
متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش :: ۱۳۷۳/۱۱/۱۶
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
بحث را در ماه رمضان خدمت شما میگویم رمضان ماه عبادت و امسال هم که در دهه فجر واقع شده است، ما چند جلسه در مورد تقلید صحبت کردم که تقلید یعنی چه از کی تقلید کنیم، چرا باید تقلید کنیم، آیه تقلید، حدیث تقلید، آیا زمان امامان هم تقلید بوده است یا نه، بنابراین راجع به تقلید مطالبی را گفتیم، این جلسه بحث در مورد پاکیها است، طهارت و پاکی، چون میخواهیم یک سری اسرار و احکام بگوییم، احکام همراه با یک سری نکات، پاکی و پاکیها، طهارت، اصلاً اینکه رساله را باز میکنیم اول رساله بحث طهارت است این خودش یک نکته است که کتاب طهارت رأس بحثهای ما است و اسلام و خدای اسلام پاک است، چند شب دیگر شب قدر است و یک دعائی میخوانند به نام جوشن کبیر، که الغوث الغوث دارد آنجا هزار تا اسلام خدا دارد هر ده تا در یک بند است صد بند دارد که هر بندی ده تا، یکی از آن کلمهها این است که، «یَا أَطْهَرَ الطَّاهِرِینَ»(البلدالأمین، ص۴۰۴)ای خدائی که از هر پاکی پاکتر هستی. پس خدای ما طاهر، پاک و رابطه ما، رابطه پاکی، قبل از اینکه این بحث را بگویم مقداری درباره اصل پاکی معنوی صحبت کنم بعد از پاکی معنوی بروم تو بحث پاکی ظاهری بعد میرویم تو بحث وضو و غسل، پس موضوع ما اول پاکی معنوی، قرآن به پیامبر میگوید «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها» توبه/۱۰۳، از مال مردم زکات بگیر، «تُطَهِّرُهُمْ». تا مردم را پاک کنی، آدمی که زکات نمیدهد هم مالش ناپاک است هم خودش بخیل است میگوید پولشان را بگیر تا بخل از روحشان پاک شود، آدمی که پول خرج میکند روح خودش را صیقل میدهد آدمی که پول توجیبش است کنس است هر چه خرج بشود خودش تیزتر میشود مثل چاقو، چاقو را میکشی، ممکن سر بیل نازک بشود چون توی خاک میرود و میآید اما هر چه استعلاک شود سفیدتر و تیزتر میشود، درست است جیبش خالی شد اما روحش سخی شد یا روح بخیل بشود جیب پر، یا اگر میخواهی روح، سخی باشد باید پول را زکاتشان را بگیر تا «تُطَهِّرُهُمْ» پس دور کردن مردم از بخل را قرآن میگوید پاکی. پاکی از عقائد انحرافی، کفار میگفتند این لوط پیغمبر و یارانش را تبعید کنید، «أَخْرِجُوهُمْ»، یعنی پیغمبر و یارانش را بیرون کنیم چرا، «أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ یَتَطَهَّرُونَ» اعراف/۸۲، اینها آدمهای پاکی هستند و ما نمیخواهیم آلوده شویم، الان آپارتمانهایی است که یک گروهی است ناجور که اگر یک آدم مومن بخواهد آن ساختمان را اجاره کند با التماس میگویند به او اجاره ندهید چون میخواهیم اینجا ماهواره و سی دی رد و بدل کنیم میخواهیم تریاک بکشیم دودش پخش میشود خلاصه اگر یک غلطی کردیم لو نرویم این را راهش ندهید بیرونش کنید از این آپارتمان.
«أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ یَتَطَهَّرُونَ»، درباره اهل بیت داریم «وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» احزاب/۳۳، اهل بیت را خدا از هر گونه گناه و انحراف پاک کرده، ما داریم هجرت یعنی، اگر اینجا گناه میکنی برو یک جای دیگر، توی اون کارخانه کار میکنی توی این بازار، تو این شغل جایت را عوض کن، اگر میدانی رفیقت رفیقی است که خرابت میکند، چون رفیق داریم آدم را خراب میکند، یک تریاکی آوردند، گفتند چطور شد که شما تریاکی شدید گفت امان از رفیق بد بعد یک مقداری فکر کرد و گفت زغال خوب هم بی تأثیر نیست، رفیق آدم را بد میکند فلذا خداوند به حضرت عیسی میگوید، «یا عیسى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا» آل عمران/۵۵. ای عیسی من تو را از کفار پاک کردم بردم تو را یک جائی که دست کفار به تو نرسد ماه رمضان ماه توبه است، توبه خودش پاکی است کلمه رمضان یعنی ماه گناه سوزاندن، مثل اینکه زبالهها را میبرند میسوزانند «وَ تُبْ عَلَیَّ تَوْبَهً نَصُوحاً تُطَهِّرْ بِهَا قَلْبِی»(بحارالأنوار، ج۹۱، ص۱۶۹). خدایا یک توبه واقعی به من نصیب کن توفیقم بده توبهای کنم که با آن توبه «تُطَهِّرْ بِهَا قَلْبِی»، پس توبه عامل پاکی، ازدواجهای پاک، «طَاهِرُ المِیلَادِ بَرِیٌء مِنَ الفسادِ»(الأنوار، ص۱۴۶)، دختر و پسری که پاک باشند که عقدشان صحیح و شرعی است، عقدهایی که درست خوانده میشود اینها بچه هایشان میشود طاهر المیلاد بری من الفساد، زمینه رشد خوب دربچه هایشان هست، امیرالمومنان(ع) در نهج البلاغه میفرمایند «فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ»(نهجالبلاغه، حکمت۲۵۲)، در دعای سحر ماه رمضان هم داریم «اللهم طهر قلبی من الشرک خدایا قلب من را از شرک پاک کن، یعنی در دلت غیر از خدا نباشد هر چه هست اوست منتها این را باید امام بگوید من تقلید امام را در میآورم. بلسان اهل توحیدک من به زبان خوبها حرف میزنم وگرنه این حرفها از دهان من بزرگتر است قلبی که غیر خدا در آن نباشد اصلاً الان فرشتهها میگویند قرائتی تو خفه شو به تو چه، این حرف به اندازه دهان من نیست منتها در دعای کمیل داریم «و ینادیک بلسان أهل توحیدک»(مصباحالمتهجد، ص۸۴۷)، بعضی فتوکپی آنها اینطور میگویند اول انقلاب یک عده میگفتند مرگ بر شاه، یک عده که میترسیدند بگویند مرگ بر شاه میگفتند بگو مرگ بر شاه این به آن میگفت، یعنی اگر خودت هم نمیتوانی بگو، «بلسان اهل توحیدک طهر قلبی»، قلب پاک قلبی است که غیر از خدا در آن نباشد شما الان دانشجو، لیسانس، فردا میخواهید داماد بشوید، مثلاً دختری که میخواهید بروید سراغش فقط به پاکی دختر نگاه کنید، فکرش پاک، قلبش پاک، خانواده پاک، شیر پاک، لقمهای که خورده از پدرش لقمه پاک، اصالت و نجابت و طهارت قلب، این برایتان مهم باشد، وگرنه حالا دختر بهترین کمد و قالی و فرش و ماشین و پدرش هم فلان، مثل اینکه بهترین شیرها را ریختهاید توی یک ظرف اما تو ظرف سوسک مرده، موش مرده ظرفی موش مرده داخلش باشد اگر بهترین خانهها و عسل را هم که داخلش برزید آن موش مرده این عسل را هم از بین میبرد آدمهای لجباز، عقدهای، کنفت، بخیل، غروردار، متکبر، بداخلاق، بی دین، لا ابالی، حالا گیرم قالیاش ابریشم است باشد، اخلاق خیلی مهم است.
یک روز یک پرواز را عقب انداختند گفتیم چرا، گفتند یک سوسک رفته داخل آن هواپیما، گفتم پانصد تا آدم را برای یک سوسک گفتند بله، این سوسک ممکن است برود یک سیم را بجود و آن سیم یک رابطهای را قطع کند پس ممکن پرواز پانصد نفر به خاطر یک سوسک عقب بیافتد، مفاسد اخلاقی اینطوری است، باید دقت کنیم که اصل این است که این ظرف پاک باشد ظرف که پاک باشد یک استکان شیر هم سالم است ظرف که ناپاک باشد دو کیلو شیر هم که بریزی فاسد میشود در ازدواج روی پاکی دقت کن، رفیق گرفتن، مطالعه، اینها مقداری از پاکیهای معنوی بود انسانهای پاک داریم «شِیعَتُنَا أَزْکَى وَ أَطْهَرُ مِنْ أَنْ یَجْرِیَ لِلشَّیْطَانِ فِی أَمْعَائِهِمْ رَسِیسٌ»(التمحیص، ص۳۹) کسانی که یاران باوفای ما هستند اینها پاک هستند دنبال لقهمه حرام نمیروند پاکی خیلی مهم است آدمهای ناپاک خیلی کارها میکنند میگویند شیطان با یک حرامزاده صبح قرارداد امضاء کرده شیطان گفت تو برو حرامزادگیات را انجام بده من میروم شیطانی میکنم شب بیائیم بببینیم آمار تولیدمان چیست رفتند و حرامزاده برگشت با شیطان بهم رسیدند، حرام زاده گفت بیست تا چاقوکشی، چهل تا فحش، هفتاد و چهار تا غیبت چند تا سوء ظن، خلاصه هفتصد و چهل و پنج تا تولید داشتم به شیطان گفت تو چند تا تولید داشتی، گفت من هیچ تولیدی نداشتم فقط یک دختر و پسر حرام را بهم رساندم، گفت: خاک توی سرت من هفتصد و چهل و پنج تا تولید داشتم تو یکی، گفت من یکی تولید کردم، مثل تو و آن خودش هفتصد و چهل و پنج تا تولید میکند یعنی ناپاکی بیخ دارد لقمه ناپاک دنبالش بچه ناپاک و لذا من خواهش میکنم سر افطاری به بچه هایتان لقمه حرام ندهید اگر بچه هایتان را دوست دارید جهنمیاش نکنید خدا به تو داده صد تومان، بیست تومانش را خمس بده، چه اشکالی دارد مگر صد تومان خدا به تو نداده، خرجی که از تو نمیخواهد، هر چه خرج میکنی بکن بطور مقداری که درشان و آبروی تو است هر چه را هم که پس انداز میکنی نوش جانت، منتها هر چه پس انداز میکنی، زیاد میآید یک میلیونی دویست هزار تومان بده، دویست هزار تومان دو تا دختر فقیر جهیزیه پیدا میکنند کیف دارد وقتی تو رختخواب میخوابی هشتصد تومان دارم اما دو تا دختر فقیر را جهیزیه دادم، یا یک میلیون دارم دو تا دختر فقیر تویخانه به خاطر بی جهیزیه هر شب پدرشان از بچه خجالت میکشد، پدر نمیتواند جهیزیه تهیه ببیند و دختر هم میگوید جهیزیه من کو، یک کیفی میکنند اینها که خوبند که آن، کیف را پول پرستها نمیکنند ما دو تا کیف داریم یک کیفی را انجام دادیم، یک کیف را اصلاً نچشیدیم، یک کیف این است که میگوید من را میبینی خانهام پر قالی است یک کیف این است که میگوید من را میبینی یک کمی از قالی آمد پائین، یک قالی ماشینی هم برای کس دیگری خریدم میتوانم قالی چهار صد هزار تومانی بخرم یک قالی صد تومانی میخرم یکی قالی ماشینی هم برای یک کس دیگر میخرم. این که آدم یک قالی ماشینی برای کس دیگر بخرد اینهم کیف دارد. کیف را پولدارهای ما بعضی هایشان نچشیدهاند اینکه به سه تا خودکار، یک کیف است. یک کیف این است که یک خودکار و یک خودکار میدهی به بغل دستی، این هم که تو عادل شدی چهار پنج نفر مینویسند راه انداختن مردم هم یک کیف است. خدایا آن کیف را به ما عنایت فرما، من نشستهام فوتبال نگاه میکنم، همسایهام تشدید شده، به درک، فعلاً ببینیم اتریش گل زد یا بلژیک، خوب یک کیفی است، اما یک کیف این است که یک مقدار از تماشای گل، خودت بازی بکن، من طرفدار بازی هستم، توی ماشین هم توپ است برای والیبال بازی بکنید اما تماشای بازی نکنید من نگاه کنم که تو بازی میکنی مثل اینکه تو نگاه کن من پول هایم را میشمارم چیزی که گیر تو نمیآید، یک مقدار از تماشای بازی حذف کنیم شما که لیسانسه هستید چهار تا بچهها که تجدید شدند جمع بکنیم توی مسجد محل، روزی یک ساعت کلاس بگذاریم بعد آخر تابستان میگوییم که هفتاد ساعت از تفریح خودم کم کردم شانزده تا بچه تجدیدی این کوچه را انداختم اینها یک کیفی دارد «شِیعَتُنَا أَزْکَى وَ أَطْهَرُ»، امام حسین شب عاشورا فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّی لَا أَعْرِفُ أَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَ لَا أَزْکَى وَ لَا أَطْهَرَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی»(أمالی صدوق، ص۱۵۴)، من پاکتر و بهتر از یاران خودم ندیدم، اگر پاک بودی خدا هم، ببینید آنتن هائی که درست است موج میگیرد گاهی رادیو کوچک سالم است موجش آنطرف دنیا را میگیرد گاهی رادیو مثل بوشکه شانزده تا هم پیچ دارد موجش ایران را هم نمیگیرد اگر پاک باشی خدا برای آدمهای پاک یک حواله هائی میدهد یک آدم پاک دعایش مستجاب میشود مگر ماه رمضان نمیخواهی دعایت مستجاب بشود.
حدیث داریم، من اراد ان یستجاب دعاه، هر که میخواهد دعایش مستجاب بشود لقمه پاک بخورد، لقمه ناپاک خیلی خطرناک است، به خصوص الان دهه فجر و ایام انقلاب، اصلاً انقلابیها و جبهه رفتهها و بسیجیها و حزب اللهیها نهادی انقلاب، امت، خانوادههای شهدا، اینها باید بیشتر به فکر پاکی باشند، قرآن نقل میکند از یک عده حزب اللهی، میگوید چند تا حزب اللهی گیر کرده بودند در یک محیط شرک، رفتند در غاری و خداوند خوابی را بر آنها مسلط کرد، بعد که از خواب بلند شدند گرسنه شدند، گفتند: این ورقه اسکناس را ببر ازکی طعاما، غذا بیاورید اما یک غذائی که پاک باشد، یعنی حالا که ما انقلابی هستیم و قرار است خطمان از ما بقی جدا کنیم حالا هم که گرسنه شدیم هر لقمهای را نخوریم. هر خانهای که نمیشود رفت افطاری، گاهی لقمهها اثر میکند، یکی از پاکیها این است که جامعه از، دهه فجر چقدر طاغوتیها فرار کردند، هویداها، بختیاریها، نصیریهای، چنان گورشان را گم کردند، قرآن میگوید، پیغمبر وقتی رفت معراج خداوند با او صحبت هائی کرد یکی از صحبتهایش این است که «وَ بِهِ أُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَائِی»(أمالی صدوق، ص۶۳۱). یک کسی را از اهل بیت تو پیغمبر میفرستم که او حضرت مهدی است بواسطه او «أُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَائِی».
زمین را از دشمنانم پاک میکنم دهه فجر از مطهرات است. ما میگوئیم مطهرات یکی از آن آب و آفتاب است یکی از مطهرات دهه فجر است، یعنی یک سری آدمها که میدوشیدند حسابی در رفتند، جامعه ازدشمنان خدا پاک باشد. با دخترها رابطه نداشته باشیم نگاه به نامحرم نکنیم، قرآن میگوید اگر خواستید از خانمها یک چیزی بگیرید، فسئلوهن من وراء حجاب، گفتگو و داد و ستد از روی چادر باشد یعد میگوید اگر از روی چادر باشد، «ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ» احزاب/۵۳ این برای پاکی دل شماست چون پاکتر است بالاخره وقتی نگاه کردی لبخند میزنی و دنبال لبخند علاقه میآید تو دلت و این علاقه قلقلک میدهد تو را، مثل دود اگر بیرون نرود بالاخره اتاق را سیاه میکند فکر بد مثل دود است فلذا میگوید وقتی به فکر افتادی بلند شو و شروع کن به دویدن. یعنی یک کاری کن این از فکرت برود بیرون برای دانشجو، از برکات دهه فجر و انقلاب ما چادر بود. مسئولین اگر غیرتشان همه یک جور بود مملکت حل میشد درجه غیرتها فرق میکند، وقتی میخواستند اتوبوسهای شرکت واحد تهران، زن و مرد را جدا کنند میگفتند آقا نمیشود، چرا نمیشود، میگفت چه چیزی است که آویزان و آبی است وی خواند، گفت مائیم، گفت ما که آویزان نیستیم، گفت آویزانش میکنیم، گفت آبی نیست گفت رنگش میکنیم، گفت نمیخواند، گفت نوار میگذاریم توی شکمش، بالاخره اگر قرار است که یک کاری بشود میشود، یک حزب اللهی بالاخره پیدا شد و زن و مرد را در اتوبوس جدا کرد و راحت هم هستند بالاخره دختر مردم، دختر ما است این جوانی که نگاه به دختر مردم میکند اگر به او بگویند جوان یک نفر نگاه به خواهرت کرد چه فرق میکند آن هم خواهر یک جوان دیگر است، پاکی، مسئله حجاب، مثلاً اشکال دارد ما پارکها را جدا کنیم، آقا این قسمت خواهران، مثل شمال، دریا را جدا کردند، زنها برای خودشان شنا میکنند مردها برای خودشان، اشکالی دارد؟ امام در دهه فجر وقتی آمد بهشت زهرا، گفت ما با سینما مخالف نیستیم با فیلم بد مخالف هستیم. «ذلِکُمْ أَطْهَرُ»، در مورد پاکی، یکی از اسمهای حضرت زهرا(س) طاهره است پاکی «السَّلَامُ عَلَى سَیِّدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ بِنْتِ سَیِّدِ النَّبِیِّینَ وَام الْأَئِمَّهِ الطَّاهِرِینَ فَاطِمَهَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ الْأَکْرَمِ وَ شَقِیقَهِ الْبَتُولِ مَرْیَمَ أَطْهَرِ النِّسَاءِ»(بحارالأنوار، ج۹۹، ص۲۲۰)، «وَ أَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ وَ عَنْ أَطْهَرِ بُقْعَهٍ مِنَ الْأَرْضِ لَا تَجُوزُ الصَّلَاهُ عَلَیْهَا فَقَالَ ع ذَلِکَ ظَهْرُ الْکَعْبَه»(المناقب، ج۲، ص۳۸۳)، زمین پاک. انسان پاک، قله پاکیها نماز است «فَلَیْستْ بِأَقْدَسَ وَ أَطْهَرَ مِنَ الصَّلَاهِ»(کمالالدین، ج۲، ص۴۵۹)، سرپشمه پاکیها نماز است چون در نماز، لباس باید پاک باشد، مکان باید پاک باشد، توجه باید به یک سمت باشد تمرکز، حتی در حال خواندن نماز که هستی رویت را نباید اینطرف و آنطرف بکنی. صاف، مهر کربلا، پاکی حتی بعد از مرگ، داریم میگوید: «إِنَّمَا أُمِرَ أَنْ یُکَفَّنَ الْمَیِّتُ لِیَلْقَى رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاهِرَ الْجَسَدِ»(وسائلالشیعه، ج۳، ص۵) میدانی چرا میت را کفن میکنند و کفن سفید است چون سفیدی علامت و رمز پاکی است و انسان وقتی خداوند را ملاقات میکند باید پاک باشد و داریم سه تا پول را، از پول پاک بدهید، حج حلالترین پولتان را برای مکه بگذارید، پول مهریه خانمتان، حتی داریم اگر دامادی گفت حالا بنویس سیصد تا سکه، کیه که داد کی داد و کی گرفت، اگر جوانی نیت کند مهریه را ندهد در وقت عید بنا داشته باشد شیطنت کند میگوید مینویسم ولی نمیدهیم حدیث داریم آمیزش او با عروس مثل زنا میمانند داریم که پول کفن، حج، پول لباس احرام، اینها را که گفتیم پاکیهای معنوی بود. جامعه از طاغوت پاک شود یک، زبان از فحش پاک شود، هر چیزی را نشنوید، میگوید حلال است لازم نیست همه حلالها ما بشنویم، دست پاک و ما در جامعه یمان افراد پاک خیلی کم داریم، راننده تاکسی شب میرود خانه بخوابد در صندوق عقب را باز میکند میبیند عجب یک ساک کوچک از یکی از مسافرها جا مانده است در را که باز میکند میبیند چقدر طلا داخل آن است میآید فکر میکند خانه یک طبقه را دو طبقه میکنیم، موکت را قالی میکنیم تلویزیون را رنگی میکنیم، یخچال را فریزر میکنیم، دختر را چه میکنیم، پسر را داماد و دختر را عروس میکنیم، آخرش گفت با چه پولی، حرام است حرام، دل بکن، لگو خدایا من دل کندم تو خودت جبران کن یکی از اسمهای خدا جبار است، جبار یعنی خدا جبران میکند یعنی اگر یکبار حرامی آمد دل کندی خدا از یک راهی دیگر جبران میکند. خلاصه آمد به پلیس و اداره راهنمایی گفت و گفتند انگیزهات چه بو گفت من دیدم لقمه حرام است، درود بر این راننده تاکسی و ما داریم آدمهای تو کامیون داران، تو تاکسی تو بازاریها، ارتش، سپاه، بچهها، دبیرستان، آدم هم داریم که، میرود نماز بخواند، جا که ما میخواهیم خلاصه شرط مسلمانی پاکی است، علامت مسلمان این است که «الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ یَدِهِ وَ لِسَانِهِ»(منلایحضرهالفقیه، ج۴، ص۳۶۲)، مسلمان کسی است که مردم از دست و زبانش در امان باشند، در پاکی مادی، قرآن میگوید «وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ» انفال/۱۱، باران آمد تا شما را پاک کند. توبا لعبد، روایت داریم در خانه وضو بگیرید بروید به مسجد البته داریم وضوخانه مسجد بیرون باشد اما روایات زیاد داریم، «أَلَا طُوبَى لِعَبْدٍ تَوَضَّأَ فِی بَیْتِهِ ثُمَّ زَارَنِی فِی بَیْتِى»(المحاسن، ج۱، ص۴۷)، خانه وضو بگیری، بعد بروید، حتی راهی که میروید مسجد با وضو باشید و تطهیر در منزل باشد، اولین دستورهائی که خداوند به پیامبرش داد «وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ» مدثر/۴، لباسهایت را از آلودگی پاک کن خدا به ابراهیم میگوید که مسجد الاحرام را از آلودگیها پاک کن پیغمبر است ولی باید خادم مسجد باشد اینها طهارت معنوی بود طهارت دل، چشم، گوش، طهارت فرزند، طهارت ازدواج، طهارت جامعه از طاغوت یک طهارت داریم در فقه که میگویند وضو، غسل، تیمم، در وضو، از امام رضا سوال میکنند چرا وضو میگیری میگوید به سه دلیل یک برای پاکی و نظافت دو برای نشاط چون برای نشاط است با آب سرد وضو بگیرید با حوله هم خشک نکنید ثوابش سی برابر است چون هر چه آب سرد روی پوست بدن باشد نشاطش بیشتر است، نظافت یک، نشاط دو، قرب به خدا، چطوری وضو بگیریم، مردم ما وضو گرفتن را بلد هستند ولی یک حدیث بخوانیم یک روز امیرالمومنین میخواست وضو یاد بچهاش بدهد گفت برویم کنار نهر آب، گفت ببین اینطوری وضو بگیر، حالا نهر آب نیست من گفتم یک تشت آماده کنند یک وضو من برای شما بگیرم گر چه شما بلد هستید اما چه اشکالی داردکه آدم دو بار بلد باشد. وضو گرفتن شرطی دارد یک آب باید حلال باشد آب دزدی نمیشود باید مطلق باشد اگر گل است صبر کن گلش بنشیند آب تمیز باشد اگر آب حوض برای چشمت ضرر دارد حق وضو نداری آب به بدنت ضرر نداشته باشد برای چشمت ضرر نداشته باشد، پاک باشد، حلال باشد، نگاهت را که به آب کردی بگوئی الحمدلله که خدا آب را تمییز آفریده خدا آب را مجانی در اختیار ما قرارگذاشت. بعد میخواهیم وضو بگیریم، برای چه وضو بگیریم، برای نماز، قرآن خواندن، با وضو بودن همیشه خوب است، قدم اول این است که دستها را بشویید. واجب نیست مستحب است، در وضو اگر آب سرد برایت ضرر دارد آب را گرم کن، نمیتوانی با آب سرد که ضرر دارد حمام کن، وضو میگیری کسی کمک نکند تو را، امام رضا رفت وضو بگیرد کسی رفت کمک کند امام را، فرمود: «أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ یَقُولُ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً»(تهذیبالأحکام، ج۱، ص۳۶۵) این مستحبش بود، وضو واجبش از اینجا شروع میشود صورت را میخواهیم بشوییم قرآن میگوید «فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ» مائده/۶، صورت را بشویید، چند تا مشت، دو مشت سه مشت، یک مشت، یک شستن حساب بشود، از بالای مو تا چانه، از بالا به پایین باید شسته شود روی ریش کافی است در غسل باید آب زیرش برود، داریم که وقتی میخواهیم وضو بگیریم، بگو خدایا صورت من را روز قیامت رو سفیدم بکن، بعد دست راست از بالا، زمستان که کتها و ژاکتها تنت است، با زور میرود بالا خیلیها آن بالا را نمیشویند کمی از بالاتر باشد احتیاط، آب را میریزیم از بالا آب میآید تا نوک، بعضیها که دست میکشند تا مچ دست میکشند این غلط است، پس آب را باید بیاوریم تا نوک، همه دست باید آب جاری باشد از یکجا برود به یکجای دیگر، خدایا نامه عملم را در قیامت بدست راستم بده، خدایا نامه عملم را بدست چپم نده، چون قرآن میگوید روز قیامت آدمهای خوب نامه یشان را به دست راستشان میدهند و آدمهای بد را نامه عملشان را بدست چپشان میدهند، این را فارسی بگوئیم لازم نیست دعا را عربی بگوئیم هر دعائی را میشود فارسی خواند میکشیم تا نوک، مس سر، چقدر مس بکشیم، همه دست بهتر است دو سه تا انگشت هم کافی است، دعایش هم این است، خدایا مرا غرق در لطف خود بکن، مس که میخواهیم بکشیم. از رطوبتی که در راست است از هر انگشتی کافی است، دعایش هم این است، خدایا پایم را در صراط نلغزان در روز قیامت. بعد پای چپ، پای راست را با دست راست و پای چپ را با دست چپ این وضو است، باید با یک لیتر آب وضو گرفت، آب زیاد ریختن وسوسه است، وسواسی هم یعنی یا رسول الله دروغ میگوئی چون رسول الله میگوید پاک شد وسواسی میگوید پاک نشد، وسواسی به پیغمبر میگوید دروغگو، امام صادق میگوید پاک شد وسواسی میگویدای دروغگو، نمیدانند وسواسیها چه غلطی میکنند وقتی خدا میگوید بس است، بس است با ده سیر آب، با حوله هم خشک نکنید ثوابش بیشتر است، آب پاک و مباح، رو به قبله وضو بگیریم بهتر است.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»