امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۱۲:۲۸

امام علی (ع) ، (نامه به مالک اشتر) – ۱۵

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۶۹/۱/۲۶

بسم الله الرّحمن الرّحیم


چونکه بیننده‏ها بحث را شب نوزدهم ماه رمضان مى‏بینند و یکى از برنامه هاى شب نوزدهم این است که انسان مکرر این جمله را بگوید(اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ) امیرالمومنین(علیه السلام) قاتلش یک نفر بود ابن ملجم اما(قتل) یعنى قاتلین جمع است. یک سوال قاتل اینجا یک نفر بود چرا مى‏گوئیم خدایا لعنت کن قاتلین را؟ از اینجا معلوم مى‏شود تمام کسانى که راضى بودند به قتل امیرالمومنین(علیه السلام) آنها هم جزو قاتلین هستند. این خودش یک درس است که اگر گناهى مى‏شود ما نباید حتى یک لحظه به آن گناه راضى باشیم. کسانى که خودشان کارى انجام نمى‏دهند اما در یک خط و جریانند آنها همه مسئولند. (الْصَقْ بِذَوِی الْمُرُوءَاتِ) رابطه داشته باش آنهایى که توى دربار و وزیر و وکیل و مسئولین حکومتى تو کارگزان حکومت تو باى آدم هایى باشند داراى مروت، و اهل خانه‏هاى صالح، فامیل دار، کس دار نه یعنى اینکه آنها پول دار باشند، فامیل‏هاى محترم ولو فقیر از خاندان محترم و خوب باشد. (وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَهِ) سابقه حسنه، خوش نام و خوش چهره باشد(أَهْلِ النَّجْدَهِ وَ الشَّجَاعَهِ) اهل شجاعت و بزرگوار باشد(ثُمَّ وَ السَّخَاءِ وَ السَّمَاحَهِ) شجاع و سخى باشند سعه صدر و بزرگوار و روحشان بلند باشد.
با آدم‏هاى متملق و پست و بى مروت، بى ریشه، از خانواده هایى که صالح نیستند و سابقه خوبى ندارند و شجاعت و سخاوت و کرم ندارند اینها را کنار بگذار و در ارتباطاتت با این تیپ رابطه داشته باش. در ازدواج هم اگر مى‏خواهى انتخاب کنى از این فامیل باشد در شریک هم مى‏خواهى انتخاب کنى از این فامیل باشد، اصولاً مى‏خواهى رفیق هم پیدا کنى از این فامیل باشد. امیرالمومنین(علیه السلام) کسى است که رسول خدا(صلی الله علیه) در مورد او فرمود رابطه من او مثل رابطه سر و بدن است، سر نسبت به بدن همه بدن است. (سیره حلبى) امیرالمومنین(علیه السلام) کسى است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در حق او فرمود در جنگ احزاب(کل ایمان در مقابل کل کفار) یعنى یک نفر بود اما ماکت در مقابل کل ایمان بود. امیرالمومنین(علیه السلام) کسى است که پیغمبر در غدیر خم فرمود کسى است که درباره خدا از هیچ نیشى هراس ندارد. حضرت على(علیه السلام) کسى بود که پیغمبر(صلی الله علیه و آله) به فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: دخترم براى تو همسرى انتخاب کرده‏ام(یَا فَاطِمَهُ أَ مَا تَرْضَیْنَ أَنْ زَوَّجْتُکِ خَیْرَ أُمَّتِی أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَکْثَرَهُمْ عِلْماً) با سوادترین مردم(وَ أَفْضَلَهُمْ حِلْماً) صبورترین مردم(وَ أَوَّلَهُمْ سِلْماً) علامه امینى صد حدیث از شیعه و سنى نقل کرده که اولین کسى که به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) ایمان آورد على ابن ابى طالب بود. اول کسى که سجده شکر کرد على ابن ابى طالب است، کسى که شب هجرت جاى رسول خدا خوابید و جانش را فدا کرد على ابن ابى طالب است در جنگ خیبر فرمود من فردا پرچم را بدست کسى مى‏دهم که ابدا در هیچ جنگى پا به فرار نگذاشته است. فردا پرچم دار جنگ خیبر کسى است که خدا و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) او را دوست دارد و مردم دیدند که پرچم را به على ابن ابى طالب داد.
على ابن ابى طالب کسى است که فخر رازى در تفسیر «لیله القدر خیر من الف شهر» شب قدر از هزار ماه بهتر است و هزار تقسیم بر دوازده مى‏شود هشتاد و سه سال. یک شب از یک عمر ارزشش بیشتر است مى‏گوید چطور یک شب از یک عمر ارزشش بیشتر است؟ فخر رازى که از علماى اهل سنت است مى‏گوید همانطور که پیغمبر(صلی الله علیه و آله) در مورد حضرت على(علیه السلام) فرمود(ذلک الیوم فی مبارزه علی(علیه السلام) لعمرو بن ود العامری أفضل من عباده أمتی إلى یوم القیامه) إرشادالقلوب ج2 ص245- جنگ چند ساعه على(علیه السلام) در جنگ حقوق ارزشش از تمام اعمال امت اسلامى بیشتر است اول کسى که به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمود(جُعِلْتُ فِدَاکَ) جانم به فداى تو على(علیه السلام) بود.
کسى که در جنگ احد از آسمان صدا در آمد(لَا سَیْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَ لَا فَتَى إِلَّا عَلِیٌّ) الکافی ج8 ص110- جوانمردى نیست جز على و شمشیرى نیست جز ذوالفقار و جالب اینجاست که علامه امینى(ره) مى‏فرماید «قد اجمع ائمه الحدیث على نقله» یعنى اجماع کرده‏اند تمام حدیث نویسان از شیعه و سنى. امام على(علیه السلام) وقتى ضربت خورد فرمود(فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَهِ) به خداى کعبه رستگار شدم این «فزت» را هر کس مى‏خواهد ببیند که چیه؟ در قرآن هیجده کمال است که خدا به این هیجده کمال گفته «فز، فوز» کسى که « کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فازَ« آل عمران(۱۸۵) کسى که اهل بهشت است «فزت» و امیرالمومنین(علیه السلام) وقتى که ضربت مى‏خورد مى‏فرماید «فزت» یعنى من که اهل بهشتم «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ« المائده(۱۱۹) قرآن مى‏فرماید هرکس خدا از او راضى است «فوز» است و تا ضربت مى‏خورد مى‏فرماید «فزت» یعنى خدا از من راضى است. «رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ« التوبه(۷۲) رضایت خدا فوز است.
در آیه دیگر مى‏فرماید کسى که در راه خدا بجنگد »یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ« التوبه(۱۱۱) بجنگد، کشته بشود و بکشد «وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ» یعنى تا ضربت مى‏خورد مى‏گوید آى مردم من از آنهایى هستم که عمرى در راه خدا جنگدیم، کشتم براى خدا کشته شدم براى خدا «فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فی‏ رَحْمَتِهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ« الجاثیه(۳۰) هر کسى که خدا داخل رحمتش کند فوز رسیده و تا ضربت مى‏خورد مى‏گوید فزت یعنى من داخل رحمت شدم. « یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى‏ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ بُشْراکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ« الحدید(۱۲) کسى که نور جلویش است این رستگار است و تا ضربت مى‏خورد مى‏گوید فزت یعنى نور جلوى من است «آمنو، هاجروا، زاهدوا» اینها فائزند و تا ضربت مى‏خورد مى‏گوید فزت یعنى از آنهایى هستم که در عمرم(آمنو) در عمرم(هاجروا) در عمرم(زاهدوا) یعنى امیرالمومنین(علیه السلام) مى‏فرماید فزت، فزت از فوز است و فوز یعنى رستگارى که قرآن به هجده کمال و مقام گفت فوز، رضایت خدا، نور جلوى راه، دخول در رحمت، نجات از آتش، هاجروا، زاهدوا، آمنوا به اینها مى‏گوید فوز و امیرالمومنین(علیه السلام) که مى‏فرماید(فزت)
یعنى از این هجده پله فتم بالا. چنین فائزى به چنین مالک اشترى مى‏فرماید اى مالک اشتر مواظب باش توى انتخابات آدمهاى عیاش، شهوت ران، پول پرست را دور خودت جمع نکنى، آدم هایى که مى‏آیند دور تو ثروتشان از میلیونها، میلیاردها. . . چون من رهبر تو هستم حضرت امیر(علیه السلام) مى‏فرماید من با همین مرکب و لباس و سفره‏ام آمده‏ام حکومت کنم اگر بعد از حکومت دیدید کفش و لباسم عوض شده پیداست که خیانت کرده‏ام من زاهدانه آمدم و زاهدانه مى‏روم
(دَخَلْتُ بِلَادَکُمْ) بحارالأنوار ج40 ص ۳۲۵ من وارد شهر شما شدم براى حکومت(بِأَشْمَالِی هَذِهِ) با همین لباسهایم(رِحْلَتِی وَ رَاحِلَتِی) این سفره‏ام است و این مرکبم است با این وضع آمدم و اگر دیدید بعد از حکومت طور دیگر از شهر خارج شدم با دنگ و فنگى، بپرسید این پولها را از کجا آوردید.
امیرالمومنینى که به مسئولین مى‏فرماید: پیش بکش حسابت را ببینم از کجا آوردى چند سال توى این اداره بودى از کجا به اینجا رسیدى با چه پولى، اگر مى‏خواهى حکومت داریت خوب باشد اهل مروت و جوانمرد را حساب کن و چه جوانمردى بهتر از على(علیه السلام).
حدیثى را دو تا از علما نقل کردند ولى هر چه گشتیم. . . دو تا شهادت دادند که ما حدیث را دیدیم منتها من مى‏خواستم حدیث را از رو بخوانم هر چه گشتیم سه نفرى آنها عالم بودند و من هم طلبه گیرمان نیامد ولى حدیث داریم که؛ ابن ملجم یک زمانى در کوفه قبل از اینکه این شمشیر را بزند، مریض بود همه دوستانش او را رها کردند. امیرالمومنین(علیه السلام) آمد دیدنش دید که او مریض شده و براى او غذا پخت و با قاشق دهان قاتلش گذاشت. چه صاحب مروتى از این مروت بیشتر. حدیثى را من در فروع کافى دیدیم که امیرالمومنین(علیه السلام) مى‏فرمایدکه فقیرى، فقیرها دو رقمند اینهایى که راه مى‏افتند توى کوچه و بازار که خیلى‏هاشان هم فقیر نیستند و بعضى از فقیرها آبرو دارند که اسلام مى‏گوید به فقیرهاى آبرو دار بیشتر برسید، آبرو دار و محترمى بود که امیرالمومنین(علیه السلام) وقت خرما(خَمْسَهَ عَشَرَ وَسْقاً مِنْ تَمْرٍ) سیصد من خرما برایش فرستاد «فقال رجل» یک نفر گفت آقا سیصد من زیاده «ما فعلک» آن که نگفته بده فرمود
(لَا کَثَّرَ اللَّهُ فِی الْمُؤْمِنِینَ ضَرْبَکَ) خدا مثل تو را زیاد نکن اینقدر تو تنگ نظرى(أُعْطِی أَنَا) من مى‏دهم و «أُعْطِی أَنَا وَ تَبْخَلُ أَنْتَ لِلَّهِ) تو نمى‏توانى ببینى بعد فرمود(إِذَا أَنَا لَمْ أُعْطِ الَّذِی یَرْجُونِی إِلَّا مِنْ بَعْدِ الْمَسْأَلَهِ ثُمَّ أُعْطِیهِ بَعْدَ الْمَسْأَلَهِ فَلَمْ أُعْطِهِ ثَمَنَ مَا أَخَذْتُ مِنْهُ) الکافی ج4 ص22- اگر صبر کنم بعد از آنکه گفت بده پول آبرویش را داده‏ام ارزش به آن است که فقیر نگفته به او بدهى و اگر آمد و گفت فقیرم و به او دادى آن مقدارى که آبروى داشته ریخته. . .
پس اگر مى‏خواهید انفاقتان ارزش داشته باشد قبل از آنکه فقیر بگوید به او بدهید اگر گفت بده بعد دادید آن مقدارى را که دادى پول آبرویى بوده که ریخته. بعد امیرالمومنین(علیه السلام) جمله عجیبى گفت که مى‏خواهم از روى کافى بخوانم مى‏فرماید که مگر شما نمى‏گوید اللهم اغفر للمومنین خدایا مومنین را ببخش کسى که این را مى‏گوید یعنى اینکه خدایا به آنها بهشت بده تو که این را مى‏گویى نمى‏توانى سیصد من خرما را تحمل کنى؟ چطور دروغ مى‏گویى که خدایا بهشت بده الان سیصد من خرما را تحمل نمى‏کنى پس دروغ مى‏گویى «اللهم اغفر للمومنین» آدمهاى بخیل در انفاق و آنهایى که مو را از ماست مى‏کشنند. حضرت امیر(علیه السلام) فرمود اللهم اغفر للمومنین و المومناتشان دروغ است حدیث این است(أَنَّ الْعَبْدَ قَدْ یَقُولُ فِی دُعَائِهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِذَا دَعَا لَهُمْ بِالْمَغْفِرَهِ فَقَدْ طَلَبَ لَهُمُ الْجَنَّهَ فَمَا أَنْصَفَ مَنْ فَعَلَ هَذَا بِالْقَوْلِ وَ لَمْ یُحَقِّقْهُ بِالْفِعْلِ) الکافی ج4 ص ۲۲ بى انصاف است کسى که بگوید خدایا به او بهشت بده اما خودش یک کیلو خرما ندهد. مروت چیست؟ مروت از مرء و مرءاِ، مرء یعنى زن، مرد مروت یعنى مردانگى پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمود جوانمرد کسى است که خودش نمى‏خورد و به دیگران مى‏دهد.
حدیث دیگر داریم که جوانمرد کسى است که از لغزش مردم بگذرد، جوانمرد کسى است که اگر حکومت پیدا کند عادل باشد حدیث داریم اگر گفتند این آبگوشت را تقسیم کن همه گوشتش را براى خودش برندارد از تقسیم یک دانه خرما تا تقسیم مسائل مهم. جوانمرد کسى است که قدرت دارد، عفو مى‏کند. جوانمرد کسى است با اینکه خودش ندارد همان کمى هم که دارد با هم بخورند. جوانمردى، تلاوت قرآن، حضور در مساجد، عالم شدن، جوانمردى در مسافرت بریز و بپاش کردن نه در حد اسراف، شوخى کردن، جوانمرد کسى است کارى نکند که اگر فیلمبردارى نشان داد خیس عرق بشود خیلى صاف باشد.
جوانمرد، نمونه‏اش یوسف است تا برادرهایش گفتند ببخشید شما را توى چاه انداختیم فرمود »لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ« جوانمرد کسى است که تا گفتند غیبتت را کردیم فورى بگوید راضیم نه اینکه تو چه حقى داشتى؟ تا آخر عمر از تو نمى‏گذرم، حلالت نمى‏کنم، گذاشتم براى قیامت! بابا ول کن شما شب نوزدهم مى‏گویی خدایا من را ببخش خوب تو هم مردم را ببخش. جوانمرد امیرالمومنین(علیه السلام) وقتى که ابن ملجم به او شمشیر زد فرمود به او شیر بدهید چو اسیر توست تو اکنون کن با اسیر مدارا.
آنکه با دوستان بداند ساخت و آنکه با دشمنان بداند زیست.
این جوانمرد است.
مروت نباشد بر افتاده زور، یک مظلومى را که به او مى‏زنى و حقش را مى‏خورى این که مروت نیست.
مرغ پست است که دانه را از پیش مورى که زور ندارد مى‏برد مرغ زور دارد مى‏آید دانه مورچه را مى‏برد در اسلام خانواده ایى پر برکت‏تر از خانواده امیرالمومنین(علیه السلام) نیست پدر ابوطالب اول مومن گرچه بعضى خوش انصافها مى‏خواهند بگویند ابوطالب ایمان نیاورد اما ده، دوازده دلیل داریم بر اینکه ابوطالب مومن بود ۱- پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه هدى فرمودند: ابوطالب ایمان داشت. ۲ – در شرائط سختى ابوطالب از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حمایت مى‏کرد. ۳- سیصد شعر گفته ابوطالب که در شعرهایش ایمان خودش را گفته. ۴ – به همسرش فاطمه بنت اسد و بچه هایش مى‏گفت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ایمان بیاورید. ۵ – پیغمبر در حق او دعا کرد. ۶ – ابوبکر و عباس مى‏گویند ما با گوش خودمان شنیدیم که او مى‏گفت لا اله الا الله محمد رسول الله. ۷ – پیغمبر(صلی الله علیه و آله) بالاى منبر در حق او دعا کرد و در تشیع جنازه او شرکت کرد. ۸ – حضرت امیر(علیه السلام) در فوت پدر مرثیه خواند، اشعارى خواند و حتى نصیحت کرد که بعد از شهادت من براى پدرم ابوطالب حج انجام دهید.
فرزندان ابوطالب: طالب، عقیل، جعفر طیار، حضرت امیر(علیه السلام)، ‌ام هانى دخترش چه خانواده با برکتى، طالب مفقود الاثر. عقیل خودش نابینا بود اما سه نفر از فرزندانش در کربلا به یارى امام حسین(علیه السلام) آمدند و شهید شدند. جعفر طیار خودش در حوالى شام جنگ موته دو تا دستش در راه اسلام داده شد و شهید شد، حضرت امیر(علیه السلام) شب نوزدهم شهید مى‏شود، همسرش فاطمه زهرا(سلام الله علیها) شهید شد، برادرش شهید شد، پسرهایش امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) شهید شدند. ‌ام هانى کسى است که پیغمبر وقتى از معراج برگشت اول خانه‏ام هانى بود و خانه‏ام هانى محل امن بود. ‌ام هانى از زنهاى بسیار وارسته بود، روز فتح مکه خانه‏اش محل امن بود.
خانواده‏اى ریشه دار. معناى(فزت و رب الکعبه) به خداى کعبه رستگار شدم این معناى آبکى‌اش است. ترجمه عمیقش باید ببینیم خداوند در قرآن به چه گفته فوز و به چه کسانى گفته فائز. حدیثى دیدیم که حضرت امیر(علیه السلام) مزرعه هایى داشت که در آمد مزرعه‌هایش را جمع کرد چهل کیلو طلا شد اینقدر امیرالمومنین(علیه السلام) پول داشت تمامش را در راه خدا داد بعد شمشیرش را براى خرجى فروخت و فرمود به خدا قسم پول دیگر ندارم یعنى از تمام مردم زمان وضعش بهتر بود چهل کیلو طلا، یک کیلو هزار گرم است پس من اشتباه کردم حدیث را از رو مى‏خوانم چون به کیلو درآوردم اشتباه شد. چهار هزار دینار، یک دینار یک مثقال طلا است، چهار هزار مثقال طلا درآمد مزرعه‏هاى امیرالمومنین(علیه السلام) بود که همه‏اش را در راه خدا داد و وقتى زکات را دادند در کوفه هفت قبیله بودند فرمود از هر فبیله‏اى یک نماینده بیاید. هفت نفر آمدند و زکات را تقسیم کرد. جوال، گونى یا ظرف را که تکان داد یک تکه نان افتاد فرمود دوباره این هفت نفر بیایند این نانى که ته جوال مانده بود را هفت تکه کرد و به هر کدام یک تکه داد. اوج قدرت،
اوج عدالت، اوج عزت و اوج اشک و هزار رکعت نماز مى‏خواند بعضى شبها. علامه امینى صاحب الغدیر یک ماه رمضان آمد مشهد، خراسانی‌ها قدر خودشان را بدانند. از نجف آمد مشهد هر شب رفت توى حرم امام رضا(علیه السلام) از سر شب تا صبح هرشب، شبى‏۱۰۰۰ رکعت نماز مى‏خواند و با این عمل سى شب خود ثابت کرد که مى‏شود شبى ۱۰۰۰ رکعت نماز خواند. اشکش، شمشیرش، قضاوتش، سخنرانیش، زن دارى‌اش، تربیت بچه‏اش الحمدلله که ما از علاقه‏مندان به امیرالمومنین هستیم اما مروتش همین که مى‏بیند دشمنش مریض است مى‏آید و قاشق، قاشق‌اش دهان دشمنش مى‏گذارد و وقتى ضربت مى‏زند شیر به او مى‏دهد کیست مثل على(علیه السلام) و چطورى مى‏شود این على(علیه السلام) را تصور کرد و از خداوند بخواهید بچه‌هایتان تا ابد از محبین امام على(علیه السلام) و اهل بیت باشند.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *