
متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۸۰/۷/۵
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
در محضر مبارک جمعی از طلاب و برادران آموزش و پرورش هستیم قدمتان مبارک. بحثمان سوره حجرات آیه ۹ بود دو، سه جلسه صحبت کردیم به این جملهای رسیدیم که اگر دو قبیله، دو کشور و دو گروه از مسلمانها با هم درگیر شوند بی تفاوت نباشید پاشید، همه بسیج شوید همه باید قیام کنید، سریع هم باید قیام کنید، آشتی بدهید و اگر کسی گردن کلفتی میکند، گردن کلفت، سرکش را سرکوب کنید. تا به امر خدا برگردد، اگر به امر خدا برگشت اصلاحتان عادلانه باشد. به مناسبت(فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْل) الحجرات(۹) چند جملهای بگویم و بریم سراغ آیه دهم.
عدل وعدالت در همه مسئولین مهم مملکتی شرط است، رهبر باید عادل باشد، قاضی باید عادل باشد امام جمعه باید عادل باشد، پیش نماز باید عادل باشد، اون کسی که مسئول بیت المال است بودجه مملکت دستش هست باید عادل باشد و اون کسی که بهر حال عدالت شرط در خیلی از جاهاست و اگر کسی عدالت را انجام ندهد توبیخهای تندی ازش شده مثلا در حدیث داریم: اول کسی که به جهنم میرود(أَمِیرٌ مُتَسَلِّطٌ لَمْ یَعْدِلْ)مستدرکالوسائل ج7ص23 حاکمی است که سلطه دارد و عادل هم نیست.
حدیث داریم: (وَ صَاحِبُ مَالٍ لَا یُعْطِی زَکَاهَ مَالِهِ)مستدرکالوسائل ج7ص ۲۳ سرمایه داری که حقش را نمیدهد. خمس و سهم امامش را نمیدهد. حالا این عدالت مال افراد بالاست، نه یه کسی که یک کارگاه دارد با ده کارگر و مدرسه با ده شاگرد و شرکت و موسسه و خانهای که ده نفرند، دو نفرند، این مسئله عدالت را وقتی میگوئیم هی فکر بزرگان نکنید. حضرت فرمود: من ولی عشره کسی اگر ولایت بر ده نفر دارد، یعنی رئیس ده نفر است نسبت به این ده نفر عادل نباشد روز قیامت با یک وضع دلخراش دست و پا و گردنش را در یک منگنهای میگذارند احضارش میکنند.
حدیث دیگر، در قیامت کسی که عادل نیست کنار ابلیس و فرعون و کنار قاتل محشور میشود. ابلیس، فرعون، آدم کش کسی که عادل نیست، مسئله عدالت خیلی روش عنایت شده و حضرت یکی دو ماه قبل از رحلتش آخرین سفر مکه مردم را جمع کرده و فرمود: جمع شوید چیزی بگویم، همه مردم مثل هم هستند تشبیه شدهاند مردم مثل دانههای شانه همه مردم مثل هماند از هر نژادی میخواهد باش.
در زمان خلیفه دوم یه عده از ایرانیها را اسیر گرفتند، داوری شد که ایرانیها را بفرستید مکه حمالی، این حاجیهایی که میآیند مکه هر کس پیر است نمیتواند طواف کند، بگذارند روی دوش ایرانیها، آنها را طواف بدهد و پولی هم بهش بدهند. امیر المومنین علیه السلام فرمود چرا؟ گفتند: اینها ایرانیند فرمود: مگر ایرانیها عزیز نیستند ایرانی هم عزیز است و امیر المومنین علیه السلام اجازه نداد که ایرانیها، البته نمیخواهم بگویم حمالی شغل بدی است حمالی هم مثل باقی شغل هاست ولی اینکه بگوئیم چون ایرانی این کار را باید بکند، چون افغانی است باید این کار را بکند چون ترک است باید این کار را بکند چون عرب است چون عجم است نه همه مردم مثل هم هستند مثل دانههای شانه در سفر آخر، حجه الوداع همه را جمع کرد و فرمود: همه مردم مثل هماند از هر قبیلهای باشد.
یه آیه داریم توی قرآن، چون حاجیها مراسم خاصی دارند، لباس خاصی میپوشند میگویند لباس احرام، اعمال خاصی دارند، از کجا بروند، کجا بمانند، کجا توقف کنند، مردم مکه خودشان را لوس میکردند، چون میگفتند ما مردم مکه هستیم لازم نیست مثل اونها از این در برویم و توقف کنیم آیه نازل شد، آمد: شما با باقیها فرقی نمیکنید، افیصنوا حرکت کنید من حیث افاض الناس همین طور که باقی مردم هستند.
احتمالا این بحث در آستانه تولد امام جواد علیه السلام است. یه چیزی از امام جواد علیه السلام بگویم: طرفداران امام جواد علیه السلام حضرت را از یک درب خصوصی به جلسات میبردند، امام رضا علیه السلام نامه نوشت که پسرم، فرزندم از همان درب برو که باقیها میروند. بله البته یه وقت یک مسئله حفاظتی است، برای مسائل حفاظتی حفظ جان واجب است ممکن است بگویند ایشان از این درب نیاید چون ما همه افراد را نمیشناسیم ولی اگر مسئله حفاظتی نیست، بلکه تشریفاتی است، تشریفاتی ممنوع و حفاظتی واجب است. آخه یه وقت است میگویند اگر ایشان برود توی حمام عمومی آدمهایی که توی حمام هستند نمیشناسیم یه وقت ممکن است ایشان را توی حمام خفه کند مثل امیر کبیر، چون نمیشناسیم آدمهای ناشناس یه وقتی برود که حمام قرق بشود طوری نیست برای حفظ جان شخص است. ولی یه وقت میگویند: زشت است لخت شود مثل باقیها چه فرق میکند؟
یه کسی خیلی پز میداد و باد دماغ داشت حضرت یه مقداری خاک برداشت گفت: این خاک این ذراتش با هم فرق میکند؟ گفت: همتون از این خاکید چه فرق میکند. امام رضا علیه السلام پدر همین امام جواد علیه السلام که در آستانه تولدش است که بحث را گوش میدهید، فرمود: اگر کسی به پولدار سلام گرمی بکند به فقیر سرد بکند خدا بر او غضب میکند. مردم حساس هستند مردم حساساند.
یکی از مسجد آمد بیرون، حالا چون طلبهها هستند این را بگویم: جواب سلامها را فرق میگذارد بین مردم، آدمهای فقیر که سلام میکنند میگوید علیک السلام آدمهای معمولی که سلامش میکنند میگوید: سلام علیکم، پولدارها که سلامش میکنند میگوید: سلام علیکم و رحمه الله صبحکم الله بالخیر چون این بر اساس اسکناس جواب میدهد من او را عادل نمیدانم، گفتم خوب ازش پرسیدی گفت: نه، بپرس، اگر به خاطر پولش سلام گرمش میکند، بله چرا در جواب سلام عادل نیستی؟ اما ممکن است اون آقایی که جواب سلامش را داده یه کار خیری کرده مثلا بانی مسجد است، به فقرا کمک میکند، خدماتی میکند به خاطر خدماتش جواب، برو بهش بگو آقا چرا سلام این را گرمتر میدهی، اگر گفت به خاطر اسکناس هایش حق با توست اگر گفت به خاطر کمالاتش حق با تو نیست. ولی در عین حال مردم حساند، مردم حساسند.
یه قصه برایتان بگویم، در جایی سخنرانی میکردم جمعیت سنگینی هم بود مسئول منطقه هم آمدند پای سخنرانی من ایام عاشورا رئیس هیات این مسئولین را همینطور کوچه داد آورد پای منبر، یه مشت بچه نشسته بودند بچهها را بلند کرد مسئولین را نشانید ما تو رسالهها نوشتهاند اگر کسی یک جایی نشسته باشد بلندش کنی جایش نماز بخوانی نمازت باطل است مثل غصبی میماند، گفتیم روضه امام حسین علیه السلام مستحب اما بلند کردن یک بچه جایز نیست. حتی شخصیت هر چی میخواهد بالا باشد. من سخنرانیام را قطع کردم گفتم آقایان مسئولین از اینکه تشریف آوردهاید پای منبر خوش آمدید اما اینکه بچهها را بلند کردند شما را نشاندند، جای شما درست نیست این بچهها را به زور بلند کردند، الان جایی که شما نشستهاید مثل جای غصبی است محبت کنید پاشید هر جا، جا هست بنشینید پاشید آقا این مسئولین را بلند کردیم و به بچهها گفتم بچهها بیائید سر جاتون این بچهها آمدند پای منبر میرقصیدند بعد از پای منبر دستشان را میبوسیدند و بوس را پرتاب میکردند بالای منبر همچین میکردند اگر بندانید بچهها چه احساساتی را نشان دادند، بچه از عدالت خوشش میآید. بزرگ از عدالت خوشش میآید.
خیلی باید مواظب باشیم در جواب سلامها در مهمانیها، در پذیرائیها، گاهی وقتها انسان دعوت دارد خانه یک عمه فقیری بعد یه آدم مهم و مسئولی افطاری دعوت میکند آدم میگوید ناراحت است دلش میخواهد که اون را قیچی کند برود اونجا قرآن یک آیه دارد چرا قیچی کردی؟ ان تکون امتد هی اربی من امه. ربا یعنی سودس بیشتر است، به خاطر اینکه اون سودش بیشتر است قیچی کردی، یه آیه داریم به خاطر اینکه نگاهت به پولدار خورد رابطهات را با ضعیفها قیچی نکن. حساسیت است.
عربیها که میخوانم آیه قران است طلبهها میداند غیر طلبهها هم بدانند(أَفیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النَّاس)بقره(۱۹۹) شما به هوای اینکه مردم اهل مکه هستند فکر میکنید که هر کاری باید بکنید همان راهی که مردم رفتند شما هم بروید. حالا چند نمونه عملی از عدالت: امیر المومنین علیه السلام در خطبه ۱۲۶ فرمود: اگر مال، مال خودم هم بود مساوی تقسیم میکردم تا چه رسد که مال، مال بیت المال است، (لَوْ کَانَ الْمَالُ لِی لَسَوَّیْتُ بَیْنَهُم) بحارالأنوارج32ص 48مال اگر ملک من بود مساوی، تا چه رسد از بیت المال.
قبل از امیر المومنین علیه السلام اموالی به نور چشمیها تقسیم شده بود حضرت علی علیه السلام که حکومت را به دست گرفت فرمود: به خدا قسم از حلقومشان بیرون میکشم حتی اگر مهر خانمهایشان باشد پس میگیرم.
امام رضا علیه السلام با بردهها غذا میخورد. یه عده مصلحت اندیش به امیر المومنین گفتند: حالا دو سه روز عدالت را تنگ نگیر، یه سری افراد هستند سبیل اینها را چرب کن، یه سهمیهای، یه خورده اینها را تحویل بگیر، یه پولی به اینها بده، اینها را اگر نگرشان نداری در میروند میروند سراغ معاویه، فرار میکنند میروند سمت معاویه، فرمود: تو به من میگویی: باج بدهم، باج بدهم برای اینکه اینها دور من باشند؟ من باج نمیدهم هر کس میخواهد برود، برود هر کس خواست بماند. (وسائل جلد ۱۵ صفحه ۱۰۷) پیشنهاد کردند که یک مشت آدمهای پرتوقعاند اینها را باید به شهریه خصوصی داد و باید یه جوری به حواله پیکانی، سکهای، قطعه زمینی، بهشون بده اینها را نگه دار، دو سه روز بگذار معاویه باشد سر پست، فرمود: باج بدهم هر که میخواهد بماند و هر که میخواهد برود.
بهترین قانون که عدالت توش هست قانون خداست، چون قانونها دیگه یا مصلحت فرد توش است یا قبیله و حزب، یا مصلحت نژاد توش است یا غرائز تنها قانونی که نه غریزه درش حاکم است نه مصلحت حزبی و نه مصلحت قبیلهای نه مصلحت نژاد، نه مصلحت اقتصادی و نه مصلحت سیاسی، قانون صد در صد حق، قانون خداست، قانونهای دیگر مصلحت اندیشیهایی درش میشود.
عوامل رشد عدالت در انسان: (فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْل) چه جوری آدم میتواند عادل باشد؟ حساب کنیم که این هستی حساب دارد من نمیتوانم، پس هستی حساب دارد پس نمیتوانم آن گونه میل خودم هست عمل کنم.
یکی خیلی فکر میکرد آدم خوبی است، سعی کردیم عادل باشیم گناه نکنیم، هی فکر میکرد خیلی از آن سبوح قدوس هاست یه شب خواب دید که قیامت بپا شده گفتند: چه کردی؟ گفت: والله ما از اول جوانیمان هر چه گناه دیدیم دور میکردیم و عادل بود، گفت: حالا فکر میکنی، گفت: به نظر خودم گناهی از خودم سراغ ندارم یه چوب کردند توی شکمش از آن چوبهایی هست که گردو میتکانند، کردند توی شکمش این آقا راهی همچین کردند این آقا هم هی بال بال زد و خلاصه خیلی ترسید آوردنش پائین گفت چرا همچینم کردید؟ گفتند: تو یک بار یه مگس گرفتی یک چوب جارو کردی توی شگم مگس، این مگس هی سر چوب همچین کرد این مال اون. اگر بنا باشد، ما حساب کنیم که ظلم به حیوان هم، ظلم به حیوان نمیشود کرد.
حدیث داریم: اگر همه حاجیها دوشنبه رفتند مکه حاجی که یکشنبه رسیده مکه امضایش را قبول نکنی. چرا؟ چون حاجی که زودتر آمده مکه معلوم میشود اسب و شترش را در را دوانیده و کسی که در راه مکه هم به حیوانش ظلم کند امضایش از اعتبار میافتد. هستی حساب دارد حیوانها هم خودشان حساب دارند، شما حق داری این شاخه را بشکنی؟ انکم مسئولون شما همتان مسئولیت دارید حتی خوب است مسئول جنگل بانیها این حدیث را ترجمهاش را در جنگلهای ایران بزنند، جنگلها و مزارع برای حفظ جنگلها و حفظ منابع طبیعی. (إِنَّکُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِم) بحارالأنوارج32ص7شما مسئولیت دارید حتی نسبت به قطعات زمین و نسبت به. . . اصلا بنده میتوانم این برگ درخت را الکی، نه آقا این برگ برای شما اکسیژن میسازد، این برگ حق دارد به گردن جامعه بیخودی چرا کندی؟ طرف آب خورد آبش را ریخت روی زمین فرمود: چرا ریختی؟ الان وزارت نیرو مشکل آب دارد، مشکل سد، مشکل بارندگی، شیر آب را وا کردیم زود ببندیم. با یک لیوان آب میشود وضو گرفت با سه کیلو آب میشود غسل کرد.
حدیث: هر کس با سه کیلو آب نتواند غسل کند بگوید به دلم نمیچسبد این در دینش تجدید نظر کند. اصلا دور ریختن نصف لیوان آب اسراف و اسراف از گناهان کبیره است و گناه کبیره آدم را فاسق میکند یعنی من طلبه اگر در وضو و غسل زیاد آب بریزم اینها که میگویم فتوای امام خمینی(ره) بود سه مسئله گفتم: توی تحریر الوسیله حضرت امام خمینی(ره) نوشته: دور ریختن نصف لیوان آب اسراف است.
۱- اسراف گناه کبیره است.
۲- گناه کبیره انسان را از عدالت میاندازد.
یعنی اگر من پیش نمازم باید با یک لیوان آب وضو بگیرم. ما اگر بدانیم این هستی حساب دارد آبش، برگ درختش، جنگلش، تا برسد به انسهایش، حیوان حساب دارد.
حدیث، اگر حیوان خواب است سراغش نرو. یه مرغ خوابیده میروی بگیری چرا میروی بگیری؟ حیوان خواب را چرا بیدارش میکنی؟
دوم: همه زیر نظر هستیم. اینها زمینههای عدالت است. اگر ایمان داشته باشیم که(إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ) قمر(۴۹)هستی حساب دار اگر حساب کنیم که: (إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ) فجر(۱۴) اگر حساب کنیم که:
(خَلَقْناکُمْ مِنْ تُراب)حج(۵) همه از خاکیم. اگر حساب کنیم که:
والدین همه یکی است این ایمانها عدالت را در انسان بوجود آورد، هستی حساب دارد، حتی یک برگ درخت، حتی گوساله، شما میروی شیر بدوشی حق نداری همه شیر را بدوشی یه خورده شیر را بگذار برای گوساله، هستی حساب دارد، همه زیر نظریم، همه از خاکیم، والدین همه این اعتقادات اینها بستر عدالت است از آیه رد شویم برویم آیه بعد، صلواتی ختم کنید برویم آیه بعد.
آیه این است: انما المومنون اخوه آیه دهم همان سوره حجرات آیه ۹ چند جلسه طول کشید حالا آیه ده، از آن آیههایی است که بسیاری از مردم حفظند، (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ) حجرات(۱۰) آیه دهم از سوره حجرات(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ) مومنون همه برادرند.
روابط چند رقم است، روابط رئیس و مرئوس: یه جور نیست اون رئیس است. روابط معلم و شاگرد: خوب معلم بالاتر است. روابط پدر و فرزند: پدر بالاتر است.
روابط با همه: از بیست و پنج سالگی شروع میشود. اما دو تا برادر هم روابطش همیشگی است هم هچی کوتاه و بلند نیست همه مثل هماند. الان دنیا میگوید همشهری، هم وطن، همشهری خیلی سبک است نسبت به برادر، همشهری زورش کم است، هم وطن زورش کم است رفیق زورش کم است، دوست زورش کم است، هیچ کلمهای زورش به اندازه برادر نیست، قویترین تعبیرات است.
حدیث، دو برادر مثل دو دوست هستند همدیگر را شستشو میدهند، اگر شما عیب برادرت را به دیگران گفتی برادر نیستی، دو تا دست همدیگر را باید بشورند نه اینکه این دست علیه آن دست آبروریزی کند. دوستی برادر هم عمیق است، هم طولانی است دو هم متقابل است سه، حالا چه برادری از ابتکارات اسلام است، در هیچ دینی و مکتبی طرح برادری ریخته نشده.
پیغمبر اسلام فرمود: برادرها، مسلمانها، یکی هم سلیقه خودش را پیدا کند برادر همدیگر شوند و لذا داریم که کی با کی برادر شد، من اینجا یادداشت کردهام مثلا، ابوبکر با عمر، اینها برادر شدند عثمان با عبدالرحمن، طلحه با زبیر، معصب با ابو ایوب انصاری، حمزه سید الشهداء با زیدبن حارث، ابوذرداء با بلال، جعفر طیار با معماذ، مقداد با عمار، عایشه با حفصه، ام السلمه با صفیه، علی بن ابیطالب با پیغمبر.
فرمود: هر کس برود با کسی که گروه خونش بهم میخورد، با هم صیغه برادری بخوانند، البته صیغه برادری مال دو تا برادر است یه وقت یه کسی به خانمی نگوید دختر بیا صیغه برادری بخوانیم، بله دیگه صیغه برادری مال دو تا برادر است، البته دو تا خواهر طوری نیست با هم صیغه بخوانند همانطور که گفتمام السلمه، عایشه با خصیصه وام السلمه با صفیه بود مثل اینکه، دو تا خواهر هم طوری نیست.
اینکه میگوید: (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ) اخوه یعنی برادر نیست چون(إِنْ کانُوا إِخْوَهً رِجالاً وَ نِساء) نساء(۱۷۶) در قران کنار اخوه رجالا و نساء آمده، خیلی از جاها که قرآن میگوید: برادر شامل خواهر و برادر میشود من یه وقتی مثال زدم، مثل اینکه میگویند: عابرین محترم از پیاده رو عبور کنید، اینجا نباید زنها بروند وسط خیابان بگویند عابرین گفته عابرات نگفته اینجا که میگوید: عابرین محترم از پیاده رو عبور کنید یعنی هم عابرین و هم عابرات.
مردی شک کرد بین سه و چهار در رکعت نماز گفتند خواب بنابر چهار بگذارد و بعد نماز احتیاط بخواند، بگویند حال اگر زن شک کرد رجل شک کرد یعنی رجل یا امرئه خیلی از جاها وقتی میگویند: مردی، مراد مرد نیست مراد انسان است. برادرهای نسبی قیچی میشوند قرآن میفرماید: برادرهایی که توی خونه هستند قیچی میشوند: (فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ) مؤمنون(۱۰۱) برادرهای نسبی روز قیامت قیچی میشود(یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخیه) عبس(۳۴) پدر و پسر و هم از هم فراری میکنند. اما برادر دین تا آخر قیامت از هم فرار نمیکنند. قرآن میفرماید: اخوانا علی سرر متقابلین برادر نسبی قیچی میشود اما انما المومنون اخوه برادر دینی تا قیامت هست.
خوب این آیه پشت سر اول آیه نکته دارد. اول این را به شما بگویم بد نیست بدانید آیه که نازل میشود پیغمبر میگفت جای این آیه را کجا بگذارید، مثلا آیه نازل شد: (سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى)اعلی(۱)پیغمبر فرمود: (سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى) را بگذارید در محل سجود و لذا در سجود میگوئیم: سبحان ربی الاعلی چون(سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى) سبح اسم ربک الاعلی. آیه نازل شد(فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظیمِ) واقعه(۷۴) حضرت فرمود: این را در رکوع بگوئید، و لذا در رکوع میگوئیم و عظیم، اینکه کدام آیه کجا باشد، کارشناس خود پیامبر بود، میفرمود این آیه را کجا قرار بدهید.
این آیه(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه) چرا جایش آمده اینجا؟ چون آیه قبل این بود که و(إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا)اگردو گروه با هم درگیر شدند، و جر و بحث و درگیری خوب سوء ظن و تهمت و خسارت و داغ هست، حالا پشت سر اینکه میگوید: آشتی دادید حالا میگوید: برادرید، این مرهمی است بعد از آن ماجرای فتنه این آیه جایگزین آن و لذا تعبیراتش اصلحو، اقسطوا، یحب المقسطین، اخوه، اخویکم، اتقوالله، ترحمون تعبیرات همه یک تعبیراتی مرهمی است.
از نظر روانشناسی روی آن حوادث تلخ، و این نکته مهمی است که آدم باید حساب کند که اگر، مثلا در قرآن وقتی یه تکه از جهنم میگوید یک تکه از بهشت میگوید، یه تکه از بهشت میگوید فوری یک تکه از جهنم میگوید. ما نباید ده شب راجع به جهنم سخنرانی کنیم، مردم میگویندای بابا پس چه دینی است ما نباید بحثمان یه جوری باشد که نیم ساعت، بیست دقیقه یکساعت همینطور مردم گریه کنند، مردم توجه پیدا کنند، گریه کنند یا لبخند بزنند، تاریخ و حدیث بشوند، باید مخلوط باشد. آیهای بوده برای درگیری حالا پشت سرش، اصلحوا، اقسطوا، اخوه، اخویکم، اتقوا، ترحمون اینها همه مرهمی است روی زخم.
خوب حالا مسئله، میگوید(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه) فقط اگر ایمان داشتید برادرید یعنی اون کسی که چیزی که شما را بهم جوش میدهد ایمان است مسائل اقتصادی بهم جوش نمیدهد، چون امروز نفت هست رفیقته، نفت خشک میشود.
حدیث داریم: در انتخاب همسر بر اساس ایمان و فکرش زن یا شوهر انتخاب کنید. اگر شوهر را برای خانه و ماشینش انتخاب کردی، ماشیناش میافتد توی دره، خانهاش هم میخورد به خیابان خلاصه تو هم طلاق میگیری، اگر زن را بر اساس شکلش انتخاب کردی، تب میکند رنگش زرد میشود تو هم طلاقش میدهی؛ یعنی در هر چیزی محور مکتب باشد، مکتب با قسمت، اخوت و برادری بر اساس ایمان باقی است اما بر اساس اقتصاد، سیاست، نژاد، زبان، شکل همه میپرد.
صلح دادن بر همه مسلمین واجب است، نه تها بر گروه خاصی. (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه) پشت سرش می¬گوید(فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ) احزاب(۱۰)، خیلی قشنگ است نمیگوید: فاصلحوا بینهم میگوید: (أَخَوَیْکُمْ) یعنی تو هم که میخواهی آشتی بدهی برادر آنها هستی و گرنه میگفت:(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه فَأَصْلِحُوا بَیْنهمَ) گفته(أَخَوَیْکُمْ) یعنی تو هم که آشتی میدهی تو هم برادر هستی.
اصلحوا یعنی همه امت اسلامی، یعنی سریع پس پیغمبر سریع به دلیل فاء همه به دلیل اصلحوا که جمع است. مصلح نیز خود را برادر بداند، فالصحوا بین اخویکم، برادر بودن زمان و سن و شغل ندارد؛ یه بچه ده ساله با یک آدم هفتاد ساله برادر است شما در کربلا بین ترک و عرب و عجم، برده و آزاد، علی اکبر و باقی جوانان بنی هاشم، همه مثل هم، پشت سر اصلحوا میگوید(فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّه)
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته