امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۱۲:۵۳

رستگاری امام علی (ع)

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۸۰/۹/۱۳


بسم الله الرّحمن الرّحیم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
در جوار قبر حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) هستیم که امام جواد فرموده‌اند هر که عمه مرا در قم زیارت کند ,بهشت بر او واجب می‌شود و در جوار مرقد علما و مراجع بزرگی هستیم. آیات عظام بیننده‌های عزیز بحث را شبی که تماشا می‌کنند که شب ضربت خوردن آقاست، از همین پای تلویزیون به نجف سلامی بدهیم، السلام علیک یا ابالحسن، یا امیرالمومنین، جمله‌ای که می‌خواهم بگویم تفسیر کلمه(فوز) است. چون امیرالمومنین فرمودند(فزت و رب الکعبه)الطرائف ج2ص519 من راجع به فوز و رستگاری امشب می‌خواهم صحبت کنم. مسأله فوز و رستگاری به مناسبت جمله(فزت و رب الکعبه)، امیرالمونین(علیه السلام) فرمودند(فزت و رب الکعبه) کلمه فوز را ما بررسی می‌کنیم.
در قرآن ۱۷ یا ۱۸ صفت هست که خداوند به اینها می‌گوید(ذلِکَ الْفَوْز)النساء(۱۳) فوز اینهاست، امیرالمومنین که می‌گوید(فزت) یعنی از همه پله‌ها رفتم بالا، چون مردان بزرگ قطعنامه عمرشان، کلام آخرشان، یعنی آن کلمه‌ای که آخر عمر می‌گویند، قطعنامه عمر امیرالمومنین این بود: فزت، اگر در قرآن ۱۸ کمال تقریباً گفته فوز، و کسانیکه آن کمالات را دارند(أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ)التوبه(۲۰) فزت، من از همه پله‌ها رفتم بالا، از این ۱۸ آیه، یک آیه‌اش را امشب معنا کنیم، آیه ۲۰ سوره توبه.(ا لَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ ُهمُ الْفائِزُونَ)التوبه(۲۰) کسانی که ایمان دارند، (وَ هاجَرُوا) هجرت کردند، (وَ جاهَدُوا) و جهاد کردند، در راه خدا، (بِأَمْوالِهِم)، با مالشان، (وَ أَنْفُسِهِم)، با جانشان، اینها(أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّه) بزرگترین درجات را نزد خداوند دارند(وَ أُولئِکَ ُهمُ الْفائِزُونَ) همین‌ها هستند(فائز)(فزت و رب الکعبه) همین‌ها هستند. حالا ما یکی یکی اینها را معنا می‌کنیم. اما(آمنوا) ایمان امیرالمومنین. چند جمله‌ای راجع به ایمان امیرالمومنین صحبت کنیم.
اول کسی که به پیغمبر ایمان آورد از مردها امیرالمونین بود. بعضی گفتند اول مومن کسی دیگر بود. سلام و صلوات خداوند بر علاّمه امینی در الغدیر صد تا حدیث از اهل سنت نقل می‌کند با سند که اول کسی که به پیغمبر ایمان آورد علی بن ابیطالب بود. این آغاز ایمانش. پایان ایمانش، من تا امشب فکر می‌کردم یکبار(افِی سَلَامَهٍ مِنْ دَیْنِی) بحارالأنوارج28ص54 هست که وقتی خبر شهادت امیرالمومنین را پیغمبر به علی داد، گفت ماه رمضان ضربت می‌زنند، و شهیدت می‌کنند. (افِی سَلَامَهٍ مِنْ دَیْنِی)؟ آیا وقتی که ضربت می‌خورم دینم سالم است؟ خوش عاقبتم؟ دین خواهم داشت یا بی دین خواهم بود؟ حضرت فرمود نه(فِی سَلَامَهٍ مِنْ دَیْنِی)تا امشب فکر می‌کردم یکبار حضرت امیر کلمه(افِی سَلَامَهٍ) را گفته است. دوستان از کامپیوتر درآوردند که چند مورد در صحنه‌هایی پیش آمده امیرالمومنین از پیغمبر پرسیده(فِی سَلَامَهٍ مِنْ دَیْنِی) یعنی دغدغه انگار داشته، خیلی مهم است. وقتی امیرالمومنین دغدغه دارد مهم است. افرادی هستند می‌گویند برای یک دستمال یک قیصریه را آتش می‌زنند، می‌گویند حالا که پست به من ندادی من انقلاب را زیر و رو می‌کنم، حالا که از اداره بیرونم کردی طومار جمع می‌کنم مدیر کل را سرنگون می‌کنم. حالا که به من رأی ندادید اصلاً فرار می‌کنم. حالا که، حالا که، حالا که، ما اینها را به چشممان دیده‌ایم، گاهی انسان یک عقیده‌ای دارد عقیده ا ش عملی نمی‌شود.
در مجلس است رأی نمی‌آورد. در شهر است رأی نمی‌آورد. کتابش چاپ می‌شود فروش نمی‌رود، مغازه‌اش نمی‌گردد. یکجا می‌خواهد بنایی کند شهرداری نمی‌گذارد. بهر حال یک جایی یک چیزی مطابق سلیقه‌اش نمی‌شود. کاری به حق و ناحق ندارد. ممکن است حق باشد، ممکن است ناحق باشد من نمی‌خوام الان اینجا توجیه کنم که همه کارها حق است. اما این آقا می‌بینی تمام مسائل را زیر سؤال می‌برد این خیلی مهم است.
بیست و پنج سال امیرالمومنین صبر کرد. فرمود صبر کردم. چه جوری؟ خار به چشم و استخوان در گلویم، اما نظام اسلامی را بهم نزدم، آغازش اولین مومن، پایانش(فِی سَلَامَهٍ مِنْ دَیْنِی) وزن ایمان، یک حدیث می‌خوانم که من و شما دین داریم مثلاً دینمان چقدر می‌ارزد؟ آدم گاهی اوقات می‌خواهد ببیند چقدر دین دارد، حدیث داریم هر که می‌خواهد ببیند چقدر دین دارد ببیند چقدر گناه می‌کند. اگر صد تومان به تو دادند دروغ گفتی، به قدر صد تومان دین داری. اگر یک بستنی خوردی دروغ گفتی دین شما یک بستنی است. اگر سکه، یک حواله ماشین، یک قطعه زمین، پست، مقام، هر جا گناه کردی دین شما همان قدر است دین علی چقدر است؟ امیرالمومنین فرمودند والله قسم اگر حکومت بر کره زمین را به من بدهند که کوچکترین گناهی بکنم، حتی پوست جو از دهان مورچه بگیرم، والله نمی‌گیرم، یعنی دین من از حکومت کره زمین ارزشش بیشر است.
وزن ایمان؛ حدیثی داریم(لَوْ وُضِعَتْ فِی کِفَّهٍ وَ وُضِعَ إِیمَانُ عَلِیٍّ ع فِی کِفَّهٍ لَرَجَحَ إِیمَانُ عَلِیٍّ ع) مستدرک‏الوسائل ج15ص338- اگر ایمان علی را یک کفه بگذارند، ایمان همه امت مرا هم یک کفه بگذارند، باز ایمان امیرالمومنین از ایمان همه امت اسلامی بیشتر است. کیفیت ایمان، یقین، حضرت فرمودند(مَا شَکَکْتُ فِی الْحَق) از اول تا حالا هیچ شک نکردم، آخر قرآن بعضی می‌گوید(وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْف)الحج(۱۱) بعضی کنار می‌ایستند اگر خوب شد می‌گویند ما بودیم، اگر بد شد می‌گویند من که گفتم نرو همینطور.
زمان شاه سخنرانی‌های انقلابی که می‌شد یک مشت انقلابی‌ها می‌آمدند پای منبر می‌نشستند بعضی‌ها در مسجد می‌ایستادند هی یک نگاه به مسجد می‌کردند یک نگاه توی خیابان می‌کردند ببینند پلیس آمد یا نه، که اگر پلیس آمد زود جیم شوند اگر هم خبری نبود، ببینند آقا چه می‌گوید.
پس ایمان امیرالمومنین، سابقه‌اش اول مومن، صد تا حدیث در الغدیر، عمق، حکومت را عوض نمی‌کنم ولو به گناه کوچک، پایان، آیا وقتی از دنیا می‌روم دینم سالم است؟
در مورد هجرت: امیرالمومنین هجرتهای مختلفی داشتند.
۱- هجرت به مدینه، ۲- هجرت به یمن، هجرتهایی که برای جبهه داشتند، این هم مال(هاجروا). پس هاجروا به مدینه، به یمن، به جبهه‌ها. و اما(جاهدوا) جهادهای حضرت علی(علیه السلام)، حضرت جز در جنگ تبوک در همه جبهه‌ها حضرت حضور داشتند. فقط در جنگ تبوک نرفتند آن هم گریه کرد گفت می‌خواهم بیایم، پیغمبر فرمودند خواهش می‌کنم نیا. بعد گفت نمی‌خواهی تو نسبت به من مثل:(أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی) الکافی ج8ص106 موسی که رفت هارون را جایش گذاشت. تو بمان. به امر پیغمبر و به تقاضای پیغمبر اشک ریخت می‌خواهم بروم. جز در تبوک در همه جبهه‌ها بود. علی بن ابیطالب را هر کس می‌خواهد بشناسد از(وَالْعادِیاتِ ضَبْحاً)العادیات(۱)بشناسد.
(فَالْمُورِیاتِ قَدْحا)العادیات(۲)، عادیات جمع عادیه، عادیه یعنی اسبی که می‌دود. ضبحا یعنی اُه اُه می‌کند. اشرار حمله کردند به مدینه گروهی را فرستاد سرکوب کنند. رفت شکست خورد برگشت. نفر دوم رفت موفق نشد. چند نفر رفتند موفق نشدند. پیغمبر گفت بیا علی این کار خودت است. حضرت امیر رفت، سحرگاه همه را قلع و قمع کرد. پیغمبر صبح آمد نماز بخواند(غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ)الفاتحه(۷) تا ضالین را گفت می‌خواست یک سوره بخواند، جبرئیل گفت این سوره را بخواند بسم الله الرحمن الرحیم(وَالْعادِیاتِ ضَبْحاً)(فَالْمُورِیاتِ قَدْحا)العادیات(۲) مردم تا آن لحظه والعادیات نشنیده بودند. گوشها تیز شد پیغمبر دارد چیز نویی می‌خواند. نماز تمام شد، ریختند یا رسول الله چی می‌خواندید؟ گفت بعد از(وَ لاَ الضَّالِّینَ) نازل شد، چی بود؟ علی بن ابیطالب دیشب سحر اشرار را قلع و قمع کرد. و خداوند به اُه اُه اسبش قسم خورد.
قسم به اسبهایی که می‌دوند و ضبحا، (اُه اُه) می‌کنند. باز(اُه اُه) مال سینه است، (فَالْمُورِیاتِ قَدْحا) موریات جمع موریه، اسب توی جبهه می‌دود سمش به سنگ می‌خورد جرقه می‌زند، قسم به آن جرقه‌ها. علی کیست؟ امیرالمومنین کسی است که خداوند به نفسِ اسب زیر پایش و جرقه سم اسبش، قسم می‌خورد. جنگ احد شصت جای بدن آقا خونی شده بود، پیغمبر دستور دادند همه زخمیها یکبار دیگر بیایند جبهه، امیرالمومنین، با بدن شصت جای خونی پا شد آمد جبهه.
(لضربه علی یوم الخندق أفضل من عباده الثقلین) إقبال‏الأعمال ص ۴۶۷- تمام کفر با تمام ایمان در برابر هم. علی کیست؟ کسی است که فرشته در آسمان گفت(لَا سَیْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَار)الکافی ج8ص110. علی کیست؟ امیرالمومنین علیه السلام، کسی است که در نهج البلاغه می‌فرمایند، ما توی جبهه‌ها هیچ حسابی برای هیچ کس باز نمی‌کردیم. حتی اگر بنا بود نزدیکترین فامیلمان را بکشیم، می‌کشتیم(نَقْتُلُ آبَاءَنَا) بحارالأنوارج30ص321 پدرمان را هم می‌کشتیم، می‌کشتیم، (وَ أَبْنَاءَنَا) بنا بود بچه هایمان را هم بکشیم، می‌کشتیم، (وَ أَخْوَالَنَا) و بنا بود برادرانمان را بکشیم می‌کشتیم، (وَ أَعْمَامَنَا) عمویمان هم بنا بود بکشیم می‌کشتیم، ولی لکن دغدغه داشتیم، (ثُمَّ لَا یَزِیدُنَا ذَلِکَ إِلَّا إِیمَانا و تسلیماً) بحارالأنوارج30ص321- یعنی ما وقتی خداوند را دیدیم، هیچ چیز را دیگر حساب نمی‌کردیم. خداوند را می‌دیدیم، و هیچ ملاحظاتی نمی‌کردیم، این که ایشان فامیل است، چشم توی چشمش می‌خورد و. . . اینها نبود.
کی جای پیغمبر خوابید؟ امیرالمومنین، با غلامش رفتند بازار لباس خریدند، ارزان و گران، ارزانه را پوشید، گرانه را به غلامش داد گفت شما بپوش، گفت آقا شما مولایی من غلام و برده‌ام. فرمود درست است غلامی, ولی چون جوانی. جوان می‌خواهد شیک بپوشد. این شیکتر است تو بپوش.(أَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً)التوبه(۲۰) اصلاً می‌شود ما علی را بشناسیم؟ دنیا علی را نشناخت، امیرالمومنین را نشناخت. بعد ایشان چقدر بارد غصه بخورد که وقتی شمشیر بخورد بگوید(فزت و رب الکعبه). آخر آیه می‌گوید(أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ)التوبه(۲۰) فائز آمد. آین فزت این فوز همین فائز است. فوز و فائز یکی است. وقتی امیرالمومنین می‌گوید فوز رفتم یعنی من، خیلی مهم است، بهر حال شب آخر امیرالمومنین است، مهمان دخترش شد، علامه امینی می‌امد توی حرم امیرالمومنین سلامش چه بود؟ من شنیدم بعد دیدم این سلام ایشون نیست سلام امام کاظم است سلام امام رضاست. امام رضا در حرم امیرالمومنین می‌گفت السلام علیک یا اول مظلوم. کلمه اول مظلوم توی زیارتش است. چرا علی را کنار زدند؟ کینه‌های جنگ خیبر، عدالتش را تحمل نکردند شب ضربت خوردن امیرالمومنین شب قدر است، شب نوزدهم، مهمتر شب بیست و یکم. بعد یک خبری هم داد که در بعد می‌گویم انشاءالله.
در جلسه بعد که‌ام سلمه می‌گوید من توی اتاق پیغمبر بودم. پیغمبر گفت شما برو بیرون. ‌ام سلمه زن خوبی بود رفت بیرون. علی وارد شد. می‌گفت چون بنا بود بروم بیرون دیگر صلاح نیست بروم پشت در ماندم. یک مرتبه دیدم رسول الله و امیرالمومنین زار زار گریه می‌کنند چه گریه‌ای. می خواستم بروم تو ببینم چه شده دیگر گفتم گفته برو بیرون ,یعنی برو بیرون. بالاخره مدتی پشت در بودم در باز شد. امیرالمومنین دیدم آمد اشکهایش را پاک کرد هی گفت صبر می‌کنم چشم چشم صبر می‌کنم. بعد فعمیدم پیغمبر گفته بعد از من خیلی اذیتت خواهند کرد. تو قول بده صبر کنی. گفت حالا اگر قول بدهی صبر کنی خداوند به خاطر صبر تو، تو ونسلت را پناهگاه مسلمانان می‌کند. و این دختر معصومه است یکی از ذریه‌هایی که قبرش پناهگاه شده. حاج شیخ عبدالکریم به حضرت معصومه پناه آورده بود که روح الله بهش داد. کما اینکه جبرئیل به مریم نزدیک شد که خدا عیسی داد. جبرئیل در یک قیافه آمد پهلوی مریم، مریم گفت کی هستی؟ گفت من فرستاده خداوند متعال هستم. آمده‌ام به تو مژده روح الله بدهم. حاج شیخ عبدالکریم آمد به حضرت معصومه روح الله داد، حضرت امام. اگر صبر کنی نسل تو در طول تاریخ قبرش پناهگاه مسلمانان می‌شود. السلام علیک یا اباالحسن یا امیرالمومنین. هر کجا خواستی سلام بدهی، یکی از مراجع می‌گفت سلام خالی هم یک زیارت کامل است. مثلاً شما می‌روید مشهد می‌گویند آقا یک زیارت هم برای ما بخوان لازم نیست دو تا جامع بخوانی، همینطور برو حرم بگو السلام علیک یا علی بن موسی الرضا. یک زیارت کامل است. هر که می‌خواهد سلام بدهد از همین پای تلویزیون یک سلام به نجف بدهد. و فرشته‌ها سلام را می‌رسانند و جواب گرمتر هم می‌دهند. و شهید زنده است و جواب سلام را می‌شنود و سلام گرمتر جواب می‌دهد.
برویم مقداری سه چهار دقیقه آخر را سر سفره امیرالمومنین بنشینیم. هر جور دوست دارید. بسم الله الرحمن الرحیم، نامش به لب اهل نیاز است علی، در خلوتیان محرم راز است علی، در مسجد کوفه چون شهیدش کردند، گفتند مگر اهل نماز است علی، مسجد کوفه ببین عزم سفر کرد علی، با دلی خون ز تو هم قطع نظر کرد علی، مسجد کوفه مگر مسجدالاقصایی تو، که زمحراب تو تا عرش سفر کرد علی، رفت امشب که به مهمانی‌ام کلثوم، دخترش را ز غمی تلخ خبر کرد علی، هی نگاه کرد‌ام کلثوم می‌دید بابا هی نگاه به آسمان می‌کند، بابا چیه نگاه به آسمان می‌کنی، فرمود وعده من با خدا امشب است دخترم، کس روزه یکساعته هرگز نگرفت، چون که افطار به هنگام سحر کرد علی، علی، علی، دلهاتن راروانه کنید، بسوی مسجد کوفه، فرزندان مولا منتظر بودند یکمرتبه دیدند ندا می‌آید یا اهل العالم قد قتل المرتضی، ‌ای اول مظلوم عالم، تا این ندا را شنیدند دویدند طرف مسجد یک نگاه کردند دیدند بابا توی محراب افتاده سورتش غرق بخون است. اه کمک کردند بابا را در گلیمی نهادند.
بابا را بردند طرف خانه اما همین که به نزدیکی خانه رسیدند دیدند بابا دادرد می‌گوید حسنم، حسینم بابا مرا زمین بگذارید، بگذارید با پای خودم وارد خانه شود. بابا شما نمی‌توانید راه بروید، فرمودند آخر نمی‌خواهم زینبم مرا به این حالت ببیند، فرمود آخر دخترم طاقت ندارد، بگویم یا علی راضی نشدی بی بی زینب فرق شکافته شما را ببینند، اما یا علی نبودی کربلا وقتی بی بی زینب آمد بالای بلندی یک نگاه کرد دید شمر روی سینه حسین، همه بگویید یا مظلوم حسین.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لولیک الفرج.
خدایا هرچه شب قدر برای بندگان خوبت مقدر می‌کنی همه را برای ما هم مقدر بفرما، آمین.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *