش کشیده میشود و تعداد ۱۲ دستگاه تانک و نفربر و تعدادی بولدوزر، لودر و وسایل نیمه سنگین جنگی به غنیمت نیروهای اسلام درمیآید.
سپاه اسلام در هفتم اسفندماه، با یک یورش سریع و گسترده در منطقه جزیره جنوبی مجنون و شمال شرقی نشوه موفق میشوند دو گردان مکانیزه و دو گردان پیاده از تیپ پیاده لشکر ۱ عراق را به طور کامل منهمدم و بیش از ۱۰۰ تن از آنان را کشته و زخمی نمایند و تعدادی را نیز به اسارت درآورند. همچنین تعداد ۴۰ تانک آنها را به آتش بکشند. در این میان دو گردان از لشکر ۶ زرهی عراق با مشاهده اوضاع، فرار را بر قرار ترجیح میدهند. در ادامه تهاجم، دشمن شکست سختی را متحمل میشود و تیپ ۲۷ مکانیزه از لشکر ۱ و تیپ ۵۶ زرهی از لشکر ۵ مکانیزه به میزان ۱۰۰ درصد و تیپ ۵۰۱ پیاده به میزان ۸۰ درصد منهدم میشوند. آمار تلفات دشمن تا عصر هشتم اسفند به بیش از ۴۵۰۰ تن میرسد که مجموعاً تلفات متجاوزین بعثی از آغاز عملیات خیبر به بیش از ۱۱۵۰۰ تن میرسد. در این حمله موفقیتآمیز تعداد ۶۵ دستگاه تانک و نفربر به همراه تعداد زیادی خودرو منهدم میشود و ۲۰ دستگاه تانک و نفربر سالم به دست رزمندگان اسلام میافتد. همچنین با سقوط ۳ فروند دیگر از هواپیماهای دشمن، تعداد آنها به ۶ فروند میرسد.
هر لحظه بر تلفات و خسارات بعثیان افزوده میشود و رزمندگان اسلام به پیشروی در عمق ۴۰ کیلومتری دشمن میپردازند. ماهر عبدالرشید، فرمانده شکست خورده سپاه سوم، در یک مصاحبه رسواکننده به خبرنگاران جهان اعلام میکند که حتی یک سانتیمتر از خاک عراق تصرف نشده است. و به دنبال آن، این فرمانده شکست خورده، در یک تلگراف چاپلوسانه به صدام اعلام میدارد اگرچه نتوانسته مانع پیشروی نیروهای ایرانی بشود، ولی خواهد تونست دست به یک جنگ شجاعانه بزند، اما ژنرالهای عراق برخلاف ادعاهای سراسر کذب خود، مانع بازدید خبرنگاران بیطرف از منطقه عملیاتی خیبر میشوند.
حملات شیمیایی عراق
رژیم مستأصل عراق، در جنگ، بارها ماهیت ددمنشانه خود را با بهره جستن از سلاح ممنوعه شیمیایی نشان میدهد. دشمن طی عملیات والفجر ۲ جاده رواندوز ـ پیرانشهر را با گاز خردل بمباران شیمیایی میکند. مریوان، پنجوین، روستاهای بازی دراز، روستاهای بانه و اطراف رودخانه شیلر بارها به طور ناجوانمردانه مورد حمله شیمیایی قرار میگیرند. در پی این حملات، ستاد تبلیغات جنگ جمهوری اسلامی ایران از سازمان ملل و دیگر مجامع میخواهد که از مناطق بمباران شیمیایی شده بازدید کنند که متأسفانه این سازمانها، هیچ توجهی به خواسته ایران نمیکنند. رژیم عراق که هیچ مانع و رادعی از طرف مجامع بینالمللی نمیبیند، بر گستاخی و خباثت خود میافزاید و در پی هر عملیاتی که از سوی ایران صورت میگیرد، در جبههها به بمباران شیمیایی خود به طور وحشتناک از این سلاح مرگبار بهره میگیرد.
در تاریخ هشتم اسفند، دشمن در منطقه العزیز مورد حمله دیگری از سوی رزمندگان قرار میگیرد و رزمندگان با تصرف مواضعی دیگر از آنها نزدیک به ۵۰۰ تن از دشمن را کشته و زخمی میکنند و ۱۰۰ نفر را به اسارت میگیرند. در این حمله تعداد ۳۰ تانک و نفربر دشمن منهدم میشود و نیروهای وحشتزده عراقی با دیدن توان رزمی رزمندگان، خود را تسلیم میکنند.
با روشن شدن هوا شکست دشمن به طور کامل آشکار میشود. صدام حسین که بیش از این خفت شکستهای پیاپی را برنمیتابد، دستور حمله شیمیایی را به طور گسترده صادر میکند. ناگهان چند هواپیما در آسمان منطقه ظاهر و اقدام به پرتاب راکتهایی میکنند که پس از برخورد با زمین با صدای ضعیف و خفهای منفجر و دود زردرنگی از آنها متصاعد میشود و بوی میوه و سیر را در فضا منتشر میکند. تعدادی از رزمندگان دچار سوختگی و خفگی میشوند و متوجه میشوند که مورد حمله شیمیایی قرار گرفتهاند، که با همان وسایل ابتدایی اقدام به مقابله با حمله شیمیایی دشمن میکنند. تعدادی از رزمندگان مصدوم به عقبه جبهه انتقال مییابند و پس از معالجه سرپایی مجدداً به خطوط عملیاتی باز میگردند، ولی تعدادی دیگر بر اثر جراحت شدید چشمی و تنفسی و… به بیمارستان انتقال مییابند.
در بیمارستان لبافینژاد تهران، چند تن از خبرنگاران خارجی از شیمیایی شدگان بازدید میکنند و آثار سوختگی و جراحت ناشی از بمباران شیمیایی عراق را با چشمان خود میبینند.
عدهای از رزمندگان بر اثر جراحت شدید، به کشورهای اروپایی از جمله انگلیس، سوئد، اتریش و… انتقال مییابند و در آنجا با نظارت کارشناسان جهانی و مصاحبه آنها با مجروحین ایران، مشخص میشود که لطمات وارد شده، حاصل از گازهای سمی و شیمیایی است.
تعدادی از رزمندگان اسلام بر اثر جراحات شدید ناشی از گازهای شیمیایی به شهادت میرسند و همگان این جنایات عراق را میبینند و چشم بر حقایق تلخ آن فرو میبندند.
با توجه به گزارش مغرضانه کارشناسان سازمان ملل و عدم بازگویی نام کشور استفاده کننده، زمینه برای حملات شیمیایی بیتشر عراق مساعد میشود.
رژیم بعث عراق با بکارگیری سلاح شیمیایی و با استعداد چند واحد زرهی و پیاده و مکانیزه اقدام به بازپسگیری جزایر مجنون میکند که این تلاش مذبوحانه عراق با پایمردی بینظیر مدافعان جزیره که سلاح مهم آنها سلاح آرپیجی هفت است، دفع میشود و تلفات و خسارات دیگری بر آنها وارد میآید و یا به اسارت درآمدن ۲۵۰ نفر دیگر از بعثیان، تعداد اسرای تخلیه شده به پشت جبهه به ۱۳۰۰ تن میرسد.
سرانجام در روز چهارشنبه ۱۰ اسفند، رژیم حاکم بر بغداد پس از چند روز سکوت درباره حقایق، اعلام میکند که جزایر مجنون و قسمتی از هورالهویزه از دست عراق خارج شده است.
این سخنان از زبان سرلشکر هاشم صباح الفجر، فرمانده عملیاتی جنوب اعلام میشود و حقانیت اطلاعیههای نظامی ایران اثبات میگردد. با اعتراف عراق به شکست خود در عملیات خیبر، عدهای از خبرنگاران هم مهر سکوت را میشکنند و اعلام میدارند که منطقه وسیعی از خاک عراق از دستش خارج شده است.
با فرا رسیدن شب، سپاهیان اسلام با پشتیبانی یگانهای زرهی حمله سنگین را تدارک میبینند و پس از عبور از میدانهای مین و تلههای انفجاری در منطقه طلایه تعداد دیگری از یگانهای تحت امر سپاه سوم عراق را به هلاکت میرسانند. با ادامه تهاجم و نفوذ در عمق مواضع دشمن، تیپ ۹۳ پیاده و یک گردان تانک از تیپ ۱۶ زرهی به میزان ۶۰ درصد و گردان ۳ از تیپ ۷۰۲ پیاده به میزان ۱۰۰ درصد منهدم و نزدیک به ۱۳۰۰ تن از بعثیان کشته و زخمی میشوند. عدهای نیز به اسارت درمیآیند. همچنین تعداد ۴۰ دستگاه تانک دشمن با گلولههای رزمندگان به آتش کشیده میشوند.
رزمندگان اسلام در ادامه نبرد در حالی که دشمن به شدت از گلوله شیمیایی استفاده میکند، با وارد ساختن ضربات سنگین به آنها موفق میشوند ۱۰ کیلومتر در جبهه طلایه پیشروی کنند و در این مقابله دو تیپ عراق ضرباتی سنگین دریافت میکنند. تیپ ۹۳ پیاده ـ که در نبردهای شب گذشته ضرباتی اساسی دریافت کرده بود ـ به طور کامل منهدم میشود.
عراق برای بازپسگیری مناطق از دست داده، بویژه جزایر مجنون، همچنان اقدام به بمباران شیمیایی وسیع میکند. از منطقه العزیزه فشار سنگینی متوجه رزمندگان اسلام میشود. برای حفظ جزایر، به نیروهای عمل کننده منطقه العزیزه دستور بازگشت به جزیره و تحکیم مواضع داده میشود. رزمندگان، در حال بازگشت بیش از صد نفر عراقی را که در اسارت دارند، به دلیل کمبود امکانات پس از صحبتی کوتاه آزاد کرده و سفارش میکنند که مظلومیت نیروهای ایرانی را به دیگران برسانند.
دشمن بعثی پس از عقبنشینی تاکتیکی رزمندگان با تمام نیرو به جزیره مجنون حمله میکند و بارانی از گلوله توپ، خمپاره و هواپیما بر روی جزایر فرو میریزد. در زیر آتشباری سنگین، یگانهای رمزی بعث برای بازپسگیری جزایر حرکت میکنند، که هر بار با دفاع حماسی فراموش نشدنی جان بر کفان اسلام مواجه و پس از دریافت خسارات سنگین عقب رانده میشوند. دشمن بعثی که موفق میشود جاده بغداد ـ بصره را از کنترل و تیر مستقیم ایران خارج سازد، برای چندمین بار هجوم میآورد. تمام این حملات با دفاع بینظیر قوای اسلام دفع و منطقه مملو از جنازه و ادوات زرهی سوخته دشمن میشود.
در روز سهشنبه ۱۶ اسفندماه بار دیگر پس از اجرای آتشباری سنگین توپخانه و خمپارهانداز عراق، دشمن به پاتک دیگری دست میزند تا به زعم خود جزیره را آزاد کند. دشمن سردرگم، در روز روشن گلوله منور شلیک میکند. از سوی دیگر جنگندههای عراق اقدام به بمباران مواضع ایران میکنند. در زیر چنین آتش پرحجمی نیروهای زرهی بعث اقدام به پیشروی میکنند که با عکسالعمل درخشان شکارچیان تانک و هلیکوپترهای کبرای هوانیروز ایران، این حرکت دفع و بیش از ۱۰۰۰ کشته و زخمی از دشمن برجای میماند و ۵ تیپ و یک گردان دشمن نیز منهدم میشود.
به دنبال تلاشهای مذبوحانه عراق، حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی اعلام میدارد:
«نیروهای ما در مواضع پدافندی خود در جزایر مجنون چون کوه ایستادهاند و هرچه عراق نیرو بفرستد، نابود میکنند.»
صدام، در پی ناتوانی ارتش عراق برای بازپسگیری جزایر مجنون، فرمانده شکست خورده سپاه سوم (ماهر عبدالرشید) را تهدید میکند به هر نحو که شده باید این جزیره را از دست ایرانیان خارج کند. ماهر عبدالرشید علیرغم صدمات پی در پی قول میدهد برای تحقق بخشیدن به خواستهای سردار مفلوک خود، پاتک سنگینی را انجام دهد.
نیروهای عراقی در روز چهارشنبه ۱۷ اسفندماه با بکارگیری گردان مرزی و حمایت شدید هوایی و آتش توپخانه سنگینترین ضدحمله را آغاز میکنند. پس از اندکی پیشروی، با آتش متقابل شکارچیان، گلوله آرپیجی و موشکهای تاو هلیکوپترهای کبری مواجه میشوند و با از دست دادن ۳۵ تانک و ۸۵۰ نفر از سربازان خود، شکست سنگینی را دریافت میدارند و با فرار به مواضع اولیه، امید صدام را به یأس مبدل میسازند. در جریان نبرد، از بیسیم بعثیان به فرماندهان رده بالا گفته میشود که با آتش بیامان ایرانیان و مقاومت شدید آنها، امکان هیچگونه پیشروی نیست و هر اقدامی علیه نیروهای ایرانی، به معنی خودکشی است.
صدام در روز پنجشنبه ۱۸ اسفندماه، در ساعت ده صبح بار دیگر فرمان حمله را برای تصرف جزیره مجنون جنوبی صادر میکند، اما انهدام دو گردان پیاده و تانک و هلاکت ۷۰۰ بعثی، امید صدام و ارتش عراق را در بازپسگیری جزایر مجنون به یأس کامل مبدل میسازد.
پس از شکست سنگین عراق، جزایر مجنون مملو از جنازه و ادوات زرهی سوخته شده بعثیان است و عراق به هیچ خبرنگاری اجازه بازدید از جزایر را نمیدهد. رزمندگان اسلام دامنه عملیات را به منطقه طلایه میکشانند که پس از نبردی سنگین، موقعیت مواضع آزاد شده، از جلمه جزایر مجنون تثبیت میشود و رزمندگان اسلام دگربار ابتکار عمل را در جنگ در دست میگیرند.
نتایج عملیات
مناطق و تأسیسات آزاد شده:
جزیره مجنون به مساحت ۱۶۰ کیلومترمربع دارای ۵۰ حلقه چاه نفت، چند روستا در منطقه.
تجهیزات منهدم شده دشمن:
۶ فروند هواپیما.
۱ فروند هلیکوپتر.
۳۳۰ دستگاه تانک و نفربر.
شمار زیادی از انواع سلاح سبک و نیمهسنگین.
یگانهای منهدم شده دشمن:
تیپ ۲۷ مکانیزه از لشکر ۱.
تیپ ۵۶ زرهی از لشکر ۵.
تیپ ۵۰۱ پیاده.
تیپ ۱۴ زرهی.
تیپ ۳ تحت امر لشکر ۶ زرهی.
۵ گردان از لشکر ۱.
تیپهای ۳ و ۱۶ زرهی.
تیپهای ۲۵، ۵، ۷۰۴، ۷۰۲ و ۹۳ پیاده.
تعدد کشته و زخمی دشمن:
۱۵۰۰۰ نفر.
تعداد اسرا:
۱۱۴۰ نفر.
غنایم:
۴۲ دستگاه تانک و نفربر.
دهها خمپارهانداز و مینی کاتیوشا.
چندین خودرو.
مقدار زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین.
۱۲۰ دستگاه کمپرسی.
تعدادی لودر و بولدوزر.
