امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۴ ساعت : ۲۲:۰۹

دستورالعملها مسجد – ۳

قران

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۷۱/۱/۱


بسم الله الرّحمن الرّحیم


بحث ما در سال نو است. سال نو بر شما مبارک، عبادات قبول باشد. دستورالعملهایى رادر موضوع مسجد می‌گویم. گفتیم اسلام می‌فرماید: مسجد را راهرو قرار ندهید. یعنى از این در بروید از آن در بیرون بیایید به خاطر اینکه راهتان نزدیک‌تر شود. مسجد را راه میان بر و محل عبور قرار ندهید. در مسجد خرید و فروش نکنید. (وذروالبیع) تجارت را تعطیل کنید. (والمجانین) دیوانه نباید وارد مسجد شود. بچه نباید وارد شود. مرحوم مجلسى مى فرماید: مراد از بچه، بچه اى که ممکن است مسجد را نجس کند.
اگر چیزى کم شده در مسجد اعلام نکنید. در مسجد جاى ذکر خداست. یک مرتبه یک نفر بلند شد در مسجد گفت: توجه توجه فلان چیز گم شده، پیغمبر گفت: امیدوارم پیدا نشود. گفتند: چرا؟ گفت: براى اینکه مسجد جاى این حرفها نیست. مسجد جایى مقدس است. در مسجد حدّ زده نشود. در مسجد اسلحه نبرند.
حقوق مردم: روایت داریم: خداوند متعال وحى کردبه پیغمبرش فرمود: کسى که به مسجد مى‌اید اگر حق مردم به گردنش است تا مادامی که نماز مى خواند من لعنتش مى کنم.
مسجدى نباید دزد و کلاهبردار باشد. (لَا یَدْخُلُوا بَیْتاً مِنْ بُیُوتِی وَ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِی عِنْدَ أَحَدِهِمْ مَظْلِمَهٌ فَإِنِّی أَلْعَنُهُ مَا دَامَ قَائِماً یُصَلِّی بَیْنَ یَدَیَّ حَتَّى یَرُدَّ تِلْکَ الْمَظْلِمَهَ) مستدرک‏الوسائل ج3 ص ۴۴۶. شخصى را پیغمبر در مکه دید. فرمود: آمده اى مکه چکار کنى؟ گفت: آمده‌ام عبادت کنم. فرمود: مگر تو به مردم بدهکار نیستى؟ گفت: چرا. فرمود: نمى خواهد عبادت کنى برو پول مردم را بده. پول مردم را برداشتى آنجا عبادت مى کنى.
من یک وقت رفتم پشت سر یک آقا نماز بخوانم در قم. صف هاى آخر بودم وقتى رفتم سر نماز شک کردم. آقا رفت رکوع و سمع الله باز هم من شک کردم پشت سر این آقا نماز بخوانم یا نه. چون دیدم همه ى اینهایى که پشت سر آقا نماز مى خوانند همشهریهایش هستند. اسمش نماز بود ولى شبیه خانه ى تیمى. درِ مسجد باید روى همه باز باشد.
بین شرکت کنندگان مسجد نباید فرق بگذاریم. رئیس بانک است مواظب باشیم. پیش نماز که وارد مسجد شد باید براى همه ى مردم یک جور باشد.
باید مواظب برخوردهایمان در مسجد باشیم. سراغ دارم کسى را که گفت: من پایم را در مسجد نمى گذارم. گفتم: چرا؟ گفت: پدرم با کلاه نمدى وارد مسجد شد. شخصى نیم متر نخ را برداشت و سر نخ را با دهنش خیس کرد و انداخت به کلاه پدرم. نخ خیس بود چسبید به کلاه نمدى ته نخ آویزان بود. همه ى مسجدیها به پدرم مى خندیدند و پدرم متوجه نمى شد براى چى به او مى خندند. من از بچگى که این صحنه را دیدم تعهد کردم که دیگر مسجد نروم. که الآن ریشش سفید شده و هنوز مسجد نرفته.
من تقریباً ۷ ساله بودم رفتم مسجد کاشان. یک پیرمردى من را گرفت و مثل گربه انداخت عقب، بچه صف اول نمى ایستد. چهل سال است ولى هنوز ناراحتى‌اش در دلم مانده. براى زنهاى بچه دار مسجدها کارى نکردند. در یکى از شهرها دیدم که کنار مسجد مهد کودک گذاشته بودند، ابتکار خوبى بود. مسجدها باید همچنین مراکزى را داشته باشد. مراعات وقت مسجد را باید بکنیم.
یک بار من یادم نمى رود. زیلوهاى مسجد را برده بودند در هیئت سینه مى زدند. آقا گفت: این زیلوها وقف مسجد است. رئیس هیئت گفت: برو آشیخ! برو پى کارت، ابوالفضل در کربلا دستهایش را بر اى خدا داد. حالا خدا زیلوهایش را نمى دهد براى ابوالفضل!
بابا ابوالفضل دستهایش را براى خدا داد تا قانون خدا عمل بشود. نه اینکه دستهایش را داد که هرج و مرج بشود. مگر خودکار بانک صادرات را مى شود برد بانک ملت! مگر جرثقیل سپاه را م ىشود برد توی جهاد! درست همه‌اش براى بیت المال است اما حساب و کتاب دارد. من یک روز رفتم خدمت امام(رضوان الهه) گفتم: آقا ما را حلال کن، من در همه ى نهادها سخنرانى مى کنم هیچ کس هم به من پول نمى دهد. ولى مثلاً مى رویم به حمام سپاه، یا بنزین تمام شداز بنزین ارتش مى زنیم، مى رویم هلال احمر تلفن مى زنیم، یا ناهار مى خوریم. خلاصه کارهاى زندگیمان را مى کنیم. امام فرمود: همه را باید از هم جدا کنید. گفتیم: اگر اینطور باشد که من فلج م شوم. پس اجازه بفرمایید اگر اینطور است فقط براى نهضت سواد آموزى کار بکنم و نیازم را هم فقط از نهضت استفاده کنم. ایشان فرمود: نه، پس شما مجاز هستید. گفتم: شوراى مرکزى نهضت سواد آموزى چند نفر هستند ممکن است شما به آن چند نفر هم اجازه بدهى. فرمود: نه، فقط تو.
یک مساله ى دیگر براى ما پیش آمد براى ما خیلى مشکل بود. یک وقت رفتم خانه ى کسى که همسرش سرطانى بود و از دنیا رفته بود و بچه داشت. به آن شخص دلم سوخت پول هم نداشتم یک مقدار پول سهم امام پیش من بود. سهم امام را دادم به او. آمدم اجازه بگیرم گفتند: نه حق ندارى. گفتم: خوب جاى آن پول مى گذارم. گفتند: نه خود پول باید برگردد. رفتیم به آن آقا گفتیم. گفت: من پول را گذاشته‌ام بانک کم کم خرج کنم. زنگ زدیم دفتر امام. گفتند از بانک بیرون بیاورد. به قدرى اذیت شدم. حساب و کتاب بسیار سخت است. حساب دقیق است.
ماه رمضان از خدا بخواهیم که به ما کمک کند. دین ما به زندگى ما نمى رسد. همیشه در دین کم مى آوریم مثل درآمدهاى کارمندهاى دولت، حقوقشان به خرجشان نمى رسد.
مراعات مسائل وقت را بکنید. مراسم طول نکشد. از مساجد کار تبلیغى و مسئولیت این کار با جوانهاست. جوانهاى ما جوانهاى خوبى هستند. مسئول امور تربیتى مى فرمود: صدها هزار نفر در مسابقات قرآن شرکت مى کنند. سال قبل سازمان تبلیغات یک مسابقه اى گذاشت براى مطالعه ى کتابى براى نماز بیش از200 هزار جوان شرکت کرده بودند.
حدیث داریم: پدر که مى خواهد به فقیر پول بدهد، به بچه‌اش بدهد بگوید: تو به فقیر بده. یعنى بچه‌ات را وادار کن که پول خرج کند. مگر نه اینکه شما مى خواهى افطارى بدهى. به پسرت بگو: من مى خواهم افطارى بدهم تو هم پنج تا از همکلاسیهایت را دعوت کن زحمتش هم با خودت. یک مقدارى هم باید به جوانها رسید.
پیغمبر دو سه تا جوان را حتى در رئوس و فرماندهى قرار داد مثل اُسامه.
به بچه‌ها باید میدان داد. خدا رحمت کند شهید مظلوم بهشتى را، اول انقلاب کار رابه دست جوانها داد. یکى گفت: آقا این بچه‌ها تخصص ندارند تجربه ندارند، ناشى هستند. مرحوم بهشتى مظلوم مى فرمود: ما پنج سال کار را مى دهیم دست ناشى‌ها خراب مى کنند اما بعد از آن پنج سال متخصص مى شوند. اگر بدهیم به متخصصینى که از دینشان شک داریم چهل سال دیگر هم شک خواهیم داشت.
هیچ کس را تحقیر نکنیم. خدا بیامرزد اموات را. من این حدیث را جایى ندیدم اما پدرم مى گفت: حضرت موسى داشت مى رفت یک کرم کوچک زیر خاک تکان مى خورد. یکه خورد. نگاه کرد و گفت: خدایا آخر این را براى چه آفریدى؟ خیلى تحقیر کرد. خطاب آمد موسى: دفعه ى اولت است که مى پرسى کرم را براى چه خلق کردى. اما این کرم تا به حال هفتاد مرتبه از من پرسیده این موسى را براى چه خلق کردى؟ !
یک وقت ممکن است یک کسى را که تحقیر مى کنیم چگونه است.
داریم که: ولى خدا با مردم داشت مى رفت که نماز باران بخواند. در راه برگشت گفت برگردید باران مى‌اید. گفتند: آقا نماز نخوانده باران مى‌اید؟ گفت: داشتم مى رفتم دیدم یک حیوانى سرش را کرده به طرف آسمان، از فرط تشنگى عرض حال خودش را براى خدا مى گفت و خداوند براى آن یک حیوان به همه باران داد. برگردید.
داریم: امام باقر(علیه السلام) وقتى مى خواست دعا کند کوچولوها را دعوت مى کرد مى گفت: من دعا مى کنم شما آمین بگویید. شاید به خاطر کوچولوها دعا مستجاب شود.
خدا به خاطر خرجى کوچولوها مى گوید: »نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ« الاسراء(۳۱) و بعد مى گوید: »وَ إِیَّاکُمْ« آیه ى عجیبى است. مى گوید: خیلى فکر خرجى را نکن آن مقدارى را هم که مى خورى من به خاطر بچه‌ات به تو مى دهم تو هم صدقه سر بچه‌ات.
من تا حالا فکر مى کردم پدر مادر مربى بچه هستند اخیراًعقیده‌ام طور دیگر شده است. بچه‌ها مربى پدر و مادر هستند. چرا! ؟ مثلا ً مادر وقتى یک کلمه یاد بچه مى دهد روح معلمیش قویتر مى شود. درست است مادر لباس بچه را مى شوید اما اگر این لباس نبود بازوهایت پرزور نم ىشد. ما نباید به بچه منت بگذاریم.
در هیئت امناى مسجد حتماً باید دو سه تا جوان در آن باشد. در ستادهاى نماز جمعه هم همینطور.
ما حدود 400تا امام جمعه داریم حدود 160و170تا از اینها جوانتر هستند و تازه نفس هستند. عده ى زیادى از این امام جمعه هاى تازه نفس شروع کرده‌اند در تربیت معلمها، دانشسراها، دبیرستانها نماز مى خوانند. وقتى بچه‌ها فهمیدند امام جمعه دوستشان دارد و مى‌اید برایشان نماز مى خواند بعد هم بچه‌ها مى آیند نماز جمعه.
کار را باید دست بچه‌ها و جوانها داد. فواید این کار از ضررش بیشتر است. تشویق لازم است. هر قدمى که براى نماز جمعه برداشته شود هفتاد هزار ثواب داده مى شود.
حدیث داریم: خوشا به حال کسى که در خانه‌اش تجدید وضو کند.
کسى اگر فرش یا حصیرى در مسجد پهن کند تا مادامی که این فرش و حصیر پهن است »صَلَّى عَلَیْهِ یَوْمَئِذٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ« خداوند هفتاد هزار فرشته را مامور کند تا مادامی که این فرش در مسجد است براى صاحب این فرش درود بفرستند.
عکس نباید در مسجد باشد. ولى اگر آیه ى قرآن نوشته باشد عیب ندارد.
سوء استفاده از مسجد: نمونه ى بارز سوء استفاده از مسجد: مسجد ضرار است. که منافقین یک مسجد ساختند. آمدند پهلوى پیغمبر گفتند: بیا افتتاح کن. حضرت فرمود: با بودن این مسجد چرا شما در کوچه ى دیگر یک مسجد دیگر ساخته‌اید؟ گفتند: بعضی‌ها پیر هستند کوچه‌ها گل و برف و یخ، هوا داغ است. ما ساخته‌ایم براى آنها. پیغمبر فرمود: من حالا مى خواهم بروم جنگ تبوک، برگردم یک کارى مى کنم. پیغمبر رفت و برگشت: آیه نازل شد که این مسجد خانه‌ى تیمى است. مى خواهند رسمیت پیدا کند، وقتى رسمیت پیدا کرد توطئه کنند علیه مسجد. آیه نازل شد که این مسجد باید خراب شود. پیغمبر از طریق وحی از این خبر مطلع شد. بیل و کلنگ را برداشتند و مسجد را خراب کردند و جایش را سوزاندند و محل مسجد را محل زباله هاى شهر قرار دادند. توجه کنیم که این ایام حتماً روزه‌مان را داشته باشیم. آدم نباید پهلوى شکمش رودربایستى داشته باشد. مطیع شکم نباشید.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *