امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۱ ساعت : ۰۳:۲۲

معادشناسی (على (ع) و معاد) – ۱۳

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::   ۱۳۷۱/۱/۴

بسم الله الرّحمن الرّحیم


امسال بهار طبیعت و بهار قرآن و عبادت در هم ادغام شده. شروع سال با توجه به امیر المومنین و با شب قدر آغاز مى شود. عید ما با یک یا الله شروع شد و این برکت ما است.
موضوع بحث ما على(علیه السلام) و معاد است. این موضوع را انتخاب کردم که هم به بحث کل ماه رمضان بخورد و هم به ایام سوگوارى و شهادت مولا بخورد.
على و معاد چند تا عنوان دارد: ۱ – خبر شهادت به او. ۲- عشق او به مرگ و شهادت. ۳- على و یاد معاد. ۴- على و لحظه ى مرگ ما. ۵- على و صراط. ۶- على و حوض کوثر. ۷- على و شفاعت. ۸-على و گواهى دادن او.
خبر شهادت: ۳۰ سال قبل از شهادت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) سخنرانى مى کرد درباره ى اهمیت ماه رمضان. امیر المومنین در سخنرانى نشسته بود بلند شد و ایستاد گفت: یا رسول الله این ماه رمضانى که اینقدر گفتى که خوب است بهترین کار در این ماه رمضان چیست؟ فرمود: بهترین کار ورع و تقواست. تا نشست رسول اکرم گریه کرد. گفتند: چرا گریه کردى؟ فرمود: چون على بلند شد و نشست یاد یک چیز افتادم. در همین ماه رمضان در همین ماه علی را به شهادت مى رسانند. على(علیه السلام) بلند شد و فرمود: شهادت من که گریه ندارد. فقط شما یک خبر بده که وقتى شهید م ىشوم دیندار هستم و یا بى دین هستم؟ فرمود: بله تو در دین سالم هستى. شهادت امیر المومنین را سى سال قبل از شهادت خبر داده بودند.
و اما او چقدر عشق به شهادت داشت: داریم که: امیر المومنین مى فرماید: والله، به خدا قسم که من على هستم عاشق شهادت هستم. و لذا وقتى که ضربت مى خورد مى گوید: (فزت و رب الکعبه) چرا نمى گوید: (فزت و ربی) چرا نمى گوید: (فزت و رب الناس)، (فزت و رب السموات والارض) مى گوید: (فزت و رب الکعبه) آن روزى که در کعبه متولد شدم حالا هم که مى روم به سوى کعبه مى روم. یعنى در طول ۶۳ سال خط را گم نکرده‌ام. در کعبه متولد و به سوى کعبه شهید.
بعضى‌ها بچه در شکم داشتند و نذر مى کردند که خادم مسجد شوند مثل مادر مریم. فکر مى کرد پسر است، وقتى که به دنیا آمد دید پسر است. اما در عین حال بچه را قنداق کرد و شیر داد و برد گذاشت در مسجد، گفت چون نذر کرده‌ام باید به نذرم عمل کنم. او را داد به زکریاى پیغمبر و او متکفل مریم شد. بعضى‌ها به قدرى احترام مسجد را مى گیرند که نذر مى کنند بچه‌شان خادم مسجد شود. بعضى‌ها مثل ابراهیم و اسماعیل شخصاً خادم مسجد الحرام هستند. »طهّرا بیتی« خدا به آن دو مى گوید که: مسجد را از شرک و آلودگى تطهیر کن.
و بعضى‌ها شب تا صبح عبادت مى کنند. و بعضى و بعضى و بعضى. . . . تا مى رسد به بعضىها که در راه نماز شهید مى شوند مثل شهداى محراب.
اشرفى، صدوقى، دستغیب، بعضى‌ها در حال نماز گلوله باران مى شوند. مثل امام حسین(علیه السلام) که در کربلا نماز مى خواند و به آن گلوله پرتاب مى شد و بعضى‌ها در حین نماز شهید مى شوند. مثل امیر المومنین.
راجع به یاد مرگ: یک دعایى است در مفاتیح، حضرت على(علیه السلام) به مسجد کوفه مى‌اید این دعا را مى خواند. این مناجات است اما همه‌اش آیه ى قرآن است. هم بحث معاد و یاد معاد است و هم یاد على. مى گوید: (اللّهمّ انّی اسئلک الامان) خدایا من از تو درخواست مى کنم به من امان بده. من را نجات بده. »یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ« آن زمانى که مال و بچه به درد نمى خورد در آن زمان على را نجات بده. فقط قلب سالم به درد مى خورد قلبى که در آن کینه و عقده و تکبر و بخل و شرک نباشد. (وَ أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ) خدایا به على امان بده روزى که ظالم دو دستش را گاز مى گیرد و مى گوید: کاش با فلانى رفیق نمى شدم. (وَ أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ یَوْمَ یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیماهُمْ) خدایا به على امان بده روزى که مجرم با قیافه مشخص مى شود که مجرم است.
خدایا به على امان بده روزى که ظالم هر چه معذرت خواهى مى کند فایده ندارد. خدایا به على امان بده روزى که احدى به درد احدى نمى خورد و امان بده به على روزى که انسان از برادر و پدر و مادر و فامیل و همه ى کسانش فرار مى کند.
خدایا به على امان بده روز قیامتى که گنهکار به خدا مى گوید: خدایا من مجرم هستم. بچه هایم را به جهنم ببر ولى من را آزاد کن. برادرم را بگیر، فامیلهایم را بگیر ولى من را آزاد کن. اما خطاب مى رسد »کلّاً«.
یک مقدارى بعد شروع مى کند مولای مولای. تو آقا هستى و من بنده. تو مالکى من مملوک. چه کسى به مملوک رحم کند جز مالک. تو عزیز هستى و من ذلیل. تو خالق هستى و من مخلوق. به مخلوق چه کسى رحم کند جز خالق. تو بزرگ هستى و من کوچک. تو قوى هستى و من ضعیف. تو غنى هستى و من فقیر. تو مى دهى و من گدا. تو زنده هستى و من مرده. تو باقى هستى و من از بین رفتنى. تو رزاقى و من مرزوق. تو بخشنده اى من بخیل. تو نجات مى دهى و من گرفتار. تو بزرگ هستى و من فقیر. تو هدایت مى کنى و من گمراه. تو رحمت مى کنى و من مرحوم. تو بخشنده اى و من گنهکار. تو غالبى و من مغلوب. تو رب هستى و من مربوب.
و این مناجاتى که على در مسجد کوفه دارد از چیزهایى است که على و یاد معاد است. اولیاء ما خیلى یاد معاد مى کردند. اگر بدانیم که در تمام هستى دوربین هاى خدا هست گاز نمى دهیم.
على و لحظه ى مرگ: ما در لحظه ى مرگ على را مى بینیم، ۵۶ تا حدیث در بحار، ج: ۶ مرحوم مجلسى آورده که هر کس وقتى مى خواهد بمیرد در لحظه ى آخر قیافه ى مبارک حضرت على را مى بیند.
قرآن مى فرماید: » وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ« البقره ۱۴۳- ما شما را یک امت وسط قرار دادیم تا شاهد مردم باشید. روایات مى گوید: شاهد بر مردم فقط على ابن ابیطالب و ائمه هستند. که همیشه کارهاى ما خدمت امامان ما و ائمه ارائه مى شود.
روز قیامت خدا شاهد است، خودمان شاهد هستیم. اعضاى بدن ما شهادت مى دهد. زمین شهادت مى دهد. زمان، وجدان، انبیاء شهادت مى دهد. در روز قیامت اصلا ً نمى توان حاشا کرد. چون شاهد زیاد است. و یکى از شاهد‌ها على و ائمه است.
حدیث داریم: از پل صراط وقتى مى خواهیم رد شویم هر کس با على سر و کار دارد اهل نجات است هر کس با على رابطه‌اش قطع است نمى تواند رد شود.
»ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ« الغاشیه(۲۶) روایات زیادى داریم که: حساب هر امتى با امام آن امت است. بنابراین در قیامت سر و کار ما با على ابن ابیطالب است.
اسم على براى ما کافى نیست باید یا على شباهت داشته باشیم. هر چیزى یک میزانى دارد. آدم را با چه چیز مى سنجند. (السَّلَامُ عَلَى مِیزَانِ الْأَعْمَالِ) بحار الانوار ج97 ص287 یعنى من را با تو مى سنجند. یعنى اخلاق او، اخلاق من. تربیت او، تربیت من. ادب او، ادب من.
شما هیچ مى دانید نهج البلاغه چقدر خطبه دارد، تمام خطبه هاى امیر المومنین بعداز فوت پیغمبر است. یعنى وقتى پیغمبر زنده بود مى گفت: معلم من زنده است. تا او زنده است من حرف نمى زنم(ادب على) نه نسبت به پیغمبر حتى نسبت به مردم. پیغمبر سر نماز جماعت بود رکوع رفت على ابن ابیطالب مى دوید که به نماز برسد به یک کوچه ى تنگ رسید. دید یک پیرمردى یواش راه مى رود. کوچه هم تنگ بود. دید اگر صبر کند نماز جماعت از دستش مى رود و اگر عجله کند باید به پیرمرد بگوید: پدر برو کنار. بالآخره حضرت على ادب کرد و جلو نیفتاد. چون نسبت به یک پیرمرد ادب کرد خداوند به جبرئیل وحى کرد که به پیغمبر بگو آنقدر رکوع را طول بده تا على به رکوع تو برسد.
یک روز رسول اکرم على را دید که عرق کرده. دستهایش را به پیشانى امیر المومنین مالید و عرق پیشانى على ابن ابیطالب را برداشت و گفت: این عرق متبرک است و من به بدن خودم مى مالم.
احمد حنبل یکى از رهبران درجه یک اهل سنت است. ایشان روایاتى نقل مى کند که در الغدیر نقل شده که شیعه و سنّى معتقد هستند که على قسمت کننده ى بهشت و جهنم است.
حب على ایمان است و بغض او کفر. در بحار، ج: ۳۹ داریم: کسى مىتواند از صراط عبور کند که با على رابطه داشته باشد.
و امام على(علیه السلام) فرمود: آن پلى که در روز قیامت مى گویند آن پل من هستم.
در دعاى ندبه داریم: (وَ إِنَّ شِیعَتَکَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّهً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی أَشْفَعُ لَهُمْ وَ یَکُونُونَ غَداً فِی الْجَنَّهِ جِیرَانِی) بحارالأنوار ج37 ص272 رسول اکرم فرمود: یا على! طرفداران تو همسایه هاى من در بهشت هستند.
على و حوض کوثر: صد حدیث داریم قبل از آنکه بهشتیها به بهشت بروند آنجا یک حوضى است. تمام سنّیها و تمام شیعه‌ها نقل کرده‌اند که پیغمبر فرمود: من از بین شما تا چند روز دیگر خواهم رفت و من دوتا چیز را بین شما مى گذارم: ۱- قرآن، ۲- اهل بیت من. و این قرآن و اهل بیت از من جدا نمى شود تا حوض کوثر. حوض کوثر حوضى است که طرفداران على که در دنیا فکر على، شجاعت على، اخلاق على، عشق على، ادب على و کارهایشان به یک نحوى شباهت داشته، آنها با دست مبارک على ابن ابیطالب از این حوض آب خواهند نوشید.
از مظلومیت على بگویم. امام خمینى که از دنیا رفت بعد از چهل روز مرقدش ساخته شد. اما على ابن ابیطالب که شهید شد صد سال قبرش مخفى بود. روز22 ماه رمضان هیچ کس نگفت که على چى شد و کجا دفن کردند. چنان خفقانى به وجود آوردند که صد سال قبر مطهر مخفى بود. و لذا امام خمینى به على گفت: اولین مظلوم تاریخ.
مرد اشک بود. مرد عبادت بود. به على گفتند: مى توانى سخنرانى بکنى که یک نقطه در آن نباشد؟ گفت: بله. یک سخنرانى مهم کرد که در تمام سخنرانى یک حرف نقطه دار نبود.
حضرت على این همه کمال داشت شوهر شهیده بود، پدر شهید بود. همه ى کمالات از نظر علم و رسیدگى به خانواده‌ها، شاعر و قاضى بود. همه ى کمالات را داشت. هیچ وقت نگفت: فزتُ؛ ولى موقعى که شهید شد گفت: فزتُ. و از این معلوم مى شود که مقام شهادت بزرگ است.
خدایا ماه رمضان دارد تمام مى شود. دهه ى آخر ماه رمضان خیلى کم است. این دو شب را عنایت کنید.
خدایا ما را از تمام برکات برخوردار بفرما.
نسل ما را بهترین یار على و خود ما را بهترین عاشقان على قرار بده.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *