
متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۷۸/۱۰/۲۳
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
(وَ لِینِ الْعَرِیکَهِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السِّیرَهِ، وَ سُکُونِ الرِّیحِ، وَ طِیبِ الْمُخَالَقَهِ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِیلَهِ، وَ إِیثَارِ التَّفَضُّلِ، وَ تَرْکِ التَّعْیِیرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَیْرِ الْمُسْتَحِق) الصحیفهسجادیهص92
(اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحجه بن الحسن صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِه فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَاعِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلا) الکافی ج4ص162
بحث ما امسال ماه رمضان سر سفره امام سجاد(علیه السلام) تفسیر دعای مکارم الاخلاق بود تا رسیدیم به این جمله: (وَ لِینِ الْعَرِیکَهِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ و. . .) گفتیم مکارم اخلاق غیر از خوش خلقی است که در جامعه مطرح است، مسواک و اتو و لبخند و دسته گل. مکارم یعنی بزرگواری، کرامت، ممکن است کسی رفت آمدش سوپر دولوکس و امروزی باشد ولی کرامت نباشد، نیروی انتظامی است مأمور و در خدمت جمهوری اسلامی آمده برای تذکر دادن, چرا با او برخورد بد شود، یا در مقابل جوانی که میخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند برخورد منفی شود چرا؟ این جا احتیاج به کرامت است در مقابل برخوردهای زشت و بی ادبیها.
قرآن میفرماید:(وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً)فرقان(۶۳)
(لِینِ): نرم و(الْعَرِیکَهِ): طبیعت یعنی خدایا طبیعت من نرم باشد. خشن نباشم و تواضع داشته باشم. سیره و روش زندگیم نیکو و تکبر نداشته باشم. صلابت با خودیها نداشته باشم، و خلق و خویم با مردم دلپسند باشد.
حدیث: بسیاری آدمها عبادتشان کم است ولی به خاطر اخلاق نیکو در قیامت میروند کنار افرادی که عبادتشان خوب بوده. چه ممکن است تمام مستحبات از نافله و غسل مستحبی و. . . انجام میدهد ,ولی آن آدم معمولی به خاطر حسن خلق کنار او قرار میگیرد.
حدیث: «اکمل المؤمنین ایماناً اکملهم خلقا»: اگرمی خواهید ببینید چه کسی ایمانش قوی تراستببینیدچه کسی کرامتهای اخلاقی بالاتری دارد.
به پیامبر صل الله علیه و اله و سلم گفتند: فلان زن خیلی آدم خوبی است به نماز خوان و روزه و. . . ولی اخلاق خوبی ندارد، حضرت فرمود:(لَا خَیْرَ فِیهَا)مستدرکالوسائل ج8ص423 خیری در او نیست(هِیَ مِنْ أَهْلِ النَّار)اهل آتش است بد اخلاق و همسایه آزاراست. بعد از واجبات مهمترین و بهترین چیز حسن خلق است.
حدیث: در قیامت اولین چیزی که در میزان عمل انسان حساب میکنند حسن خلق است. میزان هر چیزی یک چیزی است. میزان هندوانه کیلو است. میزان پارچه متر است ,میزان هوا، هواسنج است. میزان نمره در جمهوری اسلامی است. میزان عمود شاقول است ,میزان خط خط کش است ,میزان انسان هم که در قیامت مطرح است انسانهای کامل است، یعنی ما و اعمال، نماز و اخلاق ما را با علی بن ابیطالب میسنجند.
در زیارت امیر المؤمنین علیه السلام میخوانیم: (السلام علیک یا میزان الاعمال)إقبالالأعمال ص608: سلام بر تو که میزان اعمال هستی. و میزان خط خط کش و میزان کامیون باسکول. پس هر چیزی میزانی دارد.
«حُسْنُ الْخُلُقِ فِی ثَلَاثٍ وَ …»
سؤال: حسن خلق، به چیست؟
جواب: حدیث: فرمود: به سه چیز است:
الف: (اجْتِنَابِ الْمَحَارِمِ) بحارالأنوارج68ص394 دوری از گناه.
ب:(طَلَبِ الْحَلَالِ)دنبال روزی حلال.
ج: (وَ التَّوَسُّعِ عَلَى الْعِیَالِ)
و زمانی که داری بر عیال خوش بگذردافرادی به خانواده سخت میگیرند ولی ممکن است افطاری و روز عاشورا غذا هم بدهد، در خانه باید دید چگونه است(انشاءالله کسی از خانم ما نپرسد که قرائتی داخل خانه چگونه است)
اگر کسی حسن خلق داشته باشد اگر روزه هم بخورد مثل این است که روزه مستحبی میگیرد و خوابیده هم هست مثل این است که نماز میخواند، البته نماز واجب باید انجام شود منظور نماز و روزه مستحبی است. آنچه در این ماه رمضان گفتهام بخشی از آن از سه جلد کتابی است که مرحوم حجه الاسلام و المسلمین فلسفی درشرح دعای مکارم الاخلاق نوشته و از میزان الحکمه و بحار و کامپیوتر و چند تا از فضلا را دعوت کردیم برای خصوص ماه رمضان چون برنامه با هم ضبط میشود من دیگه طاقت ندارم آنها مرا کمک کردند از همه تشکرمی کنم و برای مرحوم فلسفی هم از خداوند مغفرت و رضوان میخواهیم.
*مفاسد بد اخلاقی
– انسان بد اخلاق توبه نمیکند.
حدیث:(أَبَى اللَّهُ لِصَاحِبِ الْخُلُقِ السَّیِّئِ بِالتَّوْبَه)وسائلالشیعه ج16ص27
آدم بد اخلاق را خداوند توفیق توبه نمیدهد و اگر هم توبه کردبرای بد اخلاقیش وارد یک گناه دیگر میشود. حدیث:(من ساء خلقه ضاق رزقه)غررالحکم ص264انسان بد خلق روزیش تنگ است. ریشه تنگ روزیها در بد خلقی است.
علی علیه السلام در مسیر به خانمی برخورد کرد که مشک آبی را به منزل میبرد. حضرت فرمود که او را کمک کند خانم هم حضرت را نشناخت و موافقت کرد حضرت مشک را به درب خانه پیرزن آورده و احوالپرسی کرد، زن هم چون علی علیه السلام را نمیشناخت گفت: خداوند بین من و علی حکم کند، شوهر مرا برد جبهه شهید کرد من ماندهام باچند بچه یتیم، گناه تو که مرا کمک کردی به گردن علی باشد. علی علیه السلام هم شنید روی خود نیاورد. گاهی انسان فحش هم که شنید باید اعتناء نکند.
برادران یوسف در برخورد با یوسف او را نشناختند چون سال تقریباً فاصله شده بود زمانی که گفتند یک ظرفی بوده و یکی از شماها دزدیدهاید گفتند قبل هم ما یک برادر داشتیم دزد بود.
(إِنْ یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها یُوسُفُ فی نَفْسِهِ وَ لَمْ یُبْدِها لَهُم)یوسف(۷۷)
اگر سرقت کرده یک برادری داشت از قبل هم دزدی کرد، پس یوسف این را زیر سبیلی رد کرد و آن را کتمان کرده وظاهر نساخت که آن کس که برای او چنین میگویید من هستم. گاهی ازآخوند بدی دیده من را میبیند فحش میدهد و یا نیروی انتظامی را، و یک بازاری، حال به همه بازاریها، یارانندهای بد کرده به همه، کیلویی فحش میدهد.
قرآن میگوید یوسف فحش شنید که برادرها به او گفتند دزد، یوسف آن را در دل نگهداشته و برای برادرها اظهار نکرد. بالاخره علی علیه السلام از آن زن شنید که چون شوهرش را فرستاده جبهه ناراحت است مقداری گوشت و آرد و خرماآورد و به کمک آن زن غذا آماده شد حضرت غذا به دهان بچهها میگذاشت و به آنها میگفت علی را حلال کنید وزمانی که تنور آتش داشت صورتش را مقابل آتش آورده و فرمود علی بچش آتش را تا از یتیمها غافل نباشی. زنی ازهمسایهها در همین حال وارد شد و حضرت را شناخته و به زن صاحبخانه معرفی کرد. لاستیک دوچرخه در دور تاب برمی دارد و لاستیک تراکتور از موج رد میشود، روح بزرگ موج را رد میکند. یکی سکه چند ریالی که در یک استکان میافتد آبش بیرون میریزد ولی یک کشتی در دریا و اقیانوس هم که جابجا میشودطوری نمیشود.
من نمیدانم بینندهها این برنامه را روز عید فطر یا شب عید فطر میبینند ولی قصه شنیدنش شب عید فطر خوب است. وقتی امام حسین علیه السلام شهید شد حوزه علمیه و همه چیز تعطیل شد و ۴، ۵ نفر بودند که به امام زین العابدین میگفتند حجت خدا، دربست حکومت به دست بنی امیه افتاد، بالاترین جنایت شد، امام حسین علیه السلام شهید وزن و بچه او اسیر، خیلی سکوت بود و البته گاهی هم که امام زین العابدین علیه السلام میخواست حرفی بزند از طریق حضرت زینب سلام الله علیها بود تنها راهی که داشت این که بردهها را میخرید و در خانه با آنها کار کرده و آگاهی واطلاعات داده و ایمان آنها را تقویت و تربیت کرده و شب عید فطر فارغ التحصیل آنها را آزاد میکرد که در چند جلسه قبل هم گفتم.
امانکته اینجاست که علی علیه السلام صورت به آتش میگیرد و میگوید بچش تا از یتیمها غافل نشوی. امام سجادعلیه السلام برای هر برده یک پرونده درست کرده که این هم یک کار هنری است برای کسی که پای تلویزیون نشسته مثلاً در طول سال، ۴۰۰ برده خرید و طول سال آنها را تربیت کرده و شب عید آنها را آزاد میکرد و زمان آزادی به آنها میفرمود که چند ماه ما باهم بودیم و حرفهایی شنیدید اما دسته گاهایی هم به آب دادید و من برای هر کدام یک پرونده درست کرده و خطاهای شما ثبت شد و یکی یکی اشتباهات را گوشزد و اقرار میگرفت, بعد میفرمود من هرچه میگویم بگوییدهمه باهم میگفتند ,
ای علی بن حسین همین طور که تو نقاط ضعف ما را نوشتی خداوند هم نقاط ضعف تو را نوشته بعد میفرمود: همه شما آزاد با امکاناتی هم که در اختیار آنها گذاشته بود.
بعد میگفت: سید سجاد برده هایش را شب عید فطر آزاد کرد تو هم من را از آتش جهنم آزاد کن این رقمی تربیت میکرد. رسانیدن گمراه صدقه است، و رسانیدن گمشده گرچه بچه این عبادت است و برداشتن سنگ، حدیث: همین که یک نفر را به آدرسش راهنمایی کنی صدقه است.
کسی نگوید شغل ما خوب نیست پزشک برای کشیک و مرزبان، نیروی انتظامی و سالی نحس بود نتوانستیم برویم احیاء و سال تحویل دور از زن و بچه بودیم، اگر شما لب مرز نبودی که مردم نمیتوانستند احیا بروند، باید خیابان وجاده امن باشد.
قرآن میفرماید:(من بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی)نور(۵۵)بعد از ایجاد امنیت زمینه برای عبادت ایجاد میشود.
تمام آنها که درس خوانده، کار میکنند، کشاورزی بعد از امنیت است و تمام عبادتها برای کسی که ایجاد امنیت کرده پاداش دارد. یک آمپول زن نگوید این چه زندگی است. اگر آمپول زدی به یک نفر و به من، خوب شدم هر چه حدیث تاآخر عمر میخوانم در ثواب آن شریک هستی. سرمایه گذاری است در حدیث من و استاد دانشگاه و حدیثی که منبری میخواند نگو من بدبخت هزارو یک گرفتاری دارم آمد شما کم است ولی در همه کارهای خیر سرمایه گذاری میکنی.
(وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِیلَهِ، وَ إِیثَارِ التَّفَضُّل)الصحیفهالسجادیهص ۹۲ عجله کنید ماه رمضان هم رفت آشتی نکردید، در کار خیر عجله کنید چون کار خیر سه شرط دارد:
الف: تعجیله: عجله کنید
ب: تصغیره: کوچک شمردن آن
ج: پنهان داشتن آن
آیاتی درباره تعجیل در کار خیر،
می فرماید:(یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتَِ)المؤمنون(۶۱)الان سبقت و عجله در رنگ کردن خانه، و خانه تکانی، عوض کردن ماشین، خریدن لباس، بنایی، چشم و هم چشمی، تالار گرفتن، درباره مسائل مادی سرعت است، ولی سفارش قرآن این است که در کارهای خیر سرعت بگیرید. چند سلام کرده و چند تا کتاب خوانده و نماز جماعه و توجه به خانواده شهید و کمک به فقرا.
باز میفرماید:(وَ هُمْ لَها سابِقُونَ)المؤمنون(۶۱)(وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ)واقعه(۱۰)
(أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ)واقعه(۱۱) و آنها که در ایمان سبقت گرفتند. اگر صدای نماز جمعه را شنیدید. (فَاسْعَوْا إِلى ذِکْرِ اللَّه)جمعه(۹) یعنی با عجله برو – نه «فاذهب »: یعنی برو. درباره نماز:(حَیَّ عَلَى الصَّلَاهِ) الکافی ج3ص308 بشتاب «عجلوا» عجله کنید..
عایشه میگوید: پیامبر(صل الله علیه و اله و سلم) با ما حرف میزد تا صدای اذان میآمد انگار ما زنش نبودیم.
اسم چند نفر در قرآن آمده: مجوس، یهود و نصاری و صابیین، صابیین فرقهای هستند که الان هم چند هزار نفری از آنها در اهواز سکونت دارند، عقاید مخصوصی دارند مثل زندگی کردن کنار رودخانه و انواع غسلها، رابطه آنها با ستاره، با حضرت یحیی، کار نداریم روزگاری قوی و پر جمعیت بوده وعالمی هم داشتند بنام عمر صابیی که خیلی هم مغرور و متکبر بود, چند جلسه با امام رضا علیه السلام بحث کرد و دریک جلسه توسط آن حضرت ضربه فنی شد و به حضرت گفت: دلم دارد برای قبول مطالب شما نرم میشود و حاضر هستم اسلام را قبول کنم که در این لحظه مؤذن اذان گفت و حضرت رفت برای نماز و دوستان خیلی اصرار داشتند که حضرت بماند تا کار به نتیجه قطعی برسد مخصوصاً که او اظهار آمادگی کرده و این از مهمترین جلسات تاریخ است ,حضرت فرمود: نماز میخواهد مسلمان بشود یا نشود حال ما برای یک قلیون ممکن است نفر بنشینیم، تا بعد، رهبر یک گروه نتوانست امام رضا علیه السلام را بنشاند ولی یک اشکنه به بهانه این که سردمی شود ما را مینشاند. ما ضعیف هستیم انسان صحنههایی را میبیند و البته وقتی هم بحث را گوش میدهند که ماه رمضان تمام میشود، الان الحمد لله نماز شلوغ است ولی بعد از ماه رمضان چرا، نیاز به خدا نداریم؟ یا مثل ظرف بستنی یکبار مصرف هستیم.
با چشم خود در اندونزی در یک پاساژی دیدم، جای مهمی هم بود، وسط پایتخت، خانمی نگاهش را به ساعت کرد دید وقت نماز است، سجاده را میان پاساژ انداخته و مشغول نماز شد. هرچه رجوع به خود کردم که آقای قرائتی شماکه منادی نماز هستی این مردانگی را داری که وسط پاساژ نماز بخوانی دیدم این زن از من حجه الاسلام بهتر است.
گاهی انسان لذت میبرد در یکی از کشورها ورزش بین المللی هم بود تا اذان شد تعطیل کرده و به نماز رفتند.
زمانی خواهد شد تا صدای اذان میشود همه ماشینها ترمز کنند، خانم به ظرف شستن مشغول است با صدای اذان ترک و بقیه را بعد از نماز، بگوییم خدایا ما دو استکان را بعد از نماز شستیم. عجله کنید در کار و راه خیر.
حدیث: اگر بدهکار است و دارد که بدهد هر شبی که میخوابد گناه دزد برای او مینویسند. چقدر دزد، دزدی نکرده گناه آن را برایشان مینویسند، البته اگر طرف ندارد نباید به او فشار آورد ,چون خداوند در قرآن میفرماید:(وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى مَیْسَرَهٍ)البقره(۲۸۰)اگر ندارد بستانکار صبر کند گرچه قانون ممکن است اجازه دهد که او را زندان کنی، به او مهلت بده تا دستش باز وامکان پرداخت پیدا کند. و اگر دارد برای پرداخت بدهکار باید عجله کند.
توبه یک فضیلت است و حدیث داریم که: شب عید فطر خداوند آنقدر میبخشد که در کل رمضان بخشیده. می گوید ما الان جوان هستیم پیر شدیم توبه خواهیم کرد. در ذهن او هم یک شکل هندسی است در پیری برمی گردیم و توبه میکنیم الان صفا میکنیم پیر که شدیم بر میگردیم. این مثلث چند اشکال هندسی دارد، آخر خط معلوم است ولی آخر عمر معلوم نیست، یک وقت به هوای هفتادسالگی زودتر مرگ میرسد، اگر ورقه میدادند که در جمهوری اسلامی چه کسی مردنی است هیچ کس نمیگفت حاج احمد آقا خمینی، جوان است. انحراف صعودنیست، سقوط است، ومگرمی شودانسان سال به گناه عادت کرده یکمرتبه دست بردارد، مگرفرمان ماشین است که لب دره بگویی برمی گردانم.
یک روز پیامبر صل الله علیه و اله و سلم یاد خدیجه کرد و شروع کرد گریه کردن. بعضی گفتند خداوند بهترش را به شماداده، پیر زن گریه ندارد، فرمود: او سبقتش به اسلام از همه شما بیشتر است زمانی دین آورد که شما کافر بوده و همه اموالش رادر راه اسلام داد.
علامه امینی ره در الغدیر ۱۰۰ حدیث آورده که اولین کسی که ایمان آورده از مردها علی بن ابیطالب علیه السلام و اززنها خدیجه علیها السلام است. در سبقت به فضیلت زن و مرد ندارد در میان یاران امام حسین علیه السلام یکی زهیر بود که زنش او را وادار کرد که حضرت راکمک ویاری دهد. اوراتحریک کرد. درهمین زنجان که امسال برنامههای رمضان را ضبط کردیم اولین راهپیمایی را زنها انجام دادند. در زنجان زنها مقدم برمردها هستند خیلی از شهرها همین طور است. بسیاری از جاها یک دختر پدر را راه میاندازد. مدیر کل آموزش و پرورش در خوزستان ساعت آمد گفت خیلی خسته هستم ولی یک دختر ۱۱ ساله خستگی مرابرطرف کرد. دختری در مدرسه نماز یاد گرفته و پدر و مادرش که نماز نمیخواندهاند چند دقیقه با آنها صحبت کرده که چرا نماز نمیخوانید، خدا را دوست ندارید؟ چرا، پس چرا نماز نمیخوانید، دوست نداری با خدا حرف بزنی؟ آنقدرگفته تا آنها هم نمازخوان شدهاند.
نعمتهای خدا نمیارزد که برای او نماز و از آنها تشکر کنی، و بعد به خانم معلم گفته من مادرم را نمازخوان کردم. آنقدر خانههای نزدیک نماز جمعه نمیروند و دور است به نماز میروند، بچه آخونها با سواد نشده و دیگران با سوادمی شوند، روستاییها ترقی و شهریها عقب میمانند.
یک وقت خدا به تار عنکبوت نظر کرده میشود محافظ پیامبر صل الله علیه و اله و سلم در غار، فقط باید خدا نظر کند. «و ایثار التفضل »: تفضل لطف ابتدایی است، لطف هابه ما مقابله به مثل است، افطاری داده ما هم دعوت میکنیم، عروسی آمده میرویم، کادو آورده میبریم. مردانگی آن است که او نداده تو به او بدهی.
بحث در آستانه عید فطر پخش میشود خداوند عبادتهای شما و بینندگان را قبول و سعی کنید خراب نشود. در یک ماه سیگار نکشیدهای بعد از رمضان هم نکشید، بعد از ماه رمضان مسجد رفته و قرآن خوانده و در هر شهری یک تفسیرقرآن باشد.
و فطره واجب است، ماه را که دیدید جدیت داریم ماه را که دیدی زکات را کنار گذاشته و درباره حج پولها را کم کم جمع کرده تا توان پیدا کنید از پولهای حلاتر بگو این برای حج که وقتی خواستی بروی مکه مشکل نباشد. حتی داریم برای مکه از خیلی چیزها بگذرید و به خانم نان و سرکه بده ولی پولهایش را جمع کرده خانم را ببر مکه، موکت داشته باش، قالی پشم و آن پیامبر صل الله علیه و اله و سلم است. گاهی یک مهمان، من از پیامبر صل الله علیه و اله و سلم محروم شده تا او پا روی پشم بگذارد، رابطه با خدا همه ما را رها میکنند. قرآن میفرماید:(وَ لا یَسْئَلُ حَمیمٌ حَمیماً)المعارج(۱۰)حمیم از حمام: دوست داغ… رفیق داغ احوال رفیقش نخواهد پرسید، کمک به فقرا: و گاهی کمک به فقیر را خدا به کمک به خودش گفته مثل:(مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضا)البقره(۲۴۸)نفرموده(یقرض الناس) «الله » بجای «ناس»
«هو الذی یأخذ الصدقات»: اوست که صدقات را میگیرد. زکات فطره فراموش نشود.
خدایا ما که عقب ماندیم چه کارها که توانسته و انجام ندادیم کاری کن که عمر و استعداد و از هدر حفظ کن. به راهی که اولیاء تو دعوت کردهاند هدایت کن.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته