امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۶ ساعت : ۱۱:۴۹

آثار و آداب انفاق – ۳

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::      ۱۳۷۰/۱/۱۰

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث ما درباره‌ی کمک رسانى بود. هر کسى کمک کند همسایه به همسایه، در جاده، در مسافرت، در بیمارستان، در اداره، در بازار، در کارخانه، . . . کمک یک چیز خیلى خوبى است بحث عمومى است چون گاهى وقت‏ها ادم سنگ دل و بى تفاوت مى‏شود راجع به کمک رسانى نکاتى را عرض کردیم و نکاتى هم ماند. حالا نکاتى را که مانده مى‏خواهیم خدمتتان بگوییم. در این جلسه آثار و آداب انفاق را مى‏خواهیم بگوییم.

انفاق و کمک رسانى هم آثارى دارد، هم آدابى.  اول از آثار انفاق خدمتتان بگویم. در قرآن داریم که «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقینَ» سبأ/۳۹ هر چیزى که کمک کنى خدا جایش را پر مى‏کند. خیال نکنند آن هایى که نمى‏دهند پول دارند و آن هایى که مى‏دهند کم مى‏شود. خدا جایش را پر مى‏کند «وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقینَ» خدا قول داده که من جایش را پر مى‏کنم.

دیشب در تفسیر برهان من حدیث جالبى گیرم آمد که خداوند فرشتگانى را مأمور کرده است این طور دعا مى‏کنند «اللَّهُمَّ أَعْطِ کُلَّ مُنْفِقٍ خَلَفاً وَ کُلَّ مُمْسِکٍ تَلَفاً»(وسائل‏الشیعه، ج‏۷، ص‏۳۹۱) خدا به فرشته هایش مأموریت داده و گفته این طور دعا کنید. خدایا آن هایى که مى‏دهند جایش را پر کن. آن هایى که نمى‏دهند مالشان را آتش بزن.

مال ان سى را که نمى‏دهد تلف ن. و مال ان کسى را که انفاق مى‏کند جایش را پر کن. این

حدیث در تفسیر برهان است و از امام صادقعلیه السلام است.

قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «إِنَّ الصَّدَقَهَ تَقْضِی الدَّیْنَ وَ تَخْلُفُ بِالْبَرَکَهِ»(کافی، ج‏۴، ص‏۹) این افرادى بدهکارند، ندارند بدهند. امامعلیه السلام مى‏فرماید: اگر این‏ها شروع کنند به کمک رسانى، خدا یک راهى برایشان باز مى‏کند که این مشکل آن‏ها حل شود.

«وَ تَخْلُفُ بِالْبَرَکَهِ» خدا برکت به او میدهد. من به یک کسى گفتم: خدا طول عمرت دهد، گفت: خدا عرض عمرت دهد من اول خندیدم و خیال کردم متلک است، بعد دیدم عرض عمر مهم است، طول عمر مهم نیست. آدم هست که از یک روز فوائد زیادى دستش مى‏آید و آدم هست از عمرش قایده‏اى گیرش نمى‏آید.

برکت: ممکن است مال کسى برکت داشته باشد. زمین در کره‌ی زمین خیلى است، اما خدا به این زمین جمکران یک نظرى کرده است به این حسینیه جمکران یک نظرى کرده است، آن زمینى که بدن امامره در آن دفن مى‏شود در بهشت زهرا سلام الله علیها، آن بدنى که تحویل گیرنده‌ی بدن امامره است با آن بدنى که تحویل گیرنده‌ی هویدا و شاه است، هر دو زمین است، چوب، چوب است. یک چوب درِ حرم امامعلیه السلام مى‏شود، یک چوب درِ طویله‌ی گاو. فرق مى‏کند که این چوب کجا به کار رفته باشد.

به ما گفته‏اند که اگر در راه خدا بدهى، خدا به عمرت، به نسلت برکت مى‏دهد. خود سخنرانى‏هاى ما، گاهى وقت‏ها ما ۵ دقیقه با کسى حرف مى‏زنیم ممکن است سرنوشتش عوض شود. گاهى هم ممکن است ۱۰ ساعت یک جایى حرف بزنیم و کسى هم تکان نخورد.

حدیث داریم «وَ تَخْلُفُ بِالْبَرَکَهِ»

آثار انفاق: ۱ – «فَهُوَ یُخْلِفُهُ» جایش پر مى‏شود.

۲ – «بِالْبَرَکَهِ» اگر هم مال است بارش زیاد مى‏شود. من بارها تار عنکبوت را مثال زدم. تار عنکبوت خیلى شل است، فوت کنى از بین مى‏رود، اما پیامبرصلی الله علیه و آله شب هجرت وقتى در غار بود، دم غار محافظ، تار عنکبوت بود. تار عنکبوت شل است ولى وقتى خدا به آن نظر مى‏کند اشرف المخلوق را با أَوْهَنَ الْبُیُوت حفظ مى‏کند. تار عنکبوت قدرت ندارد، ولى وقتى خداوند اراده کند با یک چیز بى قدرت جلوى قدرت‏ها را مى‏گیرد. این را مى‏گویند برکت.

برکت نه این که ۱۰۰ تومان، ۲۰۰ تومان شود. گاهى ۱۰۰ تومان مى‏شود ۸۰ تومان، اما این ۸۰ تومان اثرى دارد.

فایده‌ی دیگر دفع مرگ ناگوار است قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «الصَّدَقَهُ تَدْفَعُ مِیتَهَ السَّوْءِ»(کافی، ج‏۴، ص‏۲) آدم اگر کمک کند، انفاق کند، بد مردن را از انسان دفع مى‏کند، آدم هایى که پول به کسى نمى‏دهند و اهل گذشت نیستند خیلى بد جان مى‏کنند.

حدیث دیگرى مى‏گوید: قَالَ الْبَاقِرُ علیه السلام: «الْبِرُّ وَ الصَّدَقَهُ یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ وَ یَزِیدَانِ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعَانِ تِسْعِینَ مِیتَهَ السَّوْءِ»(کافی، ج‏۴، ص‏۲) یعنى فقر را از بین مى‏برد.

آثار صدقه:

در حدیث دیگر «یَزِیدُ فِی الْعُمُرِ» انفاق عمر را زیاد مى‏کند.

روایت داریم: دوا بدهید به مریض‏ها قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «دَاوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَهِ»(کافی، ج‏۴، ص‏۳) مریض هایتان را با انفاق از خدا شفایشان را بخواهید. پول بدهید، با پول دادن مریضهایتان شفا پیدا مى‏کنند.

«إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَهِ»(نهج‏البلاغه، حکمت ۲۵۸) با خدا معامله کنید با صدقه حدیث دیگر داریم «تُهَوِّنُ الْحِسَابَ»(کافی، ج‏۴، ص‏۸) اگر شما صدقه بدهید خداوند روز قیامت با شما حساب آسان مى‏گیرد.

حدیث دیگر داریم «تَمْحُو الذَّنْبَ الْعَظِیم»(کافی، ج‏۴، ص‏۸) اگر شما صدقه بدهید گناهان شما محو مى‏شود.

این‏ها یک سرى آثار انفاق است. این‏ها آثار اجتماعى آن است. حدیث دیگر داریم مى‏گوید: کسى که صدقه مى‏دهد قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: «من کثر إحسانه کثر خدمه و أعوانه»(غررالحکم، ص‏۳۸۶) انفاق دوستان آدم را زیاد مى‏کند.

در یک روایت دیگر داریم «احبه اخوانه» برادرهایش(مومنان) خیلى دوستش دارند.

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: «من أحسن إلى الناس استدام منهم المحبه»(غررالحکم، ص‏۳۸۶) محبت عمیق و کشدار مى‏شود.

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: «بالإحسان تملک القلوب»(غررالحکم، ص‏۳۸۵) در یک روایت دیگر داریم. شما با بریز و بپاش قلوب مردم را تسخیر مى‏کنید. مالک قلوب مردم مى‏شوید.

هر یک از این‏ها حدیثى است در میان ده‏ها حدیث.

آثار و آداب پول خرج کردن:

آثارش: ۱ – خداوند جایش را پر مى‏کند. نترس اگر صد تومان هم پولت کم شد آن مقدارش که مانده برکت دارد.

گاهى وقت‏ها آدم ۵ ریال مى‏دهد یک مهرمى خرد. این مهر ۵ ریالى بین او و خداوند رابطه در سجده برقرار مى‏کند. و گاهى وقت‏ها هم یک دزد مى‏آید خانه‏اش را مى‏زند بعد هم آن کسى که دزدى کرد مى‏رود قمار مى‏کند. مى‏بینى یک وقت پول این طور هدر مى‏رود. یک وقت مال انسان نصیب دزد مى‏شود و دزد هم قمار باز در مى‏آید. گاهى وقت‏ها هم صد تومان پول یک کتاب مى‏شود. از این کتاب کلى رشد پیدا مى‏کند و خط مى‏گیرد.

خداوند قول داده که اگر در راه خدا پول خرج کنى، خدا جایش را پر مى‏کند. مقدارش کم شود به کیفیتش اضافه مى‏شود. بد مردن برطرف مى‏شود. فقر برطرف مى‏شود. عمر اضافه مى‏شود. با صدقه مریض خوب مى‏شود. یک معامله‏اى است با خدا. روز قیامت حساب را آسان مى‏کند. گناه را برطرف مى‏کند. یاران آدم در جامعه زیاد مى‏شود. علاقه‏ها عمیق مى‏شود. مالک دل‏ها آدم مى‏شود. این‏ها گوشه‏اى از آثار انفاق است.

بعد از آثار برویم سراغ آداب و اهداف.

یک صلوات ختم کنید اللهم صل على محمد و آل محمد.

در پول خرج کردن گاهى هدف‏هاى مختلفى هست. گاهى هدف‏ها مثبت است گاهىهدف‏ها

منفى. ما ان شاءالله در مورد این هدف‏ها از متن روایات اسلام یک کمى صحبت مى‏کنیم.

اهداف:

اهداف مثبت:

۱ – پول خرج مى‏کند «لِوَجْهِ اللَّه» کارى ندارد فقط مى‏خواهد خدا بداند.

زمان طاغوت کلاسى در تهران بود، اصول عقاید. یازده جوان در امتحان خوب امتحان دادند. یک کسى گفت: من این یازده جوان را با هواپیما دوسره مى‏فرستم مشهد، یک هفته پذیرایى شوند. گفتند: اجازه بدهید در روزنامه‏هاى آن وقت روزنامه‏هاى کیهان و اطلاعات از شما تشکر کنیم. گفت: مى‏ترسم در روزنامه بنویسید و خدا روز قیامت پاک کند. بگوید تو پُزَت را در دنیا دادى. افرادى هستند «لِوَجْهِ اللَّه» نمى‏خواهند کسى بفهمد. این یک هدف مثبت است.

۲- هدف بعضی رشد است: «تَثْبیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ» بقره/۲۶۵ قرآن مى‏فرماید: پول که مى‏دهى شخصیت خودت را تثبیت مى‏کنى مثل سیرى که مى‏رود خودش در بازار خرید مى‏کند می‌گوید: من مرد هستم. مى‏گوید: پول که خرج کنى یک رقم شخصیت انسانى خودت را ثابت کردى. یک رقم رشد درونى است.

۳ – یکى دیگر از اهداف مثبت پر کردن خلأ. اصلاً به انفاق مى‏گویند انفاق. انفاق یعنى شکاف. پر کردن شکاف‏هاى فقرى که در جامعه است. گاهی وقت‏ها کاروان انسانیت مثل یک ماشین در جاده در حال حرکت است، در مسیر حرکت داریم مى‏رویم، یک وقت گذرمان مى‏افتد به جایى که مى‏بینیم این جا کمبود است. فورى با انفاق و خمس و زکات باید این پر شود.

مى‏رسى به این جا مى‏بینیم به دزد رسیدیم، فورى باید با شمشیرِ جهاد، دزد را برداریم. بعد مى‏رسیم به این جا مى‏بینیم دو سه نفر واماندند این‏ها را باید بکسل کنیم. باز مى‏بینم اینجا شکاف ایجاد شد، باز باید تعاون. . . اصلاً زندگى یک حرکتى است، یعنى کاروان انسانیت به سوى خدا دارد مى‏رود. زندگى در یک حرکت است ما جاده مى‏خواهیم «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» فاتحه/۶ رهبر مى‏خواهیم، امام است، هدف مى‏خواهیم «وَ أَنَّ إِلى‏ رَبِّکَ الْمُنْتَهى‏» نجم/۴۲. «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» بقره/۱۵۶. هدف، خدا، رهبر، از طرف خدا، مسیر، راه مستقیم تنهایى هم نباید برویم. باید با هم برویم در کاروان هستیم.

گاهى باید در وسط جاده جمع شویم مشورت کنیم، چه کنیم؟ حج یک سمینار و یک کنگره‏اى است که سال به سال در مسیر کاروان انسانیت مستطیع‏هاى جمع مى‏شوند مشکلات را بررسى مى‏کنند. حج سمینار این حرکت است.

خمس و زکات پر کردن چاله‏هاست.

جهاد برداشتن دزدهاست.

امر به معروف و نهى از منکر. گاهى در کاروانی که در آن به سمت خدا مى‏رویم. یک نفر از آن طرف مى‏گوید بچه نیفتى. حداکثر سرعت ۲۰ کیلومتر. آهسته، خطر، یواش، جاده لغزنده است. این‏ها امر به معروف و نهى از منکر است. یعنى بکن نکن‏ها. . .

پس ببینید، کل ما همراه با هستى داریم در جاده راه خدا مى‏رویم. رهبر ولى خدا، تابلوى ما قرآن، پلیس راه علما، بازرس، محتسبین. در نظام اسلامى گروهى داریم به نام محتسب یا عریف که حضرت رسول صلی الله علیه و آله براى هر ۱۰ نفرى یک عریف قرار داد. عریف یعنى بازرس. هر چند تاى این‏ها را به یک ۱۰ تاى دیگر، مثلاً این‏ها ۱۰ تا هستند یک بازرس دارند. این‏ها ۱۰ تا هستند. یک بازرس دارند. این‏ها ۱۰ تا هستند، یک بازرس دارند. باز خود این بازرس‏ها را به هم گره مى‏زند. یک بازرس براى این‏ها و همین طور بازرس براى آن بازرسى‏ها همین طور کارها تشکیلاتى است. یعنى زمان پیامبر صلی الله علیه و آله براى تشکیل حکومت اسلامى یک نفر را مسئول مى‏کرد مى‏گفت: تو مسئول این ۱۰ تا، بعد خود رؤساى این ۱۰ تا شبکه وار. . . بعد مى‏گفت: هر کس از دنیا رفت به من خبر بدهید. هر کس هم به دنیا آمد به من خبر بدهید. من همیشه آخرین اخبار را داشته باشم.

«وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ» بقره/۱۴۳ عده‏اى از مسلمان‏ها شاهد و ناظر هستند. مثل پلیس راه.

راه ما راه خدا «إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» هود/۵۶ راه، راه مستقیم، رهبر، امام، ولى خداست. چاله هایى که در مسیر راه است فقر و بدبختى است که باید با زکات و خمس پر شود. به دزدهایى که در مسیر راه مى‏رسیم با شمشیر جهاد حسابشان را مى‏رسیم.

بکن نکن‏ها تابلوهاى امر به معروف و نهى از منکر است.

هدف نهایى، رسیدن به رضاى خدا.

اصلاً کل کاروان این است.

۴- یکى دیگر از اهداف مثبت انفاق دوست‏گیرى است.

چرا پول خرج‏مى کنى؟ مى‏خواهم با او رفیق شوم. البته دوست‏گیرى مثبت.

۵- یکى دیگر از اهداف مثبت انفاق کنیه زدایى است. چرا پول خرج مى‏کنى؟ یک مهمانى مى‏دهیم براى آشتى کنان یا یک خرده از من بدش آمده با یک مهمانى که مى‏دهم مشکلات حل مى‏شود.

کینه زدایى هدف خوبى است و مثبتى است «وَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ» توبه/۶۰.

۶ – چرا سور مى‏دهى؟ اصلاً مى‏خواهیم بگوییم، بخندیم. اصلاً مسلمان‏ها با هم بگویند بخندند یک ارزش است(ادخال سرور)

۷ – چرا سور مى‏دهى؟ براى رفع تهمت. از بس مردم گفتند: فلانى کنث و بخیل است گفتیم یک سور بدهیم.

این‏ها هدف‏هاى خوبى است. این خوب‏ها یک جور خوب نیست درجه بندى دارد.

پشم را قالى مى‏کنند ولى یک قالى پالان خر مى‏شود و یک قالى را قاب مى‏کنند در کشورهاى خارج مى‏زنند.

وجه الله، درجه یک است.

شکوفا کردن، یک کسى مى‏خواهد خودسازى کند. افرادى هستند مى‏گویند: آقاى قرائتى، ما چه کنیم که خودسازى کنیم؟ یکى از راه‏هاى خودسازى این است که به هر کسى سلام کنیم. و هر چه دارى به دیگران بدهى. و و و. . .

آقاى قرائتى یک کتاب عرفان براى من معرفى کن.

کتاب خیلى است و عرفان رشته‏اى است که من سر در نمى‏آورم. اما این قدم‏هاى اولش را برو تا به آن کلاس‏هاى بالایش برسى.

این آقا شنیده که مثلاً فلانى عارف است و مى‏خواهد روز اول عارف شود.

عرفان تو به این است که روح سخاوت را در خودت زنده کنى. مى‏ترسى، برو جبهه. روح شجاعت را در خودت زنده کن. روح تحصیل را، روح عبادت را در خودت زنده کن. این اهداف مثبت بود.

اهداف منفى:

۱ – چراخرج مى‏کنى؟ چطور خرج کرد؟ چشم هم چشمى.

تشریفات، قهرمان شدن، اصلاً یک سور و جشن و افطارى مى‏گیرد یک تالار عروسى راه مى‏اندازد که مى‏خواهد در شهر نمونه‏اش نباشد.

۲- کلاه بردارى. یک افطارى مفصل مى‏دهد که فردا بتواند در بازار بچاپد.

سور مى‏دهد که بگویند حزب اللهى است که فردا یک پستى بگیرد.

۳ – دسته گلى آب داده مى‏خواهد سرپوشى کند. دسته گلى آب داده گفتند: آدم بدى است فورى یک پولى خرج مى‏کند، روضه خوانى مى‏کند که بگویند آدم خوبى است(سرپوشى)

این‏ها اهداف منفى است.

پس باید دانست هر پولى که آدم خرج مى‏کند به خدا نزدیک نمى‏شود. اگر هدف مثبت باشد یک اثر دارد، هدف منفى باشد. . . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ»(تهذیب‏الأحکام، ج‏۱، ص‏۸۳)

چاقوکش و جراح هر دو شکم پاره مى‏کنند منتها از چاقوکش ۳۰ هزار تومان مى‏گیرند ولى به دکتر ۳۰ هزار تومان مى‏دهند.

هر کس شکم پاره کرد ارزش ندارد.

هر کس سور داد مهم نیست. این سور بر چه اساسى است؟ بر اساس خدا و ایجاد سخاوت و پر کردن خلأ در جامعه و کینه زدایى و ادخال سرور و اگر بر اهداف مثبت باشد یک خاصیتى دارد. اگر بر اساس منفى باشد یک خاصیت دیگر دارد. خلاصه کارهایمان را با نیت مى‏توانیم عوضش کنیم. گاهى یک کسى مى‏گوید: بخوریم خوشمزه است. یک وقت مى‏گوید: بخوریم که جان داشته باشیم. تازه جان داشته باشیم، یکى مى‏گوید: بخوریم جان داشته باشیم. جان داشته باشیم خوب خدمت کنیم. بعد حالا جان داشته باشیم، جان را براى چه می‌خواهد؟ این‏ها اهداف انفاق است.

آداب:

در مورد آداب در این دو سه دقیقه‌ی آخر مواردی را ذکر کنیم، در آن جلسه قبل چند تا آداب گفتیم؟ ۹ تا. براى انفاق آدابى و آثارى است که ۹ تای آن را در آن جلسه گفتیم. که منت در آن نباشد، برای خدا باشد. زیاد نباشد. کم نباشد. چون بعضى از افراد گاهى زیاد انفاق مى‏کنند. به حضرت رسولصلی الله علیه و آله گفتند: فلانى هر چه پول داشته، در راه خدا داده. حضرت فرمود: اگر من مى‏دانستم نمى‏گذاشتم او را در قبرستان مسلمان‏ها دفن کنید. مگر ایشان بچه ندارد؟ گفتند: چرا ایشان بچه دارد ولى همواره در راه خدا داده است. فرمود: بیخود کرده است. کسى که اولاد دارد، براى اولادش باید یک چیز بگذارد. حضرت در خانه نشسته بود، پیراهنى پوشیده بود. یک خانمى پسرش را فرستاد خانه‌ی پیامب صلی الله علیه و آله ر. گفت: برو سلام مرا به پیامبرصلی الله علیه و آله برسان و بگو من یک زنى هستم در خانه، دوست دارم پیراهن پیامبرصلی الله علیه و آله را به عنوان تبرک داشته باشم.

پسرش امد، به پیامبر سلام داد و پیغام مادرش را به ایشان داد.

پیامبرصلی الله علیه و آله هم پیراهن خود را در آورد داد. پیراهن دیگر نداشت، برهنه شد. ظهر شد «حَیَّ عَلَى الصَّلَاهِ» پیامبر پیراهن نداشت در خانه ماند. آیه نازل شد یا رسول الله چه کسی گفت تو اینگونه پول خرج کنى؟ ! گفتیم: انفاق ولى نه این طور. «وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى‏ عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» اسراء/۲۹ نه دست به گردن باش که هیچ وقت در جیب نرود. «وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» این رقمى ما نگفتیم اندازه مى‏خواهد.

افرادى هستند وقتى رفیق مى‏شوند با هم مى‏روند سلمانى با هم مى‏روند حمام، با هم ساندویچ مى‏خورند، با هم مى‏گویند، با هم مى‏خندند. به قدرى با هم رفیق هستند که از هم جدا نمى‏شوند. یک وقت هم مى‏بینى ۲۲ سال است که به هم نامه ننوشتند.

هر چیزى اگر کنترل شود این که ما مى‏گوییم «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» فاتحه/۶ راه مستقیم حتى در قدم به قدم جایگاه زندگیمان باید به آن آیند باشیم. رفیق شدن، دوست شدن هر کدام اندازه دارد.

راجع به ترک انفاق هم روایاتى داریم.

کسى اگر انفاق نکند حالا یا انفاق واجب یا مستحب.

از نظر عبادى که اگر کسى لباس بپوشد که دکمه‌ی لباسش از پول خمس نداده باشد نمازش باطل است. یعنى لباس پوشیدى دکمه‏اش از پولى است که شما خمس آن را ندادى.

از نظر آثار وضعى، حضرت فرمود: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ص: «إِذَا مُنِعَتِ الزَّکَاهُ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَاتِهَا»(کافی، ج‏۳، ص‏۵۰۵) همش ما مى‏گوییم آقا، این وزارت کشاورزى نمى‏تواند بیاید سمپاشى کند. آن وقت آن کشورهایى که سمپاشى مى‏کنند در آن جا ملخ و آفت و این چیزها پیدا نمى‏شود. والله بالله سمپاشى یک کانال است به خدا، به پیر، به پیغمبر صلی الله علیه و آله، یک کانال دیگر هم هست.

کسى که زکات ندهد خداوند اجازه نمى‏دهد زمین برکتش را صادر کند.

رسول خداست ما که قبول داریم پیامبر صلی الله علیه و آله را، پیامبر صلی الله علیه و آله ما فرمود: «إِذَا مُنِعَتِ الزَّکَاهُ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَکَاتِهَا» زکات نمى‏دهیم، آن وقت برکت. . . آن وقت به دست و پا مى‏افتیم. آقا نان نیست. آب نیست بارندگى نشده ملخ خورده، آفت گرفته. همه‌ی وزارت‏ها را به هم مى‏زنیم یک کسى نمى‏گوید شاید گیر درخودمان است. شاید من زکات ندادم. گاهى وقت‏ها خداوند بدبختى را براى کسى مقدر مى‏کند به خاطر آزمایش. اما چون طرف اهل بریز و بپاش هست خداوند حل مى‏کند. یادتان نرود قصه‏اى که از امام رضاعلیه السلام شنیدید.

امام رضاعلیه السلام یک قصه‏اى نقل کرد که فرمود: در بنى اسرائیل یک کسى بود آدم خوبى بود خواب دید که به او گفتند شما ۶۰ سال عمرى که دارى ۳۰ سالش باید خوش باشى، ۳۰ سالش باید بدبخت باشى. حالا مى‏خواهى اول عمرت شاد باشى آخر عمرت به نکبت و بدبختى، مى‏خواهى ۳۰ سال اول بدبخت باش ۳۰ سال آخر خوب شوى.

او گفت: اجازه بدهید با خانم مشورت کنم. با خانمش مشورت کرد، خانمش گفت: فعلاً حالا ۳۰ سال اول خودش باشیم، جوانى است حالا تا آخرش.

او گفت: خانم گفته ۳۰ سال اول.

۳۰ سال اول خوش بودند. ۳۰ سال بعد هم دیدند خوش هستند گفتند: چى شد؟

خداوند فرمود: ما ۳۰ سال اول که به او نعمت دادیم او خیلى بریز و بپاش داد. هر چه فقیر بود مى‏داد ما وقتى دیدیم او این قدر آدم سخى‌ای است، گفتیم: حیف است چنین آدم خوبى را ۳۰ سالش را برایش تلخ بزنیم.

گاهى خدا مى‏دهد چون شما مردانگى نشان مى‏دهى تا آخر لطف مى‏کند. گاهى مى‏دهد که از تو مى‏گیرد.

اگر زکات ندهید. آن است مى‏آید آن وقت هى دست و پا مى‏زنید کود شیمیایى و تراکتور و چى و چى. . . آقاجان تراکتور درست، کشاورزى هم درست، علم کشاورزى هم درست اما شک هم هست. ناله هم هست. نماز و باران هم مهم هست. توبه هم هست. آخر بابا! ما قرآن را هم قبول داریم. قرآن مى‏گوید: شما اگر دیدید باران نمى‏آید گناه کردید توبه کنید خدا برایتان باران بفرستد. «ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً» هود/۵۲ قرآن که دروغ نیست. یک خرده برو در صف نماز جماعت شاید صف تخم مرغ کم شود. از آن صف نماز جماعت در مى‏آیى در صف نان مى‏ایستى. جزاى کسى که در آن صف نباشد باید برود در آن صف.

گاهى ما همه‏اش روى کانال یک هستیم تز، آنتى تز، سنتز.

یک خرده فرمول‏هاى علمى درست است اما دو کانال دارد نظام هستى. یک کانال مادى، یک کانال معنوى.

کانال معنوى این است که وقتى فلان گناه زیاد مى‏شود، فلان حادثه رخ مى‏دهد. ما باید برگردیم به سمت خدا.

هیچ خطرى انسان را در بر نمى‏گیرد. حدیث است: اگر انسان‌ها گناه تازه‏اى کند خدا برایشان یک بلاى تازه‏اى مى‏فرستد. منکر علم و حقیقات نیستم. اما ناراحتى من از این است که چرا علم زده شدیم و احساس نمی‌کنیم که در این عالم بین عمل من و بارندگى یک خطرى است که مى‏گوید: اگر تو دست از این عملت بردارى باران مى‏آید.

خدایا: در همه‌ی کارها، هدف‏هاى ما را هدف‏هاى مثبت و مقرب قرار بده.

حالاکه عمرمان صرف مى‏شود، پولمان خرج مى‏شود، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: دنیا بازار است، مجبورى در این بازار عمرت را بفروشى. ما فروشنده‌ی اجبارى هستیم. بخواهیم یا نخواهیم باید عمرمان را در این بازار بدهیم. حالا که بنا است عمرمان رصرف شود، پولمان صرف شود: نیرویمان صرف شود، خدایا ما را در اهداف مثبت توفیق بده نیرویمان و عمرمان را صرف کنیم. الهى آمین

عمرمان را خرج خیال و وهم، چشم و هم چشمى، تشریفات، قهرمان شدند.

خداى: ما را در تمام کارها از اهداف مادى که روز قیامت یک مرتبه بگوییم اى کاش حیف شدم، خراب کردم. خدایا: ما را اهل حسرت و خسارت در قیامت قرار نده.

«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *