امروز: 1405/06/12 - 2026/09/03 ساعت : 17:49
  • دفاع مقدس
  • مهر مادر

    در عملیات والفجر 10 که هواپیماهای عراقی شهر حلبچه را بمباران شیمیایی کردند ، مردم شهر در کوه و دشت آواره شده بودند و پناه و پناهگاهی می جستند .نیروهای امداد سخت مشغول انتقال مجروحین شیمیایی بودند که چشمم به مادری افتاد که دست دو فرزند خود را در دست داشت و مضطربانه راه فرار را در پیش گرفته بود .
    دست دو فرزندش را دست گرفتم و آنها را به طرف باندهای هلی کوپتر راهنمایی کردم .
    مادر روی زمین نشست و نگاهی معنادار به سویم کرد . از اینکه فرزندان دلبندش را نجات دادم ، بسیار خوشحال بود .
    آنگاه اول به فرزند بزرگتر و بعد به فرزند کوچکتر ، نگاهی عمیق انداخت و روی زمین دراز کشید و جان سپرد .
    کودکانش دست هایم را رها کردند و روی جسد مادر افتادند و گریه سر دادند .
    اما در این گریستن تنها نبودند ، تمامی نیروهای اطراف باند هلی کوپتر آ ن دو مادر مرده را همراهی می کردند !

    سید سعید میر حسینی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *