امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۳ ساعت : ۱۲:۲۳

حق مردم

قران

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۷۸/۲/۳۰


بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
بحثی امروز داریم در رابطه با حقوق و تذکراتی در رابطه با حق مردم. حدیثی است: «لَا ضَرَرَ وَ لَا إِضْرَارَ فِی الْإِسْلَامِ»(من‏لایحضره‏الفقیه، ج‏۴، ص‏۳۳۴) یعنی هر کاری که برای مردم ضرر دارد نباید انجام داد این یک قاعده فقیهی است که باید هرمسلمانی آنرا حفظ داشته باشد قبلا هم دراین رابطه صحبت کرده‌ایم.
یعنی در هیچ کاری از قبیل: ساختمان سازی، مهندسی، شهر سازی در آبیاری و فضای سبز، بوق زدن نابجا که باعث اذیت و آزار بی مورد مردم شود. برای وفای به عهد ما مسائلی را داریم که انشاءالله خواهیم گفت و اما تذکرات
بواسطه یک چیزهایی حق اقامه و بایک چیزهایی حق ضایع واز بین می‌رود و بررسی زمینه‌های آن.
۱- زمینه‌های زنده شدن واز بین رفتن حق
درآستانه ماه خرداد که ماه پرحادثه است بحث را مطرح می‌کنیم، بستر انقلاب ما ۱۵ خرداد بود که مردم ورامین، باقرآباد، وقم با شهادت آنها قیام سال ۴۲ شروع وآغاز انقلاب شد و14 خرداد سالگرد رحلت امام(خمینی ره) است وروز معرفی مقام معظم رهبری به ولی امر مسلمین وسوم خرداد فتح خرمشهر و دوم خرداد حماسه انتخابات است. خرداد ماه پرجریانی است ما در آستانه این ماه هستیم دراین باره در بحث‌های مربوط به ماه خرداد صحبت خواهیم کرد. حکومت اسلامی برای اقامه حق وازبین بردن باطل است.
زمینه‌های زنده شدن حق
الف: ایمان به خدا ومعاد
ایمان به خدا تضمین کننده اقامه حق است پلیس هم نمی‌خواهد. رسید به یک چوپانی گفت: ازشیر گوسفندها بده تا بخوریم گفت صاحب اینها دیگری است اگر میخری درست ولی درغیر این صورت باید صاحبش راضی باشد گفت صاحبش که نیست در جواب گفت خدا که هست. خدا که هست چوپان را در بیابان بدون دادگستری ودادگاه انقلاب پلیس و بازرسی و ذیحسابی حفظ می‌کند اگر دین باشد، ولی اگر دین نباشد دو هزار کامپیوتر هم بیاوری کشتی آهن توی دریا گم می‌شود.
ولذا هر کاری بکنیم که نسل وجوانان ما مومن بشوند افرادی که در دانشگاه و منبر وروزنامه مقاله و خلاصه هرکسی که قلم و بیان دارد. احساس کند نسلی که حرفهای او را گوش کرده یا می‌خوانند ایمان آنها هم زیاد می‌شود یا نه. مغز او از مطالب پر شد ایمان اوهم زیاد شد یا خیر. ادب او به پدرومادر. پرخاشگر یا مودت‌تر نسبت به خواهر و برادر ما تنها به این فکر نکنیم که معلم نمونه کسی است که دیپلمه‌های آن وارد دانشگاه گرچه پرخاشگروتارک الصلوه ایمان به مبدأ ومعاد اولین اهرم است.
وهمین امامزاده‌هایی که گوشه وکنار هستند به دلیل اینکه چهره دینی مردم بودند وهستند روزی که کتاب و کتابخانه وروحانی کم بود و مردم به این مراکز توجه داشتند فساد کم بود.
(الان هر کشوری پیشرفته تراست آمار جنایتش هم بیشتر است)
ب: رهبر لایق
اگر مردم دیدند رئیسشان می‌دزدد آنها هم یک شعری هست که: اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی
باز هم پیرها توی جلسه این همه جوان آخر هم یک هشتاد ساله خواند می‌گویند دود از کنده بلند میشود. یک بار دیگه بخوانید یعنی اگر شاه یه سیب بدزدد بقیه مردم ریشه درخت را در می‌آورند.
اگر رئیس اداره‌ای تقوا داشت دردیگران هم اثر می‌گذارد مدیر واستاد ورهبر لایق،
ج: قانون وتضمین برای اجرای آن
فردی دزدی کرده بودآمدند خدمت رسول الله(ص) که او بسیار مهم است ورئیس یک قبیله اگر دست او قطع شود شهر بهم می‌ریزد.
حضرت(ص): به خدا قسم اگر دخترم زهرا هم باشد دست اورا قطع می‌کنم اگر قانون قانون است برای همه قانون است.
یکی از بزرگان می‌فرمود که مرحوم حضرت آیه الله العظمی گلپایگانی ره نامه‌ای نوشتند خدمت حضرت امام خمینی ره که اگر می‌خواهید جمهوری اسلامی حقیقتا اجرا شود باید قانون حاکم شود که حتی اگر یک قاضی خلاف کرد او را هم شلاق بزنند.
د: قدرت
سستی بداست قرآن دو مرتبه فرموده: «خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ» مریم/۱۲ اگرمی خواهی به قرآن عمل کنی جدی باش نه به عنوان تزئینات و تشریفات مجالس استفاده شود مثلا جمعیت کم یا منبری دیر کرده ویا برنامه‌ها داغ نشده(مثل طبلی که می‌زنند مردم جمع شوند)
جدی نگرفته‌ایم ویا اینکه برخوردها نسبت به قاریان محرم قرآن کریم برخورد توهین آمیز ولی نسبت به باقی کارها سنگین برخورد می‌کنیم،
قرآن درباره مسجدی می‌فرماید باید برنامه‌های جدی داشته باشد که مخالفین وهرزه‌ها دراطراف مسجد نتوانند خلاف کنند واز آدمهایی جدی وحزب اللهی نسبت به هرزه گی ترس داشته باشند مسجد باید تا ۲ کیلو متر خانه‌های اطراف خود را بیمه کند ثابت شود که مسجد زنده و مسجدی هاجدی هستند. تعاون و کمک به همدیگر(حتی برفی به پشت بام نمی‌ماند می‌گویند صاحب آن پیرمرد است وتوان ندارد) از امور جدی مسجد باشد وتمام مشکلات منطقه به این صورت حل می‌شود.
قرآن از آنها که نماز را با کسالت وزکوه را با کراهت انجام می‌دهند انتقاد می‌کند(باید مثل بوسیدن مادربچه‌اش را باشد نه بوسیدن ما دیوار کاهگل را)، ولذا تعبیرات نماز «حَی» داریم معینی بشتاب با جدیت نه باسستی ویا «فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِکْرِ اللَّهِ» جمعه/۹ و«عَجِّلُوا» یعنی نماز باید با نشاط باشد.
جدی درس بخوانیم نه اینکه امید داشته باشد وقت تحصیل هرچه زودتر تمام شود و بگوید: (اردیبهشت مردم اردی جهنم ما)روز درس ناراحت وروز تعطیلی خوش است، روز مطالعه روز نحس می‌شود پس عبادت و تحصیل وکار و… باید با نشاط و قدرت انجام شود.
ه: اجرای حدود
اگر در شهری انگلستان دزدی را قطع کنند دیگر دزدی نمی‌شود سست گرفتن فایده‌ای ندارد البته هر دزدی را انگشت قطع نمی‌کنند باید ۲۶ شرط داشته باشد. حدود الهی باید جاری شود اگر مجرم را شلاق بزنند حواس بقیه جمع می‌شود. بعضی کشورها واقعا دزدی نیست واگر چیزی جای بگذاری دوروز دیگر همانجا مییابی. به خاطر اینکه با تخلف برخورد جدی می‌شود.
و: تنظیم سند
در خانه سازی با مجوز در وام باسند، چک وسفته وضامن وگرو، سستی وتعارف معنی ندارد اول جهت احترام است وبعد اختلاف می‌شود. بزرگترین سوره قرآن بقره و بزرگترین آیه قرآن در این سوره درباره دین وتنظیم اسناد مالی است. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ» بقره/۲۸۲ ما در کل قرآن آیه به این بزرگی نداریم ازکلمه «إِذا تَدایَنْتُمْ» شروع می‌شود. میفرماید درتمام موارد ردوبدل مالی«فَاکْتُبُوهُ» بنویسید یا «وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ» این رابنویس بنویس درزمانی است که به قول شهید مطهری در کل حجاز17 باسواد بود ودر شهر مکه ۱ باسواد هم نبود. درزمانی که باسواد کم بود در قرآن با این جدیت نوشتن مطرح شده الان که…امضاء وضامن وسند به معنای بی احترامی به شخصی نیست، چون رسید وسند لازم است اینها بود عوامل زنده واقامه کردن حق در جامعه
• زمینه‌های تضییع وازبین رفتن حق مردم
الف: دلسوزی نابجا وروابط
گاهی کسی جرم کرده است می‌گوییم بچه است(البته بچه را نباید تنبیه کرد حتی نباید زد ولی تنبیه می‌شود کردما دراسلام سئوال کتک به بچه داریم بسم الله الرحمن الرحیم چه رقم کتکی تنبیه داریم آخه کتکهایی که می‌زدند مدرسه بودیم فلک می‌آوردند یه چوب بود تسمه درآن بود البته من نرفتم فلک نگویید ازخودش می‌گوید به پا می‌بستند بعد تسمه رابا چرم می‌بافتند قدما وسر آنرا هم لوله می‌کردند وخلاصه تنبیه نبود.
یک کسی آمد به امام گفت من گاهی به بچه‌ام می‌زنم.
فرمود: چقدر؟
عرض کرد: صدتا
فرمود: تو دین داری تو آدمی؟
تا آخر آمد تا یکی البته یکی هم به شرط اینکه سیاه وسرخ نشود وکبود درحد یک قلم مداد وقلک) تنبیه یعنی گوشمالی گفتم چرا انجام ندادی؟ بفهمد که شما ناراحتی ودرحد یک رقم تحقیر پس ما تنبیه داریم ولی نه درحد سیاه کردن وگاهی هم باید مثل زناکار شلاق زدن علنی باشد البته باید از این طرف ازدواج را آسان واز آن طرف با خلافکار برخورد شود. دلسوزی بیجا باعث می‌شود به جرم زیاد.
ب: مغالطه وتشبیه
سیگار دود است تریاک هم دود چه فرق می‌کند، ربا نخور میگوید قرآن از قول یک عده‌ای: «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» بقره/۲۵۷ بیع وخرید وفروش مثل رباست فرق نمی‌کند. می گوید یکی با خیس ویکی با پول تجارت می‌کند این مغالطه است.
فردی گفت گوشم درد می‌کند دیگری گفت برو بکش گفت چرا؟ جواب داد من دندانم درد می‌کرد کشیدم. خوب دندان را که کشیدی گوش را هم باید کشید؟
دوشاخ برق وتلفن فرق می‌کند جابجا شود تلفن می‌سوزد، یک جا به دلیلی باید بخشید وجای دیگربه دلیلی نباید بخشید یک جارحم خوب ویک جاهم:
ترحم برپلنگ تیز دندان     ستمکاری بود بر گوسفندان
ج: قبول هر سخن
به هیچ چیز نباید اطمینان کرد جز اینکه انسان تحقیق کند.
من یک قصه‌ای از خودم بگویم. ماشینی از یک اداره‌ای تحویل من بود بعد بخشنامه کردند که با شرائطی به قیمت آزاد می‌توانید این ماشین را بخرید، دو نفر از دادستانی و. . . . آمدند قیمت کردند راستش را بگویم ۵. ۴ میلیون تومان ما هم پول دادیم خریدیم، وقتی سند آوردند دیدم توشته ۵۰۰ هزار تومان. گفتم من ۵. ۴ داده‌ام گفتند اگر ما قیمت واقعی را بنویسیم باید به اداره دارائی مالیات بدهیم گفتم فردا نخواهند گفت یک آخوندی بنام قرائتی یک ماشین ۵. ۴ میلیون تومانی را خرید به ۵۰۰ هزار تومان حکومت آخوندی، آخوند بازی نشد. می خواهی مالیات ندهی چرا آبروی مرا بریزی، گفت وارد کامپیوتر شده دیگرنمی شود برگردد. گفتم بنده این را در تلویزیون گفته و می‌گویم دیگر به کامپیوترهای وزارتخانه‌ها اعتماد نکنید، خلاصه رفتند سند را درست کردند.
می گوید خودم دیدم الان می‌توانند با کامپیوتر زن ومرد را برهنه کنار هم مونتاژ کنند یک کسی توی دریاست ویک خانمی در استخر کنارهم گذاشته می‌گویند اینها با هم هستند. به هیچ عکس و کامپیوتر وسندی اعتماد نشود امام(خمینی ره) اگر مطلبی از من نقل شد تا خودم از صدا و سیما نگفتم صدایم را نشنیدید قبول نکنید، چون ممکن است یکی صدای امام(خمینی ره) را تقلید کند می‌تواند عکس را با عکس مونتاژ وما این نمونه‌ها را شنیده‌ایم دیده‌ایم وداشته‌ایم هر حرفی را قبول نکنید.
جناب آقای هاشمی رفسنجانی دراجلاس نماز می‌فرمود با سران کشورها که ملاقات داشته‌ام گفتیم مشکل شما چیست؟ گفتند: جوانهای ما گرچه کشور پیشرفته است به پوچی کشیده می‌شوند
گفتم نکند ماهم روی حساب اینکه غرب جلو است تقلید کنیم ما هم جوانهایمان به پوچی گرایش پیدا کنند؟
یک مرتبه می‌نویسد، قرائتی گفت جوانهای ایران پوچ هستند کی گفتم رئیس جمهور غربی به رئیس جمهور ما گفته واقرار کرده که جوانهای ما به پوچی گرایش پیدا کرده‌اند من این را نقل کردم وگفتم حواسها جمع باشد. از این طرف وآنطرف حذف می‌کند می‌گوید قرائتی گفت جوانها پوچ هستند اگر دروغهایی که برای خود بنده گفته بودند من جمع کرده بودم حالا دیگه یه کتاب بود خداوند رحم کرده که ما حرفی را مخفی نزده ودر جلسات حداقل ۳۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر هستند من هیچ وقت توی اطاق با کسی حرف خصوصی ندارم. با این حال فردا چیز دیگری را می‌نویسند.
اجمالا به هر سخنی گوش ندهیم مگر نویسنده آن عادل باشد چون فاسقها حرامزادگی می‌کنند بعضی عادلها هم حرامزادگی نمی‌کنند ولی دو تا شیطان کنارش وزوز می‌کنند یعنی یا خودشان شیطنت می‌کنند یا شیطان صفت اطراف آنهاست.
دراین موقعیت قبول هر سخن حق ازبین می‌رود فلانی برد وخورد ودارد و…
د: رها بودن غرائز
هرکسی غریزه‌ای دارد وچون می‌خواهد به تمایلات خود برسد حق از بین می‌رود می‌خواهد راهش نزدیک شود از خانه مردم عبور می‌کند اینجا زمین مردم است می‌گوید را نزدیک می‌شود بعدازظهر تابستان عده‌ای می‌خواهند استراحت کنند اوهم می‌خواهد توپ بازی کند فرش را تکان می‌دهد گردوغبار آن به حلق هرکس رفت گاز می‌دهد جاده خاکی مردم را اذیت می‌کند وسیگار کشیده دودآن مردم را اذیت می‌کند.
ح: بهانه اضطرار
می گوید چاره‌ای نبود(شما مرد هستی حق نداری نزد خانم آمپول بزنی، چرا چاره‌ای نیست درمانگاه عقبی، صد متر عقب تر) تا حال نداریم صدمترراه برویم می‌گوییم اضطرار، اضطرار یعنی اگر اینکار را نکنم جانم در خطر است مثل اینکه کسی در حال غرق است ونامحرم پیدا شود جانش ازبین می‌رود این اضطرار است. یه وقت اضطرار نیست کمی گرانتر است، دستش خون شده تیمم می‌کند می‌گوییم چسب بزن وضوی جبیره بگیر من مضطر بودم اینکه اضطرار نیست.
(دخترش تجدیدی آورده به پسرعمویش می‌گوید بیاید در خانه درسش بدهد می‌گوییم چرا؟ می‌گوید من که پول ندارم بدهم مضطر هستم اگر مضطر هستی دختر وپسر عذب زمینه پیش آمدن گناه نیست خطر ندارد ماشین وساعت وقالی را فروخته روی موکت زندگی کن این که اضطرار نیست که شما حاضر شوی پسرودختر در اطاق تنها این بهانه است می‌گوید چاره‌ای نبود)
به یک کسی گفتم برو مکه گفت نمی‌توانم دکان را ببندم گفت اگر خدای ناکرده مادرت بمیرد گفت تعطیل می‌کنم گفتم بدون فاصله یکی دیگر از نزدیکان گفت تعطیل می‌کنم گفتم باز یکی دیگر گفت تعطیل می‌کنم گفتم پس بنابراین می‌توانی مکه بروی.
گاهی ربا گرفته می‌گوید ناچارم چه اضطراری باموتور رفت آمد می‌کردی نه با ماشین حالا دیوار منزل را سنگ نمی‌کردی یه اطاق را کامل می‌کردی به عروسی تالار نمی‌رفتی بیشتر مستضعقین ما مستضعف مخی هستند یه عده مستضعف مالی ویک عده فکر می‌کند که نمی‌شود چرا می‌شود.
(آمد گفت آقا ما تعزیه داشتیم اسب نداشتیم شمررا سوارآن کنیم گفتم سواردوچرخه‌اش کن(خنده حضار) می‌خواهی اسب مردم را بدزدی یا به بزور بگیری تعزیه بی اسب بخوان)
خانم یا آقا توی جلسه نشسته‌اند احساس می‌کنند موقع نماز است می‌گوید الان که نمی‌شود.نماز بخوانی چرا نمی‌شود؟ می‌گوید زشت است.
یه آقایی را اگر اسمش را ببرم می‌شناسید پشت سرآن نماز می‌خواند یه وقت یادش رفت بدون وضو آمده برای نماز بعد از گفتن مالک یوم الدین(خنده حضار) روبه مردم کرد گفت من وضو نگرفته‌ام بقیه نماز را خودتان بخوانید خداحافظ.
زشت است نداریم یعنی حالا که زشت است می‌خواهی نماز باطل با مردم بخوانی؟ بسم الله الرحمن الرحیم وضو ندارم ما خیلی وقتها چرا نمی‌شود…
• اما تذکرات
قبلا باید تشکر کنم(دنیای ما دنیای بهره وری است از پوست پرتقال مربا درست می‌کنند واز زباله‌ها واز آبهای آلوده) چند تا از فرنگی‌ها چند سالی است آمده‌اند از بحثهای ما مربایی درست کرده‌اند. اوراقی است از طریق آموزش وپرورش بین دانش آموزان پخش می‌شود. جواب آنها را از پخش برنامه تلویزیونی(درسهایی از قرآن) گرفته وارسال کرده جایزه دریافت می‌کنند واین باعث شده که امسال آمار آن به ۵۶۰۰۰۰ در تهران رسیده غیر از اوراقی که به شهرستانها واستانها فرستاده می‌شود واین ستاد ترویج فرهنگ قرآنی این تعداد بیننده‌های شوخی را تبدیل به جدی کرده شوخی مثل خود من دوهزار ساعت در ماشین نشسته‌ام ولی هنوز راننده گی یاد نگرفته‌ام، چون جدی نگرفته‌ام اگر ۳۰ ساعت جدی می‌گرفتم مستمع جدی چیست؟ مثل بعضی پیرمردهای ما ۸۰ سال می‌گوید الهی امین می‌پرسی یعنی چه؟ می‌گوید نمی‌دانم نمی‌پرسد آقا این امین یعنی چه من باید از همه ازآن ستاد ودختر خانم‌ها وآقا پسرهای این کار تشکر کنم.
اما تذکرات:
۱- اگر می‌خواهم دعایت حق مردم را بکنیم وجدان را قاضی کنیم.
جوانی که نگاه به ناموس مردم می‌کند. می گوییم رضایت داری کسی یه ناموس تو نگاه بد کند ناراحت می‌شود وبرخورد می‌کند باید وجدان را قاضی کرد که چرا ناموس دیگران آری و ناموس خودش نه مردم را از خوای بیدارکردی اگر دیگران درباره شما این کار را کرده بودند؟ وجدان چگونه قضاوت می‌کند.
۲- برعفوها و بخشها افسوس نخورید وپشیمان نشوید
می گوید بشکند این دستی که این کار را کردم. چرا این کار(خدمت، عفووبخشش) را کردم.
امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرماید: «وَ لَا تَنْدَمَنَّ عَلَى عَفْوٍ»(نهج‏البلاغه، نامه‏۵۳) از بخشش کردن پشیمان نشوید.
پارکی رفتی، بستنی خورده، برای پول دادن به هم تعارف کرده وبالاخره پول می‌دهد بعد می‌گوید عجب غلطی کردین(خنده حضار)
۲- اگر می‌خواهید حق مردم حفظ شود عیب جویان را از خود دور کنید.
می گوید فهمیدی چی شد فلانی برایت بد می‌گفت خوب شما هم بگو اولا عصبانی شد برای من یه چیزی گفته شما چرا نقل وسخن چینی می‌کنی، حرف دیگران را برای این وآن گفتن سخن چینی است واین خیلی خطرناک است اگر کسی گناه می‌کند دیگری عکس آنرا برمی دارد که پخش کند کسی که عکس پخش می‌کند(تا آبروی طرف را بریزد) گناهش بیشتر است. مثلا دریه سالنی، تئاتری، نامحرمی، یه صحنه گناهی در یک سالنی شد عکس آنرا برای پخش کردن برمیدارد مثل کسی است که گناه می‌کند چه دلیلی دارد فتو کپی اسنادرا برداریم.
من یه جایی اینرا گفته‌ام یه کسی در نهضت سوادآموزی عکسی را نشان من داد گفت ببین یک نفربا خانمی نشسته که شرائط بدی هم نبود خانم هم چادرش افتاده بود روی کتفش به هم نگاه میکردند من به او گفتم شما از امروز دیگر نباید در نهضت باشی. گفت چرا گفتم پیداست که تو کمین کرده‌ای دوربین آماده وازروزنه وعوض اینکه دل به کار بدهی دنبال عیب دیگران بوده‌ای.)
خاطره‌ای دیگر: یک آدمی بود خیلی هرزه، اهل عرق وورق، خدمت امام صادق(ع) گفتند: اوخیلی آدم فاسدی است. حضرت فرمود: اوادم خوش عاقبتی است وبااینکه خلافکار است با دین از دنیا می‌رود.
گفتند: آقا خیلی هرزوفاسداست
حضرت فرمود: خوش عاقبت است
حضرت فرمود دلیلش این است که فردی با لباس عربی در هوای گرم خوابیده ولباس کنار رفته بود این آدم پارچه‌ای آورد وروی بدن او انداخت که عابرین اورا ندیده ووقتی از خواب بیدار می‌شود خجالت نکشد. وقتی او از خواب بیدار شد متوجه شد که کسی به این دلیل این کاررا کرده.
گفت: خدایا من نمی‌دانم چه کسی این کاررا کرده ولی هرکس بوده عاقبتش را به خیر کن اوبا سوزدل دعاکردواین دعای عاقبت به خیری مستجاب شد برای او.
مردم جریان برخورد امام صادق علیه السلام وداستان اورا وخوش عاقبتی را به او خبر دادند که بالاخره مردانگی کرده البته گناها شخصی ولی بعضی گناهان را باید افشاکرد این را نمی‌شود گفت شتر دیدی ندیدی یک تن تریاک حمل می‌کند هزار جوان را از بین می‌برد همه باید به پلیس خبر بدهند. گناهانی که نسل را نابود می‌کنند باید گفت غیر از گناهان شخصی است. فردی با تلفن حرفی می‌زند حق نداری گوش بدهی تجسس وپی گیری حرام است ولی اگر از بین بردن نسل یا توطئه برای امت ونظام باید گفت.
بالاخره جوان هرزه به هوش آمد که کسی غیراز خدااز کارمن خبر نداشت دنیا حساب وکتاب دارد معلوم است که خدا از طریق علم غیب به ولیش خبر داده واو به مردم چرا من خوش عاقبت شوم از الان آدم خوبی می‌شوم.
حدیث داریم: درحمایت از حق به حیوانها هم رحم کنید
البته ما که می‌گوییم حمایت از حیوانات راست می‌گوییم ولی آمریکا واروپا دروغ می‌گویند آنها یکدفعه شلمچه(حلبچه) یا ویتنام درست می‌کنند وبا بمباران در آنجا ودر کره شمالی دهها هزار نفر را می‌سوزانند برای یک گربه دل می‌سوزانند ولی هزار هزار آدم را می‌سوزانند.
حدیث داریم: (زنده باد اسلام)
اگر مثلا کاروان حاجیها چهارشنبه رسیدند مکه یکی از آنها سه شنبه رسید دیگر شهادتش را به عنوان یک فرد عادل در دادگاه قبول نکنید چون معلوم می‌شود اسب وشترش را ظلم کرده ودوانده واز عدالت خارج شده معلوم می‌شود ادم سنگ دل و امضایش از اعتبار ساقط است.
دین ما درباره حقوق حیوانات اینچنین می‌گوید ویا می‌گوید وقتی می‌روی حیوان را بدوش ناخنهایت را بگیر که پستان حیوان را اذیت نکند. ویااینکه وقتی شیر می‌دوشی مقداری از آنرا برای گوساله بگذار همه را ندوش.
در نهج البلاغه(امیرالمومنین علی علیه السلام): وقتی زکات می‌گیرید تین شتر وبچه‌اش جدایی نیاندازید
۳- افراد را با محبت جذب کنیم متأسفانه ما انکار را یانکرده ویا کم می‌کنیم.
یک جعبه گزی را برای امام(خمینی ره) آوردند ایشان به حاج احد آقا فرمود: ببرید برای فلانی(داریوش فروهر) که اگر اسم اورا بیاورم همه تعجب می‌کنید او که از انقلاب جداست فرمود: قبلا با انقلاب بوده وما باید یادی از او بکنیم وقتی هدیه(گز) را برای او بردند هیجانی شد که عجب امام(خمینی ره) یاد من بوده این دین رأفت است.
در کاشان ما می‌گویند: خالی را برای خاله بگذار. یعنی اگر باکسی بد شدی همه انتقام را اعمال نکن.
حدیث داریم: «وَ إِنْ أَرَدْتَ قَطِیعَهَ أَخِیکَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِکَ بَقِیَّهً یَرْجِعُ إِلَیْهَا إِنْ بَدَا لَهُ ذَلِکَ یَوْماً مَا»(نهج‏البلاغه، نامه‏۳۱)
یعنی اگر باکسی بد شدی هرچه می‌خواهی به او نگو ممکن است فردا تصمیم گرفتید آشتی کنید یه جوری حرف بزنید که رویی برای برگشتن داشته باشید.
۴- یکی از چیزهایی که حق را از بین می‌برد شوخی نابجا ورعایت نکردن احترام متقابل.
حدیث میفرماید: «وَ لَا تُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیکَ اتِّکَالًا عَلَى مَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ»(نهج‏البلاغه، نامه‏۳۱)
خودی هستیم این دلیل نمی‌شود که بد لباس بپوشیم یا هر رقم می‌خواهیم حرف بزنیم به عنوان خودی کفش اورا پا کرده ویا متکا رااز زیرسرش می‌کشد وحق را ضایع می‌کند(اشاره می‌کنند وقت تمام شد ولی حرفهای من هم تمام نشد بله خیلی حرف دیگه دارم.)
خدایا خیلی حق رااز بین برده‌ایم چه بلندگوهایی در مجالس مردم آزاری کرده چه راه بندانها چه دودهایی که به حلق مردم چه گردوغبارها با صدا با عمل با نیش وکاسبی. خدایا ایمانی به مابده که از این به بعد حقی را از بین نبریم.
امام سجاد علیه السلام در دعاهایی که برای شبهای رمضان می‌خوانده می‌فرماید:
«وَ مِنْ أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِى»(مصباح‏المتهجد، ص‏۵۹۰) خدایا فردای قیامت از دست دشمنانی که حق آنها را از بین برده‌ام چگونه خلاصی یابم.
در اداره امروز وفردا کردی کاراورا یک ساعته می‌توانستی حل کنی چقدر مردم از دست ما ظلم کشیدند، بازاری یه جور اداری یه جور ومذهبی و غیر مذهبی حق کشی می‌کنیم. بزرگ یا کوچک شر، شر است وقمار، قمار، شراب شراب چه کم یا زیاد خدایا ایمانی بده که حق کشی نکرده واگر کرده‌ایم تقوایی بده که جبران کنیم.
بزرگترین حق حق انبیاء وامامها است حق علما وشهداست با خون انقلاب را به ما دادند نسبت به حق آنها وحق اساتید ومربیان ونیاکان پدران و مادرانی که خیلی برای ما زحمت کشیدند نسبت به یه لقمه نانی که ما می‌خوریم.
(معاون اجرایی رئیس جمهور می‌گفت من حساب کردم در نانی که ما می‌خوریم ۲۶۵ گروه کار کرده‌اند ما فکر می‌کنیم کشاورز ونانوا پس براکتور، سیلو، وراننده ومابا اسراف زحمات همه را هدر می‌دهیم. اگر با لباس نوروی خاک نشستیم یعنی زحمات پدر ومادر وخیاط وبافنده بهدر می‌دهیم)
خدایا به ما تقوایی بده که حقه‌های جزیی وکلی را رعایت کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *